شناسه حدیث :  ۴۴۰۰۷۳

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۵۸  

عنوان باب :   المجلس السبعون

معصوم :   امام سجاد (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ اَلْكُلَيْنِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلتَّمِيمِيِّ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبِي سَيِّدَ اَلْعَابِدِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَتِ أَخْبِرْنِي عَنْ جَدِّنَا رَسُولِ اَللَّهِ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ أَمَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِخَمْسِينَ صَلاَةً كَيْفَ لَمْ يَسْأَلْهُ اَلتَّخْفِيفَ عَنْ أُمَّتِهِ حَتَّى قَالَ لَهُ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اِرْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَسَلْهُ اَلتَّخْفِيفَ فَإِنَّ أُمَّتَكَ لاَ تُطِيقُ ذَلِكَ - فَقَالَ يَا بُنَيَّ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لاَ يَقْتَرِحُ عَلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ يُرَاجِعُهُ فِي شَيْءٍ يَأْمُرُهُ بِهِ فَلَمَّا سَأَلَهُ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ ذَلِكَ وَ صَارَ شَفِيعاً لِأُمَّتِهِ إِلَيْهِ لَمْ يَجُزْ لَهُ رَدُّ شَفَاعَةِ أَخِيهِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَرَجَعَ إِلَى رَبِّهِ يَسْأَلُهُ اَلتَّخْفِيفَ إِلَى أَنْ رَدَّهَا إِلَى خَمْسِ صَلَوَاتٍ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَتِ فَلِمَ لَمْ يَرْجِعْ إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَسْأَلْهُ اَلتَّخْفِيفَ مِنْ خَمْسِ صَلَوَاتٍ وَ قَدْ سَأَلَهُ مُوسَى أَنْ يَرْجِعَ إِلَى رَبِّهِ وَ يَسْأَلَهُ اَلتَّخْفِيفَ فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَرَادَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنْ يُحَصِّلَ لِأُمَّتِهِ اَلتَّخْفِيفَ مَعَ أَجْرِ خَمْسِينَ صَلاَةً لِقَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ - « مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا » أَ لاَ تَرَى أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمَّا هَبَطَ إِلَى اَلْأَرْضِ نَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ إِنَّهَا خَمْسٌ بِخَمْسِينَ - « مٰا يُبَدَّلُ اَلْقَوْلُ لَدَيَّ وَ مٰا أَنَا بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ » قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَتِ أَ لَيْسَ اَللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ لاَ يُوصَفُ بِمَكَانٍ فَقَالَ بَلَى تَعَالَى اَللَّهُ عَنْ ذَلِكَ فَقُلْتُ فَمَا مَعْنَى قَوْلِ مُوسَى لِرَسُولِ اَللَّهِ اِرْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَقَالَ مَعْنَاهُ مَعْنَى قَوْلِ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ « إِنِّي ذٰاهِبٌ إِلىٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ » وَ مَعْنَى قَوْلِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ « وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضىٰ » وَ مَعْنَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ « فَفِرُّوا إِلَى اَللّٰهِ » يَعْنِي حُجُّوا إِلَى بَيْتِ اَللَّهِ يَا بُنَيَّ إِنَّ اَلْكَعْبَةَ بَيْتُ اَللَّهِ فَمَنْ حَجَّ بَيْتَ اَللَّهِ فَقَدْ قَصَدَ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلْمَسَاجِدُ بُيُوتُ اَللَّهِ فَمَنْ سَعَى إِلَيْهَا فَقَدْ سَعَى إِلَى اَللَّهِ وَ قَصَدَ إِلَيْهِ وَ اَلْمُصَلِّي مَا دَامَ فِي صَلاَتِهِ فَهُوَ وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ أَهْلُ مَوْقِفِ عَرَفَاتٍ هُمْ وُقُوفٌ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِقَاعاً فِي سَمَاوَاتِهِ فَمَنْ عُرِجَ بِهِ إِلَى بُقْعَةٍ مِنْهَا فَقَدْ عُرِجَ بِهِ إِلَيْهِ أَ لاَ تَسْمَعُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ - « تَعْرُجُ اَلْمَلاٰئِكَةُ وَ اَلرُّوحُ إِلَيْهِ » وَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قِصَّةِ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ « بَلْ رَفَعَهُ اَللّٰهُ إِلَيْهِ » وَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ - « إِلَيْهِ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ وَ اَلْعَمَلُ اَلصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ » .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۴۵۸

6 - زيد بن على گويد از پدرم پرسيدم كه جد ما رسول اللّٰه را بمعراج بردند و خدا باو پنجاه نماز تكليف كرده چرا براى امتش تخفيف نخواست تا موسى بن عمران باو گفت برگرد و از پروردگارت تخفيف بخواه كه امتت توان آن ندارند، فرمود اى پسر جان رسول خدا بالاى سخن خدا سخن نميگفت و هر چه باو دستور ميداد باو مراجعه نميكرد ولى چون موسى اين درخواست را از او كرد و شفيع امتش شد روا نبود شفاعت برادرش را رد كند و نزد خدا برگشت و تخفيف خواست تا به پنج نماز رسيد. گويد گفتم پدر جان چرا با درخواست موسى از پنج نماز تخفيف نخواست‌؟ فرمود پسر جان خواست كه امتش با اين پنج نماز ثواب پنجاه نماز را ببرند براى آنكه خدا (سوره انعام-162) فرمود هر كه حسنه‌اى آورد ده برابر اجر برد، ندانى كه چون بزمين آمد جبرئيل باو نازل شد و گفت اى محمد پروردگارت بتو سلام رساند و ميفرمايد همان پنج به پنجاه است گفته من عوض نشود و من به بندگان ستم نكنم گويد گفتم پدر جان مگر اين نيست خدا را مكانى نيست‌؟ گفت آرى برتر است از آن گفتم پس چه معنى دارد گفته موسى كه بپروردگارت برگرد؟ فرمود همان معنى كه گفتار ابراهيم دارد كه گفت من بسوى پروردگارم ميروم او مرا رهبرى ميكند و گفته موسى را دارد كه شتاب كردم بسوى تو پروردگارا تا خشنود شوى و همان معنى كه گفته خدا دارد (الذاريات-50) بسوى خدا گريزيد (يعنى حج كنيد) اى پسر جان براستى كعبه خانه خداست هر كه حج خانه كند قصد خدا كرده مساجد خانه‌هاى خدايند هر كه بدانها شتابد بسوى خدا شتافته و قصد او كرده نماز گذار تا در نماز است برابر خدا ايستاده اهل موقف عرفات برابر خدا ايستاده‌اند خداى تبارك و تعالى در آسمانهاى خود بقعه‌ها دارد هر كه بيكى از آنها بالا رود بسوى خدا بالا رفته، نميشنوى گفته خداى عز و جل را كه ميفرمايد ملائكه دوزخ بسوى او بالا روند و خدا در داستان عيسى ميفرمايد بلكه خدا او را بسوى خود بالا برد و ميفرمايد سخنهاى خوب بسوى او بالا روند و كار شايسته را بالا برد

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۲۰۳

6.زيد بن على مى‌گويد:از پدرم سؤال كردم كه نياى ما پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را به معراج بردند و خداوند به او پنجاه نماز تكليف كرد،چرا او براى امت خويش درخواست كم شدن آن را نداشت تا آن‌كه موسى بن عمران عليه السّلام به حضرت گفت كه بازگرد و به پروردگارت كم شدن نمازها را درخواست كن،زيرا امت تو نمى‌توانند آن‌همه را بگزارند؟فرمود:پسرم پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شيوه‌اش اين نبود كه روى حرف خدا حرفى بزند يا به‌خاطر كاستن چيزى از فرمان الهى نزد او برود.
اما موسى كه از او خواست و شفاعت‌گر امت او شد،سزاوار نبود كه شفاعت برادر خود را رد كند.ازاين‌رو پيش پروردگارش بازگشت و كاستن از نمازها را خواست تا اينكه نمازها پنج‌گانه شد.گفتم:اى پدر!چرا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خواسته آخر موسى عليه السّلام را نپذيرفت كه كاهش بيشتر از نمازها را خواسته بود؟فرمود:پسرم پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از خداوند درخواست كرد كه امت او با نمازهاى پنج‌گانه پاداش پنجاه نماز را به‌دست آورند.زيرا خداوند فرموده است:«هركس حسنه‌اى نزد حق آورده،ده‌برابر پاداش خواهد برد».جبرئيل بر او فرود آمد و گفت:اى محمد صلّى اللّه عليه و آله!پروردگارت درود مى‌فرستد و مى‌فرمايد:پنج همان پنجاه مى‌باشد.سخن من هيچ تغيير نيابد و به بندگانم ستم روا ندارم.
گفتم:اى پدر!مگر نه اين است كه خداوند جايى ندارد؟فرمود:آرى او برتر است از اينكه مكانى داشته باشد.گفتم:پس منظور چيست كه موسى عليه السّلام به پيامبر اسلام مى‌گويد كه نزد پروردگار خود بازگرد؟فرمود:همان مفهومى دارد كه در سخن ابراهيم عليه السّلام نهفته است كه فرمود:«من سوى پروردگارم مى‌روم و او مرا هدايت مى‌كند»و نيز در كلام موسى عليه السّلام است كه:«اى پروردگارا به‌سوى تو شتاب ورزيدم كه از من خشنود شوى».و همان مفهوم در كلام خداوند دارد كه فرمود:«به‌سوى خداوند كوچ كنيد».اى پسرم! بى‌گمان كعبه،خانه خداوند است و هركس حج آن را به‌جاى آورد،آهنگ خدا كرده است. و مسجدها خانه‌هاى خداوند مى‌باشند و هركس به سمت آن برود،به سمت خداوند رفته و آهنگ او را كرده است.و نمازگزار تا هنگامى‌كه در نماز است،در مقابل خدا ايستاده است.و اهل موقوف عرفات مقابل خداوند ايستادند.پسرم خداوند در آسمانهاى خود بقعه‌هايى دارد كه هركس وارد يكى از آن بقعه‌ها شود،يعنى به سوى خداوند رفته است. آيا سخن خدا را نمى‌شنوى كه مى‌فرمايد:«فرشتگان دوزخ به‌سوى او بالا مى‌روند»؟و نيز خداوند در ماجراى عيسى عليه السّلام مى‌فرمايد:«خداوندا او را به‌سوى خود بالا برد.»و نيز مى‌فرمايد:«سخنهاى شايسته به‌سوى او بالا مى‌روند و كار شايسته را بالا مى‌برند»؟

divider