شناسه حدیث :  ۴۴۰۰۶۵

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۴۸  

عنوان باب :   المجلس التاسع و الستون

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا اَلشَّيْخُ اَلْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا أُسْرِيَ بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلَى بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ حَمَلَهُ جَبْرَئِيلُ عَلَى اَلْبُرَاقِ فَأَتَيَا بَيْتَ اَلْمَقْدِسِ وَ عَرَضَ إِلَيْهِ مَحَارِيبَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ صَلَّى بِهَا وَ رَدَّهُ فَمَرَّ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي رُجُوعِهِ بِعِيرٍ لِقُرَيْشٍ وَ إِذَا لَهُمْ مَاءٌ فِي آنِيَةٍ وَ قَدْ أَضَلُّوا بَعِيراً لَهُمْ وَ كَانُوا يَطْلُبُونَهُ فَشَرِبَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنْ ذَلِكَ اَلْمَاءِ وَ أَهْرَقَ بَاقِيَهُ فَلَمَّا أَصْبَحَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ لِقُرَيْشٍ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ جَلاَلُهُ قَدْ أَسْرَى بِي إِلَى بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ وَ أَرَانِي آثَارَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ مَنَازِلَهُمْ وَ إِنِّي مَرَرْتُ بِعِيرٍ لِقُرَيْشٍ فِي مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا وَ قَدْ أَضَلُّوا بَعِيراً لَهُمْ فَشَرِبْتُ مِنْ مَائِهِمْ وَ أَهْرَقْتُ بَاقِيَ ذَلِكَ فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ قَدْ أَمْكَنَتْكُمُ اَلْفُرْصَةُ مِنْهُ فسألوه [فَاسْأَلُوهُ] كَمِ اَلْأَسَاطِينُ فِيهَا وَ اَلْقَنَادِيلُ فَقَالُوا يَا مُحَمَّدُ إِنَّ هَاهُنَا مَنْ قَدْ دَخَلَ بَيْتَ اَلْمَقْدِسِ فَصِفْ لَنَا كَمْ أَسَاطِينُهُ وَ قَنَادِيلُهُ وَ مَحَارِيبُهُ فَجَاءَ جَبْرَئِيلُ فَعَلَّقَ صُورَةَ بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ تُجَاهَ وَجْهِهِ فَجَعَلَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا يَسْأَلُونَهُ عَنْهُ فَلَمَّا أَخْبَرَهُمْ قَالُوا حَتَّى يَجِيءَ اَلْعِيرُ وَ نَسْأَلَهُمْ عَمَّا قُلْتَ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَصْدِيقُ ذَلِكَ أَنَّ اَلْعِيرَ تَطْلُعُ عَلَيْكُمْ مَعَ طُلُوعِ اَلشَّمْسِ - يَقْدُمُهَا جَمَلٌ أَوْرَقُ فَلَمَّا كَانَ مِنَ اَلْغَدِ أَقْبَلُوا يَنْظُرُونَ إِلَى اَلْعَقَبَةِ وَ يَقُولُونَ هَذِهِ اَلشَّمْسُ تَطْلُعُ اَلسَّاعَةَ فَبَيْنَمَا هُمْ كَذَلِكَ إِذَا طَلَعَتْ عَلَيْهِمُ اَلْعِيرُ حِينَ طَلَعَ اَلْقُرْصُ يَقْدُمُهَا جَمَلٌ أَوْرَقُ فَسَأَلُوهُمْ عَمَّا قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالُوا لَقَدْ كَانَ هَذَا ضَلَّ جَمَلٌ لَنَا فِي مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا وَ وَضَعْنَا مَاءً فَأَصْبَحْنَا وَ قَدْ أُهْرِيقَ اَلْمَاءُ فَلَمْ يَزِدْهُمْ ذَلِكَ إِلاَّ عُتُوّاً .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۴۴۸

جمعه هفت روز از جمادى الاولى سال 368 مانده1 - امام صادق (عليه السّلام) فرمود چون شبانه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) را به بيت المقدس بردند جبرئيلش با براق بدان جا رساند و محراب پيغمبران را باو نمود و در آنها نماز خواند و او را برگردانيد، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در برگشت بكاروان قريش برخورد كه آبى در ظرف داشته و شترى گم كرده بودند و بدنبالش ميگشتند، رسول خدا از آن آب نوشيد و باقى را ريخت صبح كه شد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) بقريش اعلام كرد كه دى خدا مرا ببيت المقدس برد و آثار پيغمبران را بمن نمود و در فلان جا بكاروان قريش برخوردم شترى گم كرده بودند از آبشان نوشيدم و باقى را بزمين ريختم ابو جهل گفت خوب فرصتى بدست شما آمده او را از شماره ستونها و قنديلهاى مسجد بپرسيد، گفتند اى محمد در اينجا كسى هست كه بمسجد بيت المقدس رفته بما بگو چند ستون و چند قنديل دارد و چند محراب، جبرئيل آمد و صورت بيت المقدس را برابر او گرفت او همه را برايشان وصف كرد چون بآنها گزارش دادند گفتند بماند تا كاروان بيايد و از آنچه گفتى بپرسيم رسول خدا فرمود نشانه راستى من اينست كه كاروان در هنگام برآمدن آفتاب بر شما نمايان شود و جلو آنها شتر سپيدى باشد فردا همه پيشواز رفتند و گردنه را زير نظر داشتند و ميگفتند هم اكنون خورشيد بر مى‌آيد در همين ميان كاروان نمايان شد با بر آمدن قرص خورشيد و جلو آنها شتر سپيدى بود و از آنها راجع بآنچه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خبر داده بود پرسيدند گفتند اين شده است در فلانجا شترى از ما گم شد و آبى نهاده بوديم و صبح آب ما ريخته بود، اين معجزه جز مزيد سركشى آنها فايده نداشت.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۱۸۹

1.امام صادق عليه السّلام فرمود:آنگاه كه پيامبر را در شب به سرزمين بيت المقدس بردند، جبرئيل خودش را با براق به آنجا رسانيد و محراب پيامبران را به او نشان داد.حضرت در آنجا نماز گزارد و بعد جبرئيل پيامبر را بازگردانيد.حضرت در هنگام بازگشت،با كاروانى از قريش روبرو شد كه مقدارى آب در ظرفى داشته و نيز شترى از آنان ناپديد شده بود و در پى آن در جستجو بودند.پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن آب نوشيد و مانده را فرو ريخت.در بامداد پيامبر بر قريش گفت كه ديشب خداوند مرا به بيت المقدس برد و آثار انبيا را نشانم داد و در فلان نقطه به كاروان قريش برخورد كردم كه شترى گم كرده بودند و از آب كاروان نوشيدم و مانده‌اش را بر خاك ريختم.
ابو جهل گفت:اكنون فرصت مناسبى به‌دست شما قوم قريش افتاده است.از او سوال كنيد كه ستون‌ها و قنديل‌هاى مسجد بيت المقدس چندتاست‌؟آنان پرسيدند:اى محمد در ميان ما كسى هست كه به آنجا رفته است.اكنون بگو كه آن مسجد چند ستون و قنديل و محراب دارد؟جبرئيل فرود آمد و تصويرى از بيت المقدس پيش روى پيامبر گرفت.او همه‌چيز مسجد را براى آنان توصيف كرد.آنگاه گفتند:بگذاريد تا كاروان قريش بازگردد و از ادعايى كه كردى سؤالى كنيم.پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود:نشان راست‌گويى من اين است كه كاروان در وقت آفتاب بر شما آشكار مى‌شود و پيشاپيش آن يك شتر سفيد خواهد بود.
روز بعد به استقبال كاروان قريش رفتند و نگاه به گردنه دوختند و گفتند نزديك است كه آفتاب بتابد.در اين هنگام كاروان نمايان شد و پيشاپيش آن شتر سفيدى جلو مى‌آمد.قريش از كاروانيان درباره ادعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردند.آنان گفتند:اين اتفاق ديشب افتاد و در فلان نقطه شترى از ما گم شد و نيز آبى در جايى داشتيم كه صبح ديديم آن مقدار روى خاك ريخته است.بااين‌همه معجزه پيامبر اسلام جز فزونى طغيان قريش اثرى نداشت.

divider