شناسه حدیث :  ۴۴۰۰۶۱

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۴۲  

عنوان باب :   المجلس الثامن و الستون

معصوم :   امام جواد (علیه السلام) ، امام سجاد (علیه السلام)

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ اَلصُّوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اَللَّهِ بْنُ مُوسَى اَلرُّؤْيَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلْعَظِيمِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَسَنِيُّ عَنِ اَلْإِمَامِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ اَلرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ: دَعَا سَلْمَانُ أَبَا ذَرٍّ إِلَى مَنْزِلِهِ فَقَدَّمَ عَلَيْهِ رَغِيفَيْنِ فَأَخَذَ أَبُو ذَرٍّ اَلرَّغِيفَيْنِ يُقَلِّبُهُمَا فَقَالَ لَهُ سَلْمَانُ يَا أَبَا ذَرٍّ لِأَيِّ شَيْءٍ تُقَلِّبُ هَذَيْنِ اَلرَّغِيفَيْنِ قَالَ خِفْتُ أَنْ لاَ يَكُونَا نَضِيجَيْنِ فَغَضِبَ سَلْمَانُ مِنْ ذَلِكَ غَضَباً شَدِيداً ثُمَّ قَالَ مَا أَجْرَأَكَ حَيْثُ تُقَلِّبُ هَذَيْنِ اَلرَّغِيفَيْنِ فَوَ اَللَّهِ لَقَدْ عَمِلَ فِي هَذَا اَلْخُبْزِ اَلْمَاءُ اَلَّذِي تَحْتَ اَلْعَرْشِ وَ عَمِلَتْ فِيهِ اَلْمَلاَئِكَةُ حَتَّى أَلْقَوْهُ إِلَى اَلرِّيحِ وَ عَمِلَتْ فِيهِ اَلرِّيحُ حَتَّى أَلْقَتْهُ إِلَى اَلسَّحَابِ وَ عَمِلَ فِيهِ اَلسَّحَابُ حَتَّى أَمْطَرَهُ إِلَى اَلْأَرْضِ وَ عَمِلَ فِيهِ اَلرَّعْدُ وَ اَلْمَلاَئِكَةُ حَتَّى وَضَعُوهُ مَوَاضِعَهُ وَ عَمِلَتْ فِيهِ اَلْأَرْضُ وَ اَلْخَشَبُ وَ اَلْحَدِيدُ وَ اَلْبَهَائِمُ وَ اَلنَّارُ وَ اَلْحَطَبُ وَ اَلْمِلْحُ وَ مَا لاَ أُحْصِيهِ أَكْثَرُ فَكَيْفَ لَكَ أَنْ تَقُومَ بِهَذَا اَلشُّكْرِ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ إِلَى اَللَّهِ أَتُوبُ وَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ مِمَّا أَحْدَثْتُ وَ إِلَيْكَ أَعْتَذِرُ مِمَّا كَرِهْتَ.
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۴۴۲

6 - امام رضا بسند خود از جدش كه فرمود سلمان ابو ذر را بمنزلش دعوت كرد و دو قرص نان نزد او آورد و ابو ذر آنها را زير و رو ميكرد سلمان گفت براى چه آنها را زير و رو ميكنى گفت ميترسم پخته نباشند سلمان سخت در خشم شد و گفت چه دليرى كه اين نانها را باز ميرسى بخدا آبى در آن كار كرده كه فرشتگان از زير عرش آوردند و آن را بباد سپردند و بادش با بر ريخته و ابرش بزمين باريده و بدستيارى رعد و فرشتگان بجاى خود رسيده و زمين و چوب و آهن و بهائم و آتش و هيزم و نمك و آنچه نتوان برشمرد در آن كار كرده تو از كجا حق شكر آن توانى‌؟!! ابو ذر گفت بخدا باز گردم و آمرزش جويم از آنچه كردم و در نزد تو معذرت جويم از آنچه بد داشتى.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۱۸۱

6.امام رضا عليه السّلام از جد بزرگوارش روايت فرمود:سلمان،ابوذر را به خانه خويش دعوت كرد و دو پاره نان پيش او گذاشت.ابوذر نان‌ها را زيرورو كرد.سلمان گفت:چرا اينكار را مى‌كنى‌؟ابوذر گفت:بيم آن دارم كه نيك پخته نشده باشد.سلمان خشمگين شد و گفت: چه‌قدر جرئت دارى كه نان‌ها را بازرسى مى‌كنى‌؟سوگند به‌خدا كه آبى كه در آن به‌كار رفته فرشتگان آن را از پاى عرش آورده و به‌باد سپرده و باد بر ابر ريخته و ابر بر زمين باريده و از آن پس به مدد رعد و فرشتگان به جايگاه خود نزديك شده است.و بعد زمين و چوب و آهن و چهارپايان و آتش و هيزم و نمك و چيزهايى كه نمى‌توان از آن نام برد،در تهيه نان شريك بوده‌اند.تو چگونه مى‌توانى حق سپاس‌گزارى آن را به‌جاى آورى‌؟ابوذر گفت:به‌سوى خداوند بازگشته و طلب مغفرت دارم،به‌خاطر كارى كه كردم.و نيز از تو پوزش مى‌طلبم از اين‌كه كارم ناخوشايند تو شده.

divider