شناسه حدیث :  ۴۴۰۰۳۰

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۱۳  

عنوان باب :   المجلس الرابع و الستون

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ يَوْماً تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ يَا حَمَّادُ قَالَ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي أَنَا أَحْفَظُ كِتَابَ حَرِيزٍ فِي اَلصَّلاَةِ قَالَ فَقَالَ لاَ عَلَيْكَ قُمْ صَلِّ قَالَ فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى اَلْقِبْلَةِ فَاسْتَفْتَحْتُ اَلصَّلاَةَ وَ رَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ فَقَالَ يَا حَمَّادُ لاَ تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ أَنْ يَأْتِيَ عَلَيْهِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ سَنَةً فَمَا يُقِيمُ صَلاَةً وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً قَالَ حَمَّادٌ فَأَصَابَنِي فِي نَفْسِيَ اَلذُّلُّ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَعَلِّمْنِي اَلصَّلاَةَ فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مُسْتَقْبِلَ اَلْقِبْلَةِ مُنْتَصِباً فَأَرْسَلَ يَدَيْهِ جَمِيعاً عَلَى فَخِذِهِ قَدْ ضَمَّ أَصَابِعَهُ وَ قَرَّبَ بَيْنَ قَدَمَيْهِ حَتَّى كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلاَثِ أَصَابِعَ مُفَرَّجَاتٍ وَ اِسْتَقْبَلَ بِأَصَابِعِ رِجْلَيْهِ جَمِيعاً لَمْ يُحَرِّفْهُمَا عَنِ اَلْقِبْلَةِ بِخُشُوعٍ وَ اِسْتِكَانَةٍ وَ قَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ ثُمَّ قَرَأَ اَلْحَمْدَ بِتَرْتِيلٍ وَ « قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ » ثُمَّ صَبَرَ هُنَيْهَةً بِقَدْرِ مَا تَنَفَّسَ وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ قَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَكَعَ وَ مَلَأَ كَفَّيْهِ مِنْ رُكْبَتَيْهِ مُنْفَرِجَاتٍ وَ رَدَّ رُكْبَتَيْهِ إِلَى خَلْفٍ حَتَّى اِسْتَوَى ظَهْرُهُ حَتَّى لَوْ صُبَّ عَلَيْهِ قَطْرَةٌ مِنْ مَاءٍ أَوْ دُهْنٍ لَمْ تَزُلْ لاِسْتِوَاءِ ظَهْرِهِ وَ مَدَّ عُنُقَهُ وَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ سَبَّحَ ثَلاَثاً بِتَرْتِيلٍ فَقَالَ سُبْحَانَ رَبِّيَ اَلْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ ثُمَّ اِسْتَوَى قَائِماً فَلَمَّا اِسْتَمْكَنَ مِنَ اَلْقِيَامِ قَالَ سَمِعَ اَللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ ثُمَّ كَبَّرَ وَ هُوَ قَائِمٌ وَ رَفَعَ يَدَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ ثُمَّ سَجَدَ وَ وَضَعَ كَفَّيْهِ مَضْمُومَةَ اَلْأَصَابِعِ بَيْنَ رُكْبَتَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ فَقَالَ سُبْحَانَ رَبِّيَ اَلْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ وَ لَمْ يَضَعْ شَيْئاً مِنْ بَدَنِهِ عَلَى شَيْءٍ وَ سَجَدَ عَلَى ثَمَانِيَةِ أَعْظُمٍ اَلْجَبْهَةِ وَ اَلْكَفَّيْنِ وَ عَيْنَيِ اَلرُّكْبَتَيْنِ وَ أَنَامِلِ إِبْهَامِ اَلرِّجْلَيْنِ فَهَذِهِ اَلسَّبْعَةُ فَرْضٌ وَ وَضْعُ اَلْأَنْفِ عَلَى اَلْأَرْضِ سُنَّةٌ وَ هُوَ اَلْإِرْغَامُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ اَلسُّجُودِ فَلَمَّا اِسْتَوَى جَالِساً قَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ ثُمَّ قَعَدَ عَلَى جَانِبِهِ اَلْأَيْسَرِ قَدْ وَضَعَ ظَاهِرَ قَدَمِهِ اَلْيُمْنَى عَلَى بَاطِنِ قَدَمِهِ اَلْأَيْسَرِ وَ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ ثُمَّ كَبَّرَ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ سَجَدَ اَلسَّجْدَةَ اَلثَّانِيَةَ وَ قَالَ كَمَا قَالَ فِي اَلْأُولَى وَ لَمْ يَسْتَعِنْ بِشَيْءٍ مِنْ جَسَدِهِ عَلَى شَيْءٍ فِي رُكُوعٍ وَ لاَ سُجُودٍ كَانَ مُجَنِّحاً وَ لَمْ يَضَعْ ذِرَاعَيْهِ عَلَى اَلْأَرْضِ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ عَلَى هَذَا ثُمَّ قَالَ يَا حَمَّادُ هَكَذَا صَلِّ وَ لاَ تَلْتَفِتْ وَ لاَ تَعْبَثْ بِيَدَيْكَ وَ أَصَابِعِكَ وَ لاَ تَبْزُقْ عَنْ يَمِينِكَ وَ لاَ عَنْ يَسَارِكَ وَ لاَ بَيْنَ يَدَيْكَ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۴۱۴

13 - حماد بن عيسى گويد روزى امام ششم بمن فرمود ميتوانى خوب نماز بخوانى عرضكردم يا سيدى من كتاب نماز حريز را حفظ‍‌ كردم فرمود بر تو باكى نيست برخيز نماز بخوان گويد برابر آن حضرت رو بقبله ايستادم و تكبير نماز گفتم و ركوع و سجود نمودم فرمود اى حماد خوب نماز نميخوانى و چه اندازه بر مرد زشت است كه شصت سالش شود و يك نماز كامل و تمام بر پا ندارد حماد گويد پيش خود خوار شدم و عرضكردم قربانت نماز را بمن بياموز امام صادق رو بقبله ايستاد تمام قد و دو دست را تا ران پائين انداخت كه انگشتانش بهم چسبيده بود و دو گام را بهم نزديك كرد تا فاصله آن‌ها سه انگشت گشاده شد و انگشتان پايش همه را برابر قبله نمود و منحرف نساخت در حال خشوع و استكانت گفت اللّٰه اكبر حمد و« قُلْ‌ هُوَ اَللّٰهُ‌ » را آرام خواند و باندازه نفسى درنگ كرد و ايستاده گفت اللّٰه اكبر. سپس بركوع رفت و دو كف خود را كه انگشتانش باز بود از دو سر زانو پر كرد و زانو را عقب داد تا پشت او هموار شد كه اگر قطره آبى يا روغنى بر آن ميچكيد نميلغزيد از بس پشتش هموار بود و گردن كشيد و چشمها خوابانيد سه بار بآرامى فرمود سبحان اللّٰه ربى العظيم و بحمده. و بايستادن برخاست و چون بر جا شد گفت سمع اللّٰه لمن حمده. و همان ايستاده تكبير گفت و دو دست را تا برابر رو بلند كرد و بسجده رفت و دو كف را كه انگشتانش بهم چسبيده بود ميانه دو سر زانو برابر روى نهاد و سه بار گفت سبحان ربى الاعلى و بحمده. و چيزى از اعضاى بدن را بر هم نگذاشت و بر هشت عضو سجده كرد: پيشانى، دو كف، دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پاها كه اين هفت واجب است و سر بينى را بر زمين نهاد و اين سنت است و همان ارغامست سپس سر از سجده برداشت و چون بر جا نشست گفت اللّٰه اكبر. و بر طرف چپ نشست و روى پاى راستش را بر پشت پاى چپش نهاد و گفت أستغفر اللّه ربى و اتوب اليه. و همان نشسته باز تكبير گفت و بسجده دوم رفت و همان گفت كه در سجده اول گفته بود و در ركوع و سجود هيچ عضو تنش از هم كمك نگرفتند و دستها را از زير تن بيرون داده بود مانند پر و دو ذراع بر زمين نگذاشته بود بهمين روش دو ركعت نماز خواند و فرمود اى حماد چنين نماز بخوان و رو بر مگردان و با دست و انگشت بازى مكن و بسوى راست و چپ آب دهن مينداز و نه پيش روى خود.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۱۳۵

13.حماد بن عيسى مى‌گويد كه روزى امام صادق عليه السّلام به من چنين فرمود:آيا مى‌توانى نماز نيكو گزارى‌؟گفتم:اى مولاى من!نماز حريز را حفظ‍‌ كرده‌ام.فرمود:اكنون بلند شو و نماز بخوان.آنگاه در پيش روى امام رو به قبله ايستادم و تكبير را گفته و ركوع و سجود را انجام دادم.فرمود:اى حماد نيكو نماز نمى‌گزارى و چه‌قدر ناپسند است كه كسى شصت سال داشته باشد و نتواند يك نماز تمام و درست گزارد.گفتم فدايت شوم. نماز را به من تعليم ده.آن‌گاه امام تمام‌قامت رو به قبله ايستاد و دستان خود را تا ران پايين آورد به‌گونه‌اى كه انگشت‌هاى حضرت به هم چسبيده بود و دو قدم را چنان نزديك هم كرد كه فاصله آن به اندازه دو انگشت گشوده بود.انگشت‌هاى پايش رو به قبله بود.سپس در حال خاشعانه همراه با خوارى تكبير گفت و بعد سوره حمد را آرام تلاوت كرد.به مقدار نفس كشيدنى مكث كرد و بعد در حال ايستاده تكبير گفت.آنگاه به ركوع رفته و دو كف خويش را كه انگشتهايش گشوده بود،از دو سر زانو پر كرد و زانو را عقب داد تا اينكه پشت حضرت هموار شد.يعنى اگر قطره آبى يا روغنى بر آن چكه مى‌كرد، مى‌ماند و نمى‌لغزيد.گردن كشيده و ديدگان خوابانيده بود.و بعد سه دفعه آرام گفت: سبحان ربى العظيم و بحمده.و بعد ايستاد و گفت:سمع اللّه بحمده.و در همان حال تكبير گفت و دستان خويش را تا مقابل صورت بالا آورد و بعد سجده رفت و دو كف را كه انگشت‌هاى آن به هم چسبيده بود،ميان دو سر زانو مقابل صورت نهاد و سه بار گفت: سبحان ربى الاعلى و بحمده.هشت عضو او در سجده بود و عضوى به عضو ديگر قرار نداشت.پيشانى،دو كف،دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پاها و سر بينى بر زمين نهاده بود.اين سنت است و همان«ارغام»مى‌باشد.آنگاه از سجده سر بلند كرد و هنگام نشستن تكبير گفت و به سمت چپ نشست و روى پاى راست خود را بر پشت پاى چپ نهاد و گفت:استغفر اللّه ربى و اتوب اليه.و در همان حال باز تكبير گفت و سجده دوم را انجام داد و در ركوع و سجود اعضاى او از هم كمك نمى‌گرفتند و دستها را از زير تن بيرون داده بود.گويى دو پر هستند.همين‌گونه دو ركعت نماز گزارد و فرمود:اى حماد چنين نماز گزار و در حال نماز از قبله رخ برنگردان و با دست و انگشت‌هاى خود بازى نكن و به سمت راست و چپ و نيز پيش روى خود آب دهان ميفكن.

divider