شناسه حدیث :  ۴۴۰۰۰۶

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۰۱  

عنوان باب :   المجلس الثالث و الستون

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ [اَلْحَسَنِ] اَلْكِنَانِيِّ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَى نَبِيِّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كِتَاباً قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَهُ اَلْمَوْتُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذَا اَلْكِتَابُ وَصِيَّتُكَ إِلَى اَلنَّجِيبِ مِنْ أَهْلِكَ فَقَالَ وَ مَنِ اَلنَّجِيبُ مِنْ أَهْلِي يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ كَانَ عَلَى اَلْكِتَابِ خَوَاتِيمُ مِنْ ذَهَبٍ فَدَفَعَهُ اَلنَّبِيُّ إِلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَفُكَّ خَاتَماً مِنْهَا وَ يَعْمَلَ بِمَا فِيهِ فَفَكَّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ خَاتَماً وَ عَمِلَ بِمَا فِيهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى اِبْنِهِ اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَفَكَّ خَاتَماً وَ عَمِلَ بِمَا فِيهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَفَكَّ خَاتَماً فَوَجَدَ فِيهِ أَنِ اُخْرُجْ بِقَوْمٍ إِلَى اَلشَّهَادَةِ فَلاَ شَهَادَةَ لَهُمْ إِلاَّ مَعَكَ وَ اِشْتَرِ نَفْسَكَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَفَعَلَ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَفَكَّ خَاتَماً فَوَجَدَ فِيهِ اُصْمُتْ وَ اِلْزَمْ مَنْزِلَكَ « وَ اُعْبُدْ رَبَّكَ حَتّٰى يَأْتِيَكَ اَلْيَقِينُ » فَفَعَلَ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَفَكَّ خَاتَماً فَوَجَدَ فِيهِ حَدِّثِ اَلنَّاسَ وَ أَفْتِهِمْ وَ لاَ تَخَافَنَّ إِلاَّ اَللَّهَ فَإِنَّهُ لاَ سَبِيلَ لِأَحَدٍ عَلَيْكَ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَيَّ فَفَكَكْتُ خَاتَماً فَوَجَدْتُ فِيهِ حَدِّثِ اَلنَّاسَ وَ أَفْتِهِمْ وَ اُنْشُرْ عُلُومَ أَهْلِ بَيْتِكَ وَ صَدِّقْ آبَاءَكَ مِنَ اَلصَّالِحِينَ وَ لاَ تَخَافَنَّ أَحَداً إِلاَّ اَللَّهَ وَ أَنْتَ فِي حِرْزٍ وَ أَمَانٍ فَفَعَلْتُ ثُمَّ أَدْفَعُهُ إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ كَذَلِكَ يَدْفَعُهُ مُوسَى إِلَى اَلَّذِي مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ كَذَلِكَ أَبَداً إِلَى قِيَامِ اَلْمَهْدِيِّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۴۰۱

2 - امام صادق (عليه السّلام) فرمود خداى عز و جل نامه‌اى پيش از مرگ پيغمبر بر او نازل كرد و فرمود اى محمد اين نامه وصيت تو است بنجيب از خاندانست، گفت اى جبرئيل نجيب خاندانم كيست‌؟ در جواب گفت على بن ابى طالب و بر آن نامه مهرهائى طلائى بود پيغمبر آن را بعلى (عليه السّلام) داد و فرمود يكى از آن مهرها را بردارد و بهر چه در آنست عمل كند، يك مهر را برداشت و بدان چه در آن بود عمل كرد سپس او را بپسرش حسن (عليه السّلام) داد او هم مهرى برداشت و بآنچه در آن بود عمل كرد، سپس آن را بحسين (عليه السّلام) داد و مهرى برداشت و در آن يافت كه جمعى را بيرون بر براى شهادت كه جز با تو شهادت بهره آنها نيست و خود را بخدا بفروش و همين كار را كرد سپس آن را بعلى بن الحسين (عليه السّلام) داد و مهرى گشود و در آن يافت كه خاموش باش و گوشه منزل بنشين و عبادت خدا كن تا مرگت در رسد همين كار كرد و آن را بمحمد بن على (عليه السّلام) داد و مهرى برداشت و در آن يافت كه براى مردم حديث بگو و فتوى بده و جز از خدا مترس كه احدى را بر تو تسلط‍‌ نيست سپس آن را بمن داد و مهرى گشودم و در آن يافتم كه براى مردم حديث بگو و فتوى بده و علوم اهل بيت را منتشر كن و گفتار پدرانت را تصديق كن و از احدى جز خدا نترس تو در حرز و امانى من اين كار كردم و آن را بموسى بن جعفر ميدهم و او همچنان او را به امامى كه پس از او است ميدهد و هميشه چنين است تا قيام مهدى.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۱۱۵

2.امام صادق عليه السّلام فرمود:خداوند نوشته‌اى نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرستاد و در آن فرمود:اين نامه وصيت تو به شخص نجيبى از اهل بيت تو خواهد بود.فرمود:اى جبرييل! نجيب اهل بيت من چه‌كسى است‌؟گفت:على بن ابى طالب عليه السّلام.بر آن نامه مهرهاى زرين خورده بود.پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را به‌دست على عليه السّلام داد و فرمود:يكى از آن مهرها را بردارد و به آنچه در آن آمده است،رفتار كند.على چنين كرد.از آن پس نامه را به پسرش حسن عليه السّلام داد و او نيز مهرى برداشت و به آنچه در آن آمده بود،رفتار كرد.آنگاه نامه را به پسرش ديگرش حسين عليه السّلام داد.او هم مهرى برداشت و در آن اين دستور را ديد:اى حسين!گروهى را همراه خود براى شهادت بيرون ببر.بى‌گمان بدون تو شهادت نصيب آنان نخواهد شد.اى حسين خود را به خدا بفروش.حسين عليه السّلام چنين كرد.آنگاه نامه را به پسرش على بن حسين عليه السّلام داد.او مهرى برداشت و در آن اين فرمان را ديد:اى على! سكوت اختيار كن و در كنج خانه خود آرام گير و خدا را پرستش كن تا اين‌كه وفات تو را فرا رسد.او چنين كرد.آنگاه نامه را به پسرش محمد بن على عليه السّلام داد.او مهرى برداشت و در آن اين دستور را ديد:براى مردم حديث بگوى و فتوا بده و فقط‍‌ از پروردگارت بترس كه هيچ‌كس را بر تو چيرگى نخواهد بود.
در آن هنگام امام صادق عليه السّلام فرمود:آن‌گاه پدرم نامه را به‌دست من داد.مهرى از آن برداشتم و در آن اين دستور ديدم:براى مردم حديث بگوى و فتوا بده و دانش‌هاى خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را پراكنده ساز و كلام پدران خود را گواهى ده و از هيچ‌كس ترس نداشته باش كه تو در پناه و امان خدا هستى.من چنين كردم و مكتوب را به موسى بن جعفر عليه السّلام خواهم داد.و او نيز نامه را به امام بعد از خود خواهد داد.اين روال ادامه دارد تا آن‌كه مهدى(عج)به‌پاى خيزد.

divider