شناسه حدیث :  ۴۳۹۹۶۹

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۸۴  

عنوان باب :   المجلس الحادي و الستون

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَبُو اَلْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ شُقَيْرِ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ اَلْحَارِثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ اَلْهَمْدَانِيُّ فِي مَنْزِلِهِ بِالْكُوفَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ اَلْأَزْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ بُزُرْجَ اَلْخَيَّاطُ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ اَلْيَسَعِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: أُتِيَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقِيلَ لَهُ إِنَّ سَعْدَ بْنَ مُعَاذٍ قَدْ مَاتَ فَقَامَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قَامَ أَصْحَابُهُ مَعَهُ فَأَمَرَ بِغُسْلِ سَعْدٍ وَ هُوَ قَائِمٌ عَلَى عِضَادَةِ اَلْبَابِ فَلَمَّا أَنْ حُنِّطَ وَ كُفِّنَ وَ حُمِلَ عَلَى سَرِيرِهِ تَبِعَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِلاَ حِذَاءٍ وَ لاَ رِدَاءٍ ثُمَّ كَانَ يَأْخُذُ يَمْنَةَ اَلسَّرِيرِ مَرَّةً وَ يَسْرَةَ اَلسَّرِيرِ مَرَّةً حَتَّى اِنْتَهَى بِهِ إِلَى اَلْقَبْرِ فَنَزَلَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى لَحَدَهُ وَ سَوَّى اَللَّبِنَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ يَقُولُ نَاوِلُونِي حَجَراً نَاوِلُونِي تُرَاباً رَطْباً يَسُدُّ بِهِ مَا بَيْنَ اَللَّبِنِ فَلَمَّا أَنْ فَرَغَ وَ حَثَا اَلتُّرَابَ عَلَيْهِ وَ سَوَّى قَبْرَهُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّهُ سَيَبْلَى وَ يَصِلُ اَلْبِلَى إِلَيْهِ وَ لَكِنَّ اَللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلاً أَحْكَمَهُ فَلَمَّا أَنْ سَوَّى اَلتُّرْبَةَ عَلَيْهِ قَالَتْ أُمُّ سَعْدٍ يَا سَعْدُ هَنِيئاً لَكَ اَلْجَنَّةُ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَا أُمَّ سَعْدٍ مَهْ لاَ تَجْزِمِي عَلَى رَبِّكِ فَإِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ قَالَ فَرَجَعَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ رَجَعَ اَلنَّاسُ فَقَالُوا لَهُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ لَقَدْ رَأَيْنَاكَ صَنَعْتَ عَلَى سَعْدٍ مَا لَمْ تَصْنَعْهُ عَلَى أَحَدٍ إِنَّكَ تَبِعْتَ جَنَازَتَهُ بِلاَ رِدَاءٍ وَ لاَ حِذَاءٍ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ كَانَتْ بِلاَ رِدَاءٍ وَ لاَ حِذَاءٍ فَتَأَسَّيْتُ بِهَا قَالُوا وَ كُنْتَ تَأْخُذُ يَمْنَةَ اَلسَّرِيرِ مَرَّةً وَ يَسْرَةَ اَلسَّرِيرِ مَرَّةً قَالَ كَانَتْ يَدِي فِي يَدِ جَبْرَئِيلَ آخُذُ حَيْثُ يَأْخُذُ قَالُوا أَمَرْتَ بِغُسْلِهِ وَ صَلَّيْتَ عَلَى جِنَازَتِهِ وَ لَحَدْتَهُ فِي قَبْرِهِ ثُمَّ قُلْتَ إِنَّ سَعْداً قَدْ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّهُ كَانَ فِي خُلُقِهِ مَعَ أَهْلِهِ سُوءاً .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۳۸۴

2 - برسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خبر رسيد كه سعد بن معاذ مرده آن حضرت با اصحاب خود آمدند و دستور داد سعد را غسل دهند و خود بر در ايستاد و چون حنوط‍‌ و كفنش كردند و تابوتش برداشتند رسول خدا بى‌كفش و رداء او را تشييع كرد و گاهى سمت تابوتش را ميگرفت و گاهى سمت چپ آن را بگورش رسانيد و خود ميان گور او رفت لحدش را درست كرد و خشت بر او چيده ميفرمود سنگ بمن دهيد و گل بدهيد و ميان خشتها را گل ميزد و چون تمام شد و خاك بر او ريخت و قبرش را ساخت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود من ميدانم كهنه مى‌شود و كهنگى باو سرايت ميكند ولى خدا دوست دارد هر كه عمل نمايد و محكمش نمايد چون از قبرش پرداختند مادر سعد برخاست و گفت اى سعد بر تو گوارا باد بهشت رسول خدا فرمود اى مادر سعد آرام باش و با پروردگارت قطع مكن زيرا سعد گرفتار فشار قبر شد گويد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) برگشت و مردم برگشتند و بآن حضرت گفتند يا رسول اللّٰه ما ديديم با سعد آن كردى كه با احدى نكردى تو بى‌رداء و كفش دنباله جنازه‌اش را رفتى فرمود فرشته‌ها بى‌ردا و پاى برهنه دنبال او بودند و من بآنها تاسى كردم، گفتند راست و چپ تابوتش را گرفتى‌؟ فرمود دستم بدست جبرئيل بود و هر جا را ميگرفت ميگرفتم، گفتند تو دستور غسلش را دادى و بر او نماز خواندى و او را بدست خود در گور نهادى و باز هم فرمودى كه سعد فشار قبر دارد؟ فرمود آرى با خاندان خود بداخلاقى ميكرد.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۸۷

2.امام صادق عليه السّلام فرمود:به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله گزارش دادند كه سعد بن معاذ از دنيا رفته است.حضرت همراه با ياران خود آمده و فرمان غسل دادند،در حالى‌كه خود بر درگاه ايستاد.آنگاه كه كار انجام شد و تابوت او را بلند كردند،حضرت بى‌آنكه كفش و رداى خود را پوشيده باشد،پيكرش را همراهى كرد.گاه سمت راست تابوت را مى‌گرفت و گاه سمت چپ آن را،تا آنكه وى را در قبر نهادند.آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به درون رفت و سنگ لحد را مهيا كرد و خشت بر خشت گذاشت و فرمود:سنگ و گل به من بدهيد.فاصله خشت‌ها را گل مى‌نهاد تا آنكه خاك بر او ريخت و قبرش را به نيكى ساخت.بعد فرمود:هرچند كه آگاهم اين گور كهنه خواهد شد،اما خداوند دوست دارد كه هركس كارى را درست انجام دهد.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه بر سر خاك سعد بن معاذ ايستاد،مادرش بلند شد و گفت:اى سعد! بهشت گواراى تو باد.پيامبر فرمود:اى مادر سعد!آرام بمان و بر پروردگارت حكم نكن. چون اكنون سعد دچار فشار قبر شده است.آنگاه همراه ياران بازگشت.آنان گفتند:اى پيامبر خدا آنچه با سعد رفتار كردى؛به‌گونه‌اى بود كه از تو درباره كسى سراغ نداشتيم. فرمود:نه‌فقط‍‌ من كه فرشتگان نيز بى‌ردا و پابرهنه درپى جنازه سعد آمده بودند.من به آنان اقتدا كردم.گفتند:سمت راست و چپ تابوت سعد را گرفته بودى.فرمود:دست در دست جبرييل داشتم و او هرسو كه دست مى‌نهاد،دست مى‌گذاشتم.گفتند:با اينكه خود فرمان غسل او را دادى و بر وى نماز گزاردى و او را با دستان خويش در قبر گذاشتى، فرموديد كه سعد دچار فشار قبر شده است.فرمود:آرى.زيرا با خانواده خويش كج‌خلقى داشت.

divider