شناسه حدیث :  ۴۳۹۹۵۷

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۷۵  

عنوان باب :   المجلس الستون

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

حَدَّثَنَا اَلشَّيْخُ اَلْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اَلرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ سَمِعْتُ اَلْمَأْمُونَ يَقُولُ: مَا زِلْتُ أُحِبُّ أَهْلَ اَلْبَيْتِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ وَ أُظْهِرُ لِلرَّشِيدِ بُغْضَهُمْ تَقَرُّباً إِلَيْهِ فَلَمَّا حَجَّ اَلرَّشِيدُ كُنْتُ أَنَا وَ مُحَمَّدٌ وَ اَلْقَاسِمُ مَعَهُ فَلَمَّا كَانَ بِالْمَدِينَةِ اِسْتَأْذَنَ عَلَيْهِ اَلنَّاسُ فَكَانَ آخِرُ مَنْ أُذِنَ لَهُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَدَخَلَ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ اَلرَّشِيدُ تَحَرَّكَ وَ مَدَّ بَصَرَهُ وَ عُنُقَهُ إِلَيْهِ حَتَّى دَخَلَ اَلْبَيْتَ اَلَّذِي كَانَ فِيهِ فَلَمَّا قَرُبَ مِنْهُ جَثَا اَلرَّشِيدُ عَلَى رُكْبَتَيْهِ وَ عَانَقَهُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ كَيْفَ أَنْتَ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ كَيْفَ عِيَالُكَ كَيْفَ عِيَالُ أَبِيكَ كَيْفَ أَنْتُمْ مَا حَالُكُمْ فَمَا زَالَ يَسْأَلُهُ عَنْ هَذَا وَ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ خَيْرٌ خَيْرٌ فَلَمَّا قَامَ أَرَادَ اَلرَّشِيدُ أَنْ يَنْهَضَ فَأَقْسَمَ عَلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَعَدَ وَ عَانَقَهُ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ وَدَّعَهُ قَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كُنْتُ أَجْرَأَ وُلْدِ أَبِي عَلَيْهِ فَلَمَّا خَرَجَ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ قُلْتُ لِأَبِي يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ لَقَدْ رَأَيْتُكَ عَمِلْتَ بِهَذَا اَلرَّجُلِ شَيْئاً مَا رَأَيْتُكَ فَعَلْتَ بِأَحَدٍ مِنْ أَبْنَاءِ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ لاَ بِبَنِي هَاشِمٍ فَمَنْ هَذَا اَلرَّجُلُ فَقَالَ يَا بُنَيَّ هَذَا وَارِثُ عِلْمِ اَلنَّبِيِّينَ هَذَا مُوسَى بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ إِنْ أَرَدْتَ اَلْعِلْمَ اَلصَّحِيحَ فَعِنْدَ هَذَا قَالَ اَلْمَأْمُونُ فَحِينَئِذٍ اِنْغَرَسَ فِي قَلْبِي حُبُّهُمْ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۳۷۵

1 - مامون ميگفت من هميشه اهل بيت را دوست ميداشتم و نزد هرون الرشيد اظهار عداوت آنها ميكردم براى تقرب به وى چون رشيد بحج رفت من و محمد و قاسم همراهش بوديم، در مدينه كه مردم اجازه ورود باو دريافتند آخر كس كه اجازه ورود يافت موسى بن جعفر (عليه السلام) بود، چون وارد شد و چشم رشيد باو افتاد از جا جنبيد و باو چشم دوخت و گردن كشيد تا وارد اطاقى شد كه در آن بود و چون نزديك رشيد رسيد رشيد بر سر دو زانو نشست و او را در آغوش كشيد و باو رو كرد و گفت حالت چونست اى ابو الحسن‌؟ عيالات خودت و عيالات پدرت چطورند؟ حال شما چطور است چگونه‌ايد؟ پى در هم از اين پرسشها ميكرد و امام جواب ميداد خوبست خوبست چون برخاست رشيد ميخواست قيام كند أبو الحسن او را قسم داد و با او هم آغوش شد و سلام وداع داد. مامون گويد من دليرترين فرزندان پدرم بودم چون أبو الحسن موسى بن جعفر بيرون رفت گفتم يا امير المؤمنين ديدم با اين مرد بر خوردى كردى كه با هيچ كدام از اولاد مهاجر و انصار و بنى هاشم نكردى اين مرد كيست‌؟ گفت اى پسرم اين وارث علم انبياء است اين موسى بن جعفر بن محمد است و اگر علم درست خواهى نزد او است، مأمون گويد از اينجا دوستى آن‌ها در دلم برجا شد.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۷۳

1.ريان بن شبيب مى‌گويد كه مأمون عباسى مى‌گفت:من همواره دوستدار خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده و پيش پدرم هارون اظهار دشمنى با آنان داشتم،زيرا مى‌خواستم خود را به او نزديك كنم.آنگاه كه پدرم به زيارت حج رفت،من و محمد و قاسم همراه او بوديم.در مدينه موسى بن جعفر عليه السّلام آخرين نفرى بود كه با هارون الرشيد ديدار كرد.آنگاه كه او نزد پدرم آمد،از جا بلند شد و به او خيره شد و گردن كشيد تا پيش او آمد.هارون كه دوزانو نشسته بود،او را در بغل گرفت و گفت:اى ابو الحسن چطورى‌؟خانواده خودت و خانواده پدرت چگونه‌اند؟حال خودتان چطور است‌؟هارون پياپى سؤال مى‌كرد و موسى بن جعفر عليه السّلام پاسخ مى‌داد كه خوب است.آنگاه كه او بلند شد،هارون خواست كه بلند شود، موسى بن جعفر او را سوگند داد كه راحت باشد و بعد يكديگر را بغل كرده و باهم خداحافظى كردند.مأمون مى‌گفت:من شجاع‌ترين فرزند هارون بودم،آنگاه كه موسى بن جعفر عليه السّلام خارج شد گفتم:اى امير مؤمنان با اين شخص رفتارى داشتى كه مانند آن را با هيچ‌يك از فرزندان مهاجر و انصار و هاشميان نديده بودم.او كيست‌؟هارون گفت:اى پسرم او وارث دانش پيامبران است.او موسى بن جعفر بن محمد بود كه اگر علم صحيح مى‌خواهى،پس نزد اوست.مأمون گفت:همانا محبت اهل بيت در دلم جاى گرفت.

divider