شناسه حدیث :  ۴۳۹۹۱۲

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۴۷  

عنوان باب :   المجلس الخامس و الخمسون

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ اَلْعَلَوِيُّ مِنْ وُلْدِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو اَلْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَلِيٍّ اَلْحَسَنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَلِيٍّ اَلْعَبَّاسِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو سَعِيدٍ عُمَيْرُ بْنُ مِرْدَاسٍ الدولقي [اَلدُّونَقِيُّ] قَالَ حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ بَشِيرٍ اَلْمَكِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا وَكِيعٌ عَنِ اَلْمَسْعُودِيِّ رَفَعَهُ عَنْ سَلْمَانَ اَلْفَارِسِيِّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ: مَرَّ إِبْلِيسُ بِنَفَرٍ يَتَنَاوَلُونَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَوَقَفَ أَمَامَهُمْ فَقَالَ اَلْقَوْمُ مَنِ اَلَّذِي وَقَفَ أَمَامَنَا فَقَالَ أَنَا أَبُو مُرَّةَ فَقَالُوا يَا أَبَا مُرَّةَ أَ مَا تَسْمَعُ كَلاَمَنَا فَقَالَ سَوْءَةٌ لَكُمْ تَسُبُّونَ مَوْلاَكُمْ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالُوا لَهُ مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ أَنَّهُ مَوْلاَنَا فَقَالَ مِنْ قَوْلِ نَبِيِّكُمْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاَهُ اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ اُنْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اُخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَقَالُوا لَهُ فَأَنْتَ مِنْ مَوَالِيهِ وَ شِيعَتِهِ فَقَالَ مَا أَنَا مِنْ مَوَالِيهِ وَ لاَ مِنْ شِيعَتِهِ وَ لَكِنِّي أُحِبُّهُ وَ مَا يُبْغِضُهُ أَحَدٌ إِلاَّ شَارَكْتُهُ فِي اَلْمَالِ وَ اَلْوَلَدِ فَقَالُوا لَهُ يَا أَبَا مُرَّةَ فَتَقُولُ فِي عَلِيٍّ شَيْئاً فَقَالَ لَهُمُ اِسْمَعُوا مِنِّي مَعَاشِرَ اَلنَّاكِثِينَ وَ اَلْقَاسِطِينَ وَ اَلْمَارِقِينَ عَبَدْتُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي اَلْجَانِّ اِثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَلْفَ سَنَةٍ فَلَمَّا أَهْلَكَ اَللَّهُ اَلْجَانَّ شَكَوْتُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْوَحْدَةَ فَعَرَجَ بِي إِلَى اَلسَّمَاءِ اَلدُّنْيَا فَعَبَدْتُ اَللَّهَ فِي اَلسَّمَاءِ اَلدُّنْيَا اِثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَلْفَ سَنَةٍ أُخْرَى فِي جُمْلَةِ اَلْمَلاَئِكَةِ فَبَيْنَا نَحْنُ كَذَلِكَ نُسَبِّحُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نُقَدِّسُهُ - إِذْ مَرَّ بِنَا نُورٌ شَعْشَعَانِيُّ فَخَرَّتِ اَلْمَلاَئِكَةُ لِذَلِكَ اَلنُّورِ سُجَّداً فَقَالُوا سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ نُورُ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ أَوْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ فَإِذَا اَلنِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ لاَ نُورُ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ لاَ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ هَذَا نُورُ طِينَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۳۴۷

6 - سلمان فارسى گفت ابليس بچند تن گذشت كه بعلى (عليه السّلام) بد ميگفتند برابر آنها ايستاد آن مردم گفتند كيست كه جلو ما ايستاده است‌؟ گفت من ابو مرّه‌ام گفتند سخن ما را نشنيدى‌؟ گفت بد ببينيد بسرور خود على بن ابى طالب بد ميگوئيد گفتند از كجا دانستى او سرور ما است‌؟ گفت از گفتار پيغمبر شما كه فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه. خدايا دوستدار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد يارى كن هر كه ياريش كند و واگذار هر كس واگذاردش گفتند تو از دوستان و شيعيان او هستى‌؟ گفت نه ولى او را دوست دارم و هر كه با او دشمن باشد من در مال و فرزند او شريكم گفتند اى ابو مره در باره على چيزى بگو بآنها گفت اى گروه ناكثان و قاسطان و مارقان من خدا را در بنى جان دوازده هزار سال پرستش كردم و چون هلاك شدند از تنهائى بخدا شكايت كردم و مرا بآسمان دنيا بردند و در آنجا دوازده هزار سال خدا را پرستش كردم با فرشتگان در اين ميان كه مشغول عبادت پوديم و خداى عز و جل خود را تسبيح و تقديس ميكرديم يك نور پر پرتو بما گذشت كه همه فرشتگان در برابرش رو بر زمين نهادند و گفتند سبوح قدوس اين نور فرشته مقرب يا پيغمبر مرسلى است و نداء از طرف خداى جل جلاله رسيد اين نور نه از فرشته مقرب و نه از پيغمبر مرسل است اين نور طينت على بن ابى طالب است.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۲۷

6.سلمان فارسى مى‌گويد:ابليس بر چند نفر مى‌گذشت كه از على عليه السّلام بدگويى مى‌كردند.روبروى آنان ايستاد.آنان گفتند:اين كيست كه چهره‌به‌چهره ما ايستاده‌؟ ابليس گفت:ابومره هستم.گفتند:آيا سخن ما را نشنيدى‌؟ابليس گفت بدا به حالتان كه على بن ابى طالب مولاى خود را ناسزا مى‌گوييد.گفتند:تو از كجا دانستى كه على مولاى ماست‌؟ابليس گفت:از كلام پيامبرتان كه فرمود:«من كنت مولاه فعلى مولاه».و آنگاه چنين فرمود:خدايا!دوستدار كسى باش كه على را دوست دارد و دشمن كسى باش كه على را دشمن مى‌دارد.خدايا كسى را مدد رسان كه على را يارى مى‌رساند و كسى را به حال خود رها كن كه على را رها مى‌كند.آنان گفتند:آيا تو از دوستان و ياران على مى‌باشى‌؟ابليس گفت:نه.اما او را دوست مى‌دارم و در ثروت و فرزندان كسى كه با على دشمن است:سهيم هستم.گفتند:اى ابو مره درباره على سخن بگوى.ابليس گفت:اى پيمان‌شكنان و ستم‌پيشگان و از دين بيرون‌رفتگان!من خداوند را در ميان جنيان دوازده هزار سال پرستيدم و آنگاه كه نابود شدند،از تنهايى به خداوند شاكى شدم كه سپس مرا به آسمان دنيا بالا بردند و در ميان فرشتگان دوازده‌هزار سال خدا را پرستيدم. در آن هنگام كه در پرستش خداوند بوده و به تسبيح و تقديس او مى‌پرداختم،ناگاه نورى پرتوگستر از ما عبور كرد كه فرشتگان همگى در پيشگاه او صورت بر خاك گذاشتند و گفتند:«سبوح قدوس»اين نور،نور فرشته مقرب است يا نور پيامبر مرسل‌؟از جانب خداى جل جلاله صدا آمد كه اين نور سرشت على عليه السّلام است،نه نور فرشته مقرب و نه نور پيامبر مرسل.

divider