شناسه حدیث :  ۴۳۹۹۰۶

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۴۰  

عنوان باب :   المجلس الرابع و الخمسون

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَبِي رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُثَنًّى عَنْ لَيْثِ بْنِ أَبِي سُلَيْمٍ قَالَ: سَمِعْتُ رَجُلاً مِنَ اَلْأَنْصَارِ يَقُولُ بَيْنَمَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُسْتَظِلٌّ بِظِلِّ شَجَرَةٍ فِي يَوْمٍ شَدِيدِ اَلْحَرِّ إِذْ جَاءَ رَجُلٌ فَنَزَعَ ثِيَابَهُ ثُمَّ جَعَلَ يَتَمَرَّغُ فِي اَلرَّمْضَاءِ يَكْوِي ظَهْرَهُ مَرَّةً وَ بَطْنَهُ مَرَّةً وَ جَبْهَتَهُ مَرَّةً وَ يَقُولُ يَا نَفْسُ ذُوقِي فَمَا عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْظَمُ مِمَّا صَنَعْتُ بِكِ وَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَنْظُرُ إِلَى مَا يَصْنَعُ ثُمَّ إِنَّ اَلرَّجُلَ لَبِسَ ثِيَابَهُ ثُمَّ أَقْبَلَ فَأَومَى إِلَيْهِ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِيَدِهِ وَ دَعَاهُ فَقَالَ لَهُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُكَ صَنَعْتَ شَيْئاً مَا رَأَيْتُ أَحَداً مِنَ اَلنَّاسِ صَنَعَهُ فَمَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ فَقَالَ اَلرَّجُلُ حَمَلَنِي عَلَى ذَلِكَ مَخَافَةُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُلْتُ لِنَفْسِي يَا نَفْسُ ذُوقِي فَمَا عِنْدَ اَللَّهِ أَعْظَمُ مِمَّا صَنَعْتُ بِكِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَقَدْ خِفْتَ رَبَّكَ حَقَّ مَخَافَتِهِ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيُبَاهِي بِكَ أَهْلَ اَلسَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ يَا مَعَاشِرَ مَنْ حَضَرَ اُدْنُوا مِنْ صَاحِبِكُمْ حَتَّى يَدْعُوَ لَكُمْ فَدَنَوْا مِنْهُ فَدَعَا لَهُمْ وَ قَالَ لَهُمُ اَللَّهُمَّ اِجْمَعْ أَمْرَنَا عَلَى اَلْهُدَى وَ اِجْعَلِ اَلتَّقْوَى زَادَنَا وَ اَلْجَنَّةَ مَئَابَنَا .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۳۴۰

26 - مردى از انصار گويد در اين ميان كه روزى بسيار گرم پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) در سايه درختى آرميده بود مردى آمد و جامه خود برآورد و برهنه بر ريگ سوزان ميغلطيد يك بار پشت خود را داغ ميكرد و يك بار پيشانى خود را و ميگفت اى نفس بچش كه آنچه نزد خداست سختتر است از آنچه با تو كردم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) عمل او را مينگريست تا آن مرد جامه خود را پوشيد و آمد و پيغمبر اشاره كرد و او را خواست و باو فرمود اى بنده خدا ديدم كارى كردى كه مردم ديگر را نديدم بكنند براى چه اين كار كردى آن مرد گفت ترس از خداى عز و جل مرا بر آن واداشت و بخود گفتم اين بچش كه آنچه نزد خداى عز و جل است بزرگتر است از آنچه با تو كردم پيغمبر باو فرمود بحق از خداى خود ترسيدى و خدا بتو بر اهل آسمان مباهات كند سپس باصحابش فرمود اى گروه حاضران نزديك رفيق خود برويد تا براى شما دعا كند، نزديك او رفتند و براى آنها دعا كرد گفت بار خدايا كار ما را بر هدايت گرد آور و تقوا را توشه ما ساز و بهشت را مسكن ما كن.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۱۷

26.شخصى از انصار مى‌گويد:در روزى از تابستان كه هوا بسيار گرم شده بود،پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در سايه درختى آرام گرفته بود كه ناگهان كسى آمد و خود را برهنه كرد و بر ريگ‌هاى داغ و سوزان غلطانيد.گاه پشت خود را داغ مى‌كرد و گاه پيشانى خود را و يك سر مى‌گفت:اى نفس بچش آتش را كه آنچه نزد خداوند است،سخت‌تر از چيزى است كه با تو رفتار كردم.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفتار او را مشاهده كرد تا آنكه او جامه بر تن كرد.پيامبر با اشارۀ دست،او را نزد خود طلبيد و فرمود:اى بنده خداوندا تو را مشغول كارى ديدم كه ديگران را نديده‌ام.چرا اين كار را كردى‌؟شخص گفت:هراس از خداوند مرا وادار كرد تا با خود چنين كنم.پيامبر فرمود:به‌راستى كه از پروردگار خود هراس پيدا كردى و او به‌خاطر تو بر ساكنان آسمان مى‌بالد.آنگاه به ياران فرمود:اى كسانى‌كه اينجا حضور داريد،نزد دوست خود برويد كه براى شما نيايش كند.آنان نزد او رفتند و از خداوند چنين درخواست كرد:خدايا!كارمان را بر پايه هدايت آورده و تقوا را ره‌توشه ما ساخته و نيز بهشت را سراى ما قرار ده.

divider