شناسه حدیث :  ۴۳۹۹۰۴

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۳۸  

عنوان باب :   المجلس الرابع و الخمسون

معصوم :   امام هادی (علیه السلام)

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى اَلدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اَللَّهُ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْوَرَّاقُ جَمِيعاً قَالاَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ اَلصُّوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو تُرَابٍ عُبَيْدُ اَللَّهِ بْنُ مُوسَى اَلرُّويَانِيُّ عَنْ عَبْدِ اَلْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَسَنِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمَّا بَصُرَ بِي قَالَ لِي مَرْحَباً بِكَ يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ أَنْتَ وَلِيُّنَا حَقّاً قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَعْرِضَ عَلَيْكَ دِينِي فَإِنْ كَانَ مَرْضِيّاً ثَبَتُّ عَلَيْهِ حَتَّى أَلْقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ هَاتِ يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ فَقُلْتُ إِنِّي أَقُولُ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى وَاحِدٌ « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » خَارِجٌ مِنَ اَلْحَدَّيْنِ حَدِّ اَلْإِبْطَالِ وَ حَدِّ اَلتَّشْبِيهِ وَ إِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْمٍ وَ لاَ صُورَةٍ وَ لاَ عَرَضٍ وَ لاَ جَوْهَرٍ بَلْ هُوَ مُجَسِّمُ اَلْأَجْسَامِ وَ مُصَوِّرُ اَلصُّوَرِ وَ خَالِقُ اَلْأَعْرَاضِ وَ اَلْجَوَاهِرِ وَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَ مَالِكُهُ وَ جَاعِلُهُ وَ مُحْدِثُهُ وَ إِنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خَاتَمُ اَلنَّبِيِّينَ فَلاَ نَبِيَّ بَعْدَهُ إِلَى وَ إِنَّ شَرِيعَتَهُ خَاتِمَةُ اَلشَّرَائِعِ فَلاَ شَرِيعَةَ بَعْدَهَا إِلَى وَ أَقُولُ إِنَّ اَلْإِمَامَ وَ اَلْخَلِيفَةَ وَ وَلِيَّ اَلْأَمْرِ بَعْدَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ثُمَّ اَلْحَسَنُ ثُمَّ اَلْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَنْتَ يَا مَوْلاَيَ فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ مِنْ بَعْدِي اَلْحَسَنُ اِبْنِي فَكَيْفَ لِلنَّاسِ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ ذَاكَ يَا مَوْلاَيَ قَالَ لِأَنَّهُ لاَ يُرَى شَخْصُهُ وَ لاَ يَحِلُّ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّى يَخْرُجَ فَيَمْلَأَ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً قَالَ فَقُلْتُ أَقْرَرْتُ وَ أَقُولُ إِنَّ وَلِيَّهُمْ وَلِيُّ اَللَّهِ وَ عَدُوَّهُمْ عَدُوُّ اَللَّهِ وَ طَاعَتَهُمْ طَاعَةُ اَللَّهِ وَ مَعْصِيَتَهُمْ مَعْصِيَةُ اَللَّهِ وَ أَقُولُ إِنَّ اَلْمِعْرَاجَ حَقٌّ وَ اَلْمُسَاءَلَةَ فِي اَلْقَبْرِ حَقٌّ وَ إِنَّ اَلْجَنَّةَ حَقٌّ وَ اَلنَّارَ حَقٌّ وَ اَلصِّرَاطَ حَقٌّ وَ اَلْمِيزَانَ حَقٌّ وَ إِنَّ « اَلسّٰاعَةَ آتِيَةٌ لاٰ رَيْبَ فِيهٰا » وَ إِنَّ « اَللّٰهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي اَلْقُبُورِ » وَ أَقُولُ إِنَّ اَلْفَرَائِضَ اَلْوَاجِبَةَ بَعْدَ اَلْوَلاَيَةِ اَلصَّلاَةُ وَ اَلزَّكَاةُ وَ اَلصَّوْمُ وَ اَلْحَجُّ وَ اَلْجِهَادُ وَ اَلْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيُ عَنِ اَلْمُنْكَرِ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ هَذَا وَ اَللَّهِ دِينُ اَللَّهِ اَلَّذِي اِرْتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَاثْبُتْ عَلَيْهِ أَثْبَتَكَ اَللَّهُ « بِالْقَوْلِ اَلثّٰابِتِ فِي اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ فِي اَلْآخِرَةِ » .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۱۵

24.عبد العظيم حسنى عليه السّلام مى‌گويد،نزد مولاى خود امام هادى عليه السّلام رفتم.حضرت كه نگاهش به من افتاد،چنين فرمود:اى ابو القاسم خوش آمدى بى‌گمان تو دوست ما هستى.گفتم:اى پسر پيامبر خدا مايلم كه دين خود را بر تو آشكار سازم كه اگر نزدت پذيرفته باشد تا هنگام مرگ بر عقايد خود استوار باشم.حضرت فرمود:بگو.گفتم:من باور دارم كه خداى تبارك و تعالى يكى است و چيزى همانند او نيست او از دو حد خارج است: حد ابطال و حد تشبيه.و باور دارم كه خدا جسم و صورت و عرض و جوهر نيست؛بلكه او پديدآورنده جسم‌هاست و تصويرگر صورت‌ها و آفريننده عرض‌ها و جوهرها و نيز پرورش‌دهنده هرچيز و صاحب و جاعل.و باور دارم كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده اوست و نيز خاتم پيغمبران.و پس از ايشان تا رستاخيز پيامبرى نخواهد بود و شريعت او خاتم شرايع الهى است.و نيز باور دارم كه على بن ابى طالب پس از او امير مومنان و امام و جانشين و ولى امر مسلمين است.و پس از او حسن و حسين و على بن حسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على عليهم السّلام و نيز بعد از آن حضرت شما،اين منزلت را داريد،اى مولاى من.
امام هادى عليه السّلام فرمود:و پس از من پسرم حسن عليه السّلام و راستى مردم نسبت به او چگونه خواهند انديشيد؟گفتم:مگر او چگونه است مولاى من‌؟فرمود:زيرا كسى او را نمى‌نگرد و اسم او را نمى‌برد تا اينكه در جهان ظهور كند و زمين را از قسط‍‌ و عدل پر كند و به همان گونه كه پيش از او از ستم و جور پر شده بود.
عبد العظيم حسنى مى‌گويد كه به امام هادى عليه السّلام گفتم:من او را نيز باور دارم و اقرار مى‌كنم كه دوستدار او دوستدار خداوند است و دشمنان او دشمنان خدا و طاعتش طاعت خداوند است و عصيان او عصيان خدا.من باور دارم كه معراج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حق است و نيز سؤال و پاسخ در قبر،و بهشت و دوزخ،و صراط‍‌ و ميزان.و رستاخيز خواهد آمد و در آن هيچ ترديدى نيست و آنگاه خداوند مردگان را از گورها برانگيزاند.و من باور دارم كه فريضه‌هاى الهى پس از ولايت عبارتند از:
نماز و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر.امام هادى عليه السّلام فرمود:اى ابو القاسم!سوگند به خداوند كه اين دين تو همان دين خداوند است كه براى بندگان خود برگزيد و پسنديد.و تو بر اين دين بمان و خداوند تو را بر سخن استوار در دنيا و آخرت يارى دهد.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۳۳۸

24 - حضرت عبد العظيم حسنى گويد وارد شدم بآقاى خود امام دهم على نقى چون چشمش بمن افتاد فرمود خوش آمدى اى أبو القاسم تو براستى ولى ما هستى گويد عرضكردم يا ابن رسول اللّٰه من ميخواهم دين خود را بر تو عرضه نمايم و اگر پسند است تا بميرم بر آن بر جا بمانم، فرمود بياور، گفتم من معتقدم كه خداى تبارك و تعالى يگانه است و بمانندش چيزى نيست بيرون از دو سوى نفى خدا و تشبيه او بموجودات است و معتقدم كه جسم و صورت و عرض و جوهر نيست بلكه او پديد آرنده جسمها و نقشه كش صورتها و خالق اعراض و جواهر و پرورنده هر چيز، مالك و جاعل و پديد آرنده است و معتقدم محمد بنده و رسول او و خاتم پيغمبرانست و بعد از او پيغمبرى نيست تا روز قيامت و شريعت او خاتم شريعت‌ها است و پس از او شريعتى نيست تا روز قيامت و معتقدم كه امام و خليفه و ولى امر پس از او امير المؤمنين على بن ابى طالب است و سپس حسن و بعد حسين بعد على بن الحسين بعد محمد بن على بعد جعفر بن محمد بعد موسى بن جعفر بعد على بن موسى بعد محمد بن على سپس شما اى مولاى من فرمود پس از من پسرم حسن و چطور باشند مردم نسبت بجانشين او؟ گويد گفتم مگر چطور است او مولاى من‌؟ گفت براى آنكه شخص او را نبينند و نامش نتوان برد تا ظهور كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد گويد گفتم من هم بدو اقرار دارم و ميگويم ولى آنها ولى خداست و دشمنانشان دشمن خدا و طاعتشان طاعت خدا و معصيت آنها معصيت خدا و معتقدم كه معراج حق است و سؤال و جواب در قبر حق است و بهشت حق و دوزخ حق و صراط‍‌ حق و ميزان حق و قيامت آيد و شكى ندارد و خدا هر كه در قبرها است برانگيزد و معتقدم كه فرائض واجبه پس از ولايت نماز است و روزه و حج جهاد و امر بمعروف و نهى از منكر، امام فرمود اى أبو القاسم بخدا اين دين دين خداست كه براى بندگانش پسنديده بر آن باش خدايت بدارد بر گفتار ثابت در دنيا و آخرت.

divider