شناسه حدیث :  ۴۳۹۸۹۲

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۳۵  

عنوان باب :   المجلس الرابع و الخمسون

معصوم :   امام سجاد (علیه السلام)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرَانَ اَلنَّقَّاشُ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ بِالْكُوفَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْهَمْدَانِيُّ مَوْلَى بَنِي هَاشِمٍ قَالَ أَخْبَرَنَا اَلْمُنْذِرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ رُشْدٍ عَنْ عَمِّهِ سَعِيدِ بْنِ خَيْثَمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: حَجَجْتُ فَأَتَيْتُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَقَالَ لِي يَا أَبَا حَمْزَةَ أَ لاَ أُحَدِّثُكَ عَنْ رُؤْيَا رَأَيْتُهَا رَأَيْتُ كَأَنِّي أُدْخِلْتُ اَلْجَنَّةَ فَأُتِيتُ بِحَوْرَاءَ لَمْ أَرَ أَحْسَنَ مِنْهَا فَبَيْنَا أَنَا مُتَّكِئٌ عَلَى أَرِيكَتِي إِذْ سَمِعْتُ قَائِلاً يَقُولُ يَا عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ لِيَهْنِكَ [لِيَهْنِئْكَ ] زَيْدٌ يَا عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ لِيَهْنِكَ [لِيَهْنِئْكَ ] زَيْدٌ فَيَهْنِكَ [فَيَهْنِئْكَ ] زَيْدٌ قَالَ أَبُو حَمْزَةَ ثُمَّ حَجَجْتُ بَعْدَهُ فَأَتَيْتُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ فَقَرَعْتُ اَلْبَابَ فَفُتِحَ لِي فَدَخَلْتُ فَإِذَا هُوَ حَامِلٌ زَيْداً عَلَى يَدِهِ أَوْ قَالَ حَامِلٌ غُلاَماً عَلَى يَدِهِ فَقَالَ لِي يَا أَبَا حَمْزَةَ هَذِهِ « تَأْوِيلُ رُءْيٰايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهٰا رَبِّي حَقًّا » .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۳۳۵

12 - ابى حمزه ثمالى گويد من بحج رفتم خدمت امام چهارم رسيدم بمن فرمود اى ابى حمزه برايت نگويم خوابى را كه ديدم‌؟ خواب ديدم گويا ببهشت رفتم و حوريه‌اى كه بهتر از آن نديده بودم نزد من آوردند در اين ميان كه بر پشتى خود تكيه داشتم شنيدم يكى ميگويد اى على بن الحسين تهنيت گويم تو را بزيد مبارك باد بر تو زيد ابو حمزه گويد سال ديگر بحج رفتم نزد آن حضرت رفتم و در را زدم و باز كردند خدمتش رسيدم ديدم زيد را در آغوش دارد با پسرى در آغوش دارد فرمود اى ابو حمزه اين تعبير خواب منست كه پيش از اين ديدم و خدا آن را محقق ساخت.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۹

12.ابو حمزه ثمالى مى‌گويد:در حج خدمت امام سجاد عليه السّلام رسيدم.حضرت به من چنين فرمود:اى ابو حمزه!آيا براى تو خوابى را كه ديده‌ام بازگو كنم‌؟در خواب ديدم كه گويى وارد بهشت شده‌ام و حوريه‌اى كه زيباتر از او نديده بودم،بودم پيش من آوردند.در اين ميانه كه به پشتى‌ام تكيه زده بودم،سخنى به‌گوشم خورد كه اى على بن حسين تو را به تولد زيد تبريك مى‌گويم.زيد بر تو مبارك باد.ابو حمزه مى‌گويد:سالى ديگر در ايام حج پيش حضرت سجاد عليه السّلام رفته و در زدم و بعد به محضر ايشان وارد شدم.حضرت را ديدم كه پسركى در آغوش دارد.فرمود:اى ابو حمزه!اين تعبير همان خواب است كه پيش از اين مشاهده كرده بودم و خداوند آن را واقعيت بخشيد.

divider