شناسه حدیث :  ۴۳۹۸۵۰

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۱۲  

عنوان باب :   المجلس الحادي و الخمسون

معصوم :   امام سجاد (علیه السلام)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْفَضْلِ اَلْكُوفِيُّ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَمَّارٍ اَلْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ اَلزَّعْفَرَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ اَلْعَبْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ اَلْآدَمِيُّ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ مَسْجِدَ اَلْكُوفَةِ فَإِذَا أَنَا بِرَجُلٍ عِنْدَ اَلْأُسْطُوَانَةِ اَلسَّابِعَةِ قَائِماً يُصَلِّي يُحْسِنُ رُكُوعَهُ وَ سُجُودَهُ فَجِئْتُ لِأَنْظُرَ إِلَيْهِ فَسَبَقَنِي إِلَى اَلسُّجُودِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي سُجُودِهِ اَللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قَدْ عَصَيْتُكَ فَقَدْ أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ اَلْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ وَ هُوَ اَلْإِيمَانُ بِكَ مَنّاً مِنْكَ بِهِ عَلَيَّ لاَ مَنّاً بِهِ مِنِّي عَلَيْكَ وَ لَمْ أَعْصِكَ فِي أَبْغَضِ اَلْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ لَمْ أَدْعُ لَكَ وَلَداً وَ لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ شَرِيكاً مَنّاً مِنْكَ عَلَيَّ لاَ مَنّاً مِنِّي عَلَيْكَ وَ عَصَيْتُكَ فِي أَشْيَاءَ عَلَى غَيْرِ مُكَاثَرَةٍ مِنِّي وَ لاَ مُكَابَرَةٍ وَ لاَ اِسْتِكْبَارٍ عَنْ عِبَادَتِكَ وَ لاَ جُحُودٍ لِرُبُوبِيَّتِكَ وَ لَكِنِ اِتَّبَعْتُ اَلْهَوَى وَ أَزَلَّنِي اَلشَّيْطَانُ بَعْدَ اَلْحُجَّةِ وَ اَلْبَيَانِ فَإِنْ تُعَذِّبْنِي [فَبِذُنُوبِي] غَيْرَ ظَالِمٍ لِي وَ إِنْ تَرْحَمْنِي فَبِجُودِكَ وَ رَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ ثُمَّ اِنْفَتَلَ وَ خَرَجَ مِنْ بَابِ كِنْدَةَ فَتَبِعْتُهُ حَتَّى أَتَى مُنَاخَ اَلْكَلْبِيِّينَ فَمَرَّ بِأَسْوَدَ فَأَمَرَهُ بِشَيْءٍ لَمْ أَفْهَمْهُ فَقُلْتُ مَنْ هَذَا فَقَالَ هَذَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَقُلْتُ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ مَا أَقْدَمَكَ هَذَا اَلْمَوْضِعَ فَقَالَ اَلَّذِي رَأَيْتَ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۳۱۲

12 - ابو حمزه ثمالى گويد وارد مسجد كوفه شدم و برخوردم بمردى كه نزد ستون هفتم نماز ميخواند و ركوع و سجود خوبى ميكرد آمدم باو نگاه كنم زودتر بسجده رفت و شنيدم در سجده خود ميگفت خدايا اگر نافرمانيت كردم در محبوبترين چيزها تو را اطاعت كردم كه ايمان بتو است و تو در آن بر من منت دارى نه من بر تو، در بعض اشياء نزد تو نافرمانيت نكردم فرزند براى تو نتراشيدم و شريك برايت نگرفتم باز هم بمنتى كه تو بر من دارى نه من بر تو و در چيزهائى نافرمانيت كردم نه از راه فزون‌طلبى و مكابره و گردن فرازى از عبادتت و انكار ربوبيتت ولى پيروى هوس كردم و شيطان پس از حجت و بيان مرا خوار كرد اگر عذابم كنى براى گناهم ستم نكردى و اگر رحمم كنى از جودت باشد و رحمتت اى ارحم الراحمين سپس فارغ شد و از باب كنده بيرون رفت و دنبالش رفتم تا بميدان كلبيان بغلام سياهى بر گذشت و چيزى باو گفت كه من نفهميدم باو گفتم اين كى بود؟ گفت على بن الحسين است گفتم قربانت براى چه اينجا آمدى‌؟ فرمود براى آنچه ديدى.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۵۲۷

12.ابو حمزه ثمالى مى‌گويد:به مسجد كوفه وارد شدم،شخصى را ديدم كه كنار ستون هفتم نماز مى‌گزارد و به نيكى ركوع و سجود مى‌رود.نزديك رفتم كه چهرۀ او را ببينم اما زودتر به سجده رفت.در سجده‌اش چنين مى‌گفت:خدايا!اگر تو را نافرمانى كردم،ولى تو را در كارهايى كه دوست‌داشتى،فرمان برده‌ام.كه همان ايمان به تو مى‌باشد و بى‌گمان تو در مؤمن شدن بر من منت نهادى،نه من بر تو.خدايا!در برخى چيزها در پيشگاهت تو را نافرمانى نكردم و فرزندى برايت قرار ندادم و شريك برايت نگرفتم.اين همه به خاطر منت تو بود كه بر من داشتى،نه منت ايمان آوردن من بر تو.و در چيزهايى كه تو را نافرمانى كردم به خاطر زيادى خواهى و حيله‌گرى و سركشى از پرستش تو و انكار ربوبيت تو نبود،اما اعتراف دارم كه از هواى نفس پيروى كردم و شيطان مرا پس از حجت و بيان فرومايه ساخت.اكنون اگر مرا عذاب كنى،براى گناهى كه كرده‌ام،هرگز بر من ستم روا نداشتى و اگر بر من رحم كنى،از لطف و رحمت تو خواهد بود اى مهربانترين مهربانان.
آنگاه او از باب«كنده»خارج شد و من درپى او شتافتم تا اينكه در ميدان«كلبيان»به برده سياه‌پوستى برخورد و چيزى به او گفت كه من نشنيدم.نزد سياه رفتم و پرسيدم كه او كيست‌؟گفت:امام سجاد عليه السّلام است.خودم را به حضرت رساندم و گفتم:فدايت شوم. چرا اين‌جا آمدى‌؟امام سجاد عليه السّلام فرمود:به خاطر آنچه ديدى.

divider