شناسه حدیث :  ۴۳۹۶۷۹

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۲۳  

عنوان باب :   المجلس الأربعون

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا اَلشَّيْخُ اَلْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ حَمَّادٍ اَلْبَغْدَادِيُّ عَنْ بِشْرِ بْنِ غِيَاثٍ اَلْمِرِّيسِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو يُوسُفَ يَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ اَلسَّلْمَانِيِّ عَن حَنَشِ بْنِ اَلْمُعْتَمِرِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: دَعَانِي رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَوَجَّهَنِي إِلَى اَلْيَمَنِ لِأُصْلِحَ بَيْنَهُمْ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنَّهُمْ قَوْمٌ كَثِيرٌ وَ لَهُمْ سِنٌّ وَ أَنَا شَابٌّ حَدَثٌ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِذَا صِرْتَ بِأَعْلَى عَقَبَةِ أَفِيقٍ فَنَادِ بِأَعْلَى صَوْتِكَ يَا شَجَرُ يَا مَدَرُ يَا ثَرَى مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ يُقْرِئُكُمُ اَلسَّلاَمَ قَالَ فَذَهَبْتُ فَلَمَّا صِرْتُ بِأَعْلَى اَلْعَقَبَةِ أَشْرَفْتُ عَلَى أَهْلِ اَلْيَمَنِ فَإِذَا هُمْ بِأَسْرِهِمْ مُقْبِلُونَ نَحْوِي مُشْرِعُونَ رِمَاحَهُمْ مُسَوُّونَ أَسِنَّتَهُمْ مُتَنَكِّبُونَ قِسِيَّهُمْ شَاهِرُونَ سِلاَحَهُمْ فَنَادَيْتُ بِأَعْلَى صَوْتِي يَا شَجَرُ وَ يَا مَدَرُ يَا ثَرَى مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ يُقْرِئُكُمُ اَلسَّلاَمَ قَالَ فَلَمْ تَبْقَ شَجَرَةٌ وَ لاَ مَدَرَةٌ وَ لاَ ثَرَى إِلاَّ اِرْتَجَّ بِصَوْتٍ وَاحِدٍ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اَللَّهِ وَ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمُ فَاضْطَرَبَتْ قَوَائِمُ اَلْقَوْمِ وَ اِرْتَعَدَتْ رُكَبُهُمْ [فَرَائِصُهُمْ وَ رُكَبُهُمْ] وَ وَقَعَ اَلسِّلاَحُ مِنْ أَيْدِيهِمْ وَ أَقْبَلُوا إِلَيَّ مُسْرِعِينَ فَأَصْلَحْتُ بَيْنَهُمْ وَ اِنْصَرَفْتُ.
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۲۲۳

روز سه شنبه شب يازدهم صفر سال 3681 - على بن ابى طالب (عليه السّلام) فرمود پيغمبر مرا خواست و بيمن فرستاد تا ميان آنها اصلاح كنم گفتم يا رسول اللّٰه آنها مردم بسيارى هستند و پيره مردانى دارند و من جوانى نورسم فرمود اى على چون بر گردنه افيق بر آمدى بآواز بلند فرياد كن اى شجر اى كلوخ اى خاك محمد رسول خدا شما را درود ميدهد فرمود رفتم و چون بر آن گردنه بر آمدم و سرازير يمن شدم ديدم همه رو آورده‌اند بسوى من با نيزه‌هاى افراشته و پيكان زده و كمان بر دوش و تيغهاى برهنه بآواز بلند پيغام پيغمبر را به شجر و كلوخ و خاك رساندم شجرى و كلوخى و خاكى نماند مگر آنكه هم آواز فرياد كشيدند بر محمد رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) و بر تو درود، همه آن مردم پريشان شدند و دلها و زانوهايشان لرزيد اسلحه از دستشان افتاد و شتابان نزد من آمدند و ميان آنها اصلاح كردم و برگشتم.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۳۷۷

1.على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود:پيامبر مرا طلبيد و آنگاه به يمن فرستاد كه ميان مردمان آن سرزمين اصلاح كنم.گفتم:آنان جمعيت بسيار هستند و كهن‌سالانى دارند و من هنوز جوانى نورس بيش نيستم.فرمود:اى على آنگاه كه به گردنه«افيق»رسيدى، فرياد بزن كه اى درخت،اى كلوخ،اى خاك!محمد فرستاده خداوند به شما سلام مى‌فرستد.
على عليه السّلام فرمود:آن‌گاه كه به آن گردنه نزديك شدم و به‌سمت يمن به راه افتادم، ناگهان ديدم كه همه با نيزه‌هاى افراشته و پيكان‌زده و كمان به دوش و شمشيرهاى آخته به من روى آورده:به صداى بلند همان چيزى را گفتم كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده بود.سنگ و درخت و كلوخ و خاكى نديدم،مگر اينكه هم‌نوا شدند و بر پيامبر درود فرستادند.آنگاه جمعيت پراكنده شدند و دلها و پاهاى آنان لرزيدن گرفت. سلاح از دست آنان افتاد و با شتاب پيش من آمدند و بين آنان سازش دادم و برگشتم.

divider