شناسه حدیث :  ۴۳۹۶۰۵

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۷۳  

عنوان باب :   المجلس الثاني و الثلاثون

معصوم :   امام باقر (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ عَنِ اَلْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: بَعَثَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَالِدَ بْنَ اَلْوَلِيدِ إِلَى حَيٍّ يُقَالُ لَهُمْ بَنُو اَلْمُصْطَلِقِ مِنْ بَنِي جُذَيْمَةَ وَ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَنِي مَخْزُومٍ إِحْنَةٌ فِي فَلَمَّا وَرَدَ عَلَيْهِمْ كَانُوا قَدْ أَطَاعُوا رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَخَذُوا مِنْهُ كِتَاباً فَلَمَّا وَرَدَ عَلَيْهِمْ خَالِدٌ أَمَرَ مُنَادِياً فَنَادَى بِالصَّلاَةِ فَصَلَّى وَ صَلَّوْا فَلَمَّا كَانَ صَلاَةُ اَلْفَجْرِ أَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى فَصَلَّى وَ صَلَّوْا ثُمَّ أَمَرَ اَلْخَيْلَ فَشَنُّوا فِيهِمُ اَلْغَارَةَ فَقَتَلَ وَ أَصَابَ فَطَلَبُوا كِتَابَهُمْ فَوَجَدُوهُ فَأَتَوْا بِهِ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ حَدَّثُوهُ بِمَا صَنَعَ خَالِدُ بْنُ اَلْوَلِيدِ فَاسْتَقْبَلَ اَلْقِبْلَةَ ثُمَّ قَالَ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ خَالِدُ بْنُ اَلْوَلِيدِ قَالَ ثُمَّ قُدِّمَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ تِبْرٌ وَ مَتَاعٌ فَقَالَ لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا عَلِيُّ اِئْتِ بَنِي جُذَيْمَةَ مِنْ بَنِي اَلْمُصْطَلِقِ فَأَرْضِهِمْ مِمَّا صَنَعَ خَالِدٌ ثُمَّ رَفَعَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَدَمَيْهِ فَقَالَ يَا عَلِيُّ اِجْعَلْ قَضَاءَ أَهْلِ تَحْتَ قَدَمَيْكَ فَأَتَاهُمْ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمَّا اِنْتَهَى إِلَيْهِمْ حَكَمَ فِيهِمْ بِحُكْمِ اَللَّهِ فَلَمَّا رَجَعَ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ يَا عَلِيُّ أَخْبِرْنِي مَا صَنَعْتَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ عَمَدْتُ فَأَعْطَيْتُ لِكُلِّ دَمٍ دِيَةً وَ لِكُلِّ جَنِينٍ غُرَّةً وَ لِكُلِّ مَالٍ مَالاً وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ لِمِيلَغَةِ كِلاَبِهِمْ وَ حِيلَةِ رُعَاتِهِمْ وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ لِرَوْعَةِ نِسَائِهِمْ وَ فَزَعِ صِبْيَانِهِمْ وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ لِمَا يَعْلَمُونَ وَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ وَ فَضَلَتْ مَعِي فَضْلَةٌ فَأَعْطَيْتُهُمْ لِيَرْضَوْا عَنْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَا عَلِيُّ أَعْطَيْتَهُمْ لِيَرْضَوْا عَنِّي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْكَ يَا عَلِيُّ إِنَّمَا أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۷۳

7 - امام پنجم فرمود رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) خالد بن وليد را بتيره بنى المصطلق فرستاد كه از جذيمه بودند و ميان آنها و بنى مخزوم در دوران جاهليت كينه‌اى بود چون بر آنها وارد شديد پيرو رسول خدايند و از او عهدنامه‌اى دارند خالد گفت اذان نماز گفتند و نماز صبح را با آنها خواند و دستور داد آنها را غارت كردند و جمعى از آنها را كشت عهد نامه خود را برداشتند و خدمت پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) آمدند و از جنايات خالد بن وليد گزارش دادند آن حضرت رو بقبله كرد و گفت خدايا از آنچه خالد بن وليد كرده است من بتو بيزارم سپس جامه و كالائى از غارت خدمت رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) آوردند و آن حضرت بعلى فرمود تو نزد بنى جذيمه تيره بنى مصطلق برو و از آنچه خالد عمل كرده رضايت آنها را بعمل آور و دو گام خود برداشت و فرمود اى على قضاوت جاهليت را زير دو پاى خود گذار على (عليه السّلام) نزد آنها آمد در باره آنها بحكم خدا دستور داد و چون برگشت فرمود اى على (عليه السّلام) گزارش بده كه چه كردى‌؟ گفت: يا رسول اللّٰه هر خونى را ديه دادم هر جنين كه سقط‍‌ شده بود بعوض بنده يا كنيزى دادم و هر مالى تلف شده بود عوض دادم و مبلغى زياد آمد كه بحساب كاسه سگها و ريسمان گله‌بانان آنها دادم باز هم زياد آمد بجبران ترس زنان و هراس كودكان آنها دادم و باز هم چيزى مانده بود باحتياط‍‌ از دانسته و ندانسته بآنها دادم و قسمت زيادى آخرين را هم بآنها دادم تا از شما راضى شوند فرمود على بآنها عطا دادى كه از من راضى شوند خدا از تو راضى باشد اى على همانا تو نسبت بمن چون هرون باشى نسبت بموسى جز آنكه پس از من پيغمبرى نباشد.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۲۹۳

7.امام باقر عليه السّلام فرمود:پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خالد بن وليد را نزد قوم بنى المصطلق راهى نمود كه از قوم جزيمه بوده و ميان آنان و بنى مخزوم از دوران جاهليت كينه وجود داشت.آن‌گاه كه خالد نزد آنان رفت چنين فهميد كه از پيامبر خدا پيروى مى‌كنيد و از او نيز پيمان‌نامه‌اى در دست دارند.خالد پس از اذان صبح نماز را همراه با آنان اقامه كرد و بعد فرمان داد كه اموالشان را غارت كنند و همچنين دسته‌اى از آنان را به قتل برسانيد. آنان پيمان‌نامه را برداشتند و نزد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمدند و از جنايت خالد بن وليد خبر دادند.حضرت رو به قبله فرمود خدايا از رفتار خالد به سوى تو بيزارى مى‌طلبم.آنگاه كه جامه و كالاى غارت‌شده را پيش حضرت آوردند،به على عليه السّلام فرمود:نزد بنى جزيمه و بنى مصطلق برو و رضايت‌شان را به دست آور.هنوز على عليه السّلام دو قدم برداشته بود كه فرمود: اى على داورى عصر جاهليت را زير پاى خويش بگذار.على عليه السّلام كه نزد آنان رسيد،به فرمان خدا،درباره آنان حكم كرد.آنگاه كه به مدينه بازگشت،پيامبر گفت:اى على!بگو چه كردى‌؟ گفت:اى پيامبر خدا!همه خون‌بها را پرداختم و براى جنين سقطشده‌اى بنده يا كنيزى دادم و نيز عوض هرثروت تباه‌شده‌اى را رد كردم و آن‌چه افزون آمد،به منظور كاسه سگ‌ها و ريسمان گله‌داران پرداختم و بقيه را به خاطر ترس زنان و كودكان به آن بخشيدم.پيامبر فرمود:اى على!چنان كردى كه از من خشنود شوند.خدايت از تو خرسند باد.اى على!تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى هستى،جز اين‌كه پس از من پيامبرى نيست.

divider