شناسه حدیث :  ۴۳۹۵۹۵

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۶۴  

عنوان باب :   المجلس الحادي و الثلاثون

معصوم :   غير معصوم

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ اَلْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلسَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي اَلْجَارُودِ زِيَادِ بْنِ اَلْمُنْذِرِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ الحسين [اَلْحَسَنِ] عَنْ أُمِّهِ فَاطِمَةَ بِنْتِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: دَخَلَتِ اَلْغَانِمَةُ [اَلْعَامَّةُ] عَلَيْنَا اَلْفُسْطَاطَ وَ أَنَا جَارِيَةٌ صَغِيرَةٌ وَ فِي رِجْلِي خَلْخَالاَنِ مِنْ ذَهَبٍ فَجَعَلَ رَجُلٌ يَفُضُّ اَلْخَلْخَالَيْنِ مِنْ رِجْلِي وَ هُوَ يَبْكِي - فَقُلْتُ مَا يُبْكِيكَ يَا عَدُوَّ اَللَّهِ فَقَالَ كَيْفَ لاَ أَبْكِي وَ أَنَا أَسْلُبُ اِبْنَةَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقُلْتُ لاَ تَسْلُبْنِي قَالَ أَخَافُ أَنْ يَجِيءَ غَيْرِي فَيَأْخُذَهُ قَالَتْ وَ اِنْتَهَبُوا مَا فِي اَلْأَبْنِيَةِ حَتَّى كَانُوا يَنْزِعُونَ اَلْمَلاَحِفَ عَنْ ظُهُورِنَا .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۶۴

2 - فاطمه دختر حسين فرموده غارتگران بر خيمه ما هجوم كردند و من دختر خردسالى بودم و خلخال طلا بپايم بود مردى آنها را مى‌ربود و مى‌گريست گفتم دشمن خدا چرا گريه ميكنى‌؟ گفت چرا گريه نكنم كه دختر رسول خدا را لخت ميكنم گفتم مرا واگذار گفت ميترسم ديگرى آن را بربايد فرمود هر چه در خيمه‌هاى ما بود غارت كردند تا اينكه چادر از دوش ما برداشتند.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۲۷۷

2.فاطمه دختر حسين عليه السّلام فرمود:ياغيان به خيمه‌هاى ما هجوم آوردند.در آن هنگام من كودك بودم و خلخال طلا پايم بود و شخصى كه آن را مى‌ربود،اشك مى‌ريخت.گفتم:اى دشمن خدا چرا اشك مى‌ريزى‌؟گفت:چرا نگريم كه مال دختر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را مى‌ربايم.گفتم:پس مرا رها كن.گفت بيم دارم كه ديگرى آن را از تو بگيرد.آنگاه دختر حسين عليه السّلام فرمود:آنچه در خيمه‌هاى ما بود دزديدند،حتى چادر را از سر ما كشيدند و ربودند.

divider