شناسه حدیث :  ۴۳۹۵۹۱

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۴۹  

عنوان باب :   المجلس التاسع و العشرون

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

حَدَّثَنَا اَلشَّيْخُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ اَلْيَقْطِينِيُّ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ بَشَّارٍ قَالَ حَدَّثَنِي شَيْخٌ مِنْ أَهْلِ قَطِيعَةِ اَلرَّبِيعِ مِنَ اَلْعَامَّةِ مِمَّنْ كَانَ يُقْبَلُ قَوْلُهُ قَالَ: قَالَ لِي قَدْ رَأَيْتُ بَعْضَ مَنْ يُقِرُّونَ بِفَضْلِهِ مِنْ أَهْلِ هَذَا اَلْبَيْتِ فَمَا رَأَيْتُ مِثْلَهُ قَطُّ فِي نُسُكِهِ وَ فَضْلِهِ قَالَ قُلْتُ مَنْ وَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ جُمِعْنَا ثَمَانِينَ رَجُلاً مِنَ اَلْوُجُوهِ مِمَّنْ يُنْسَبُ إِلَى اَلْخَيْرِ فَأُدْخِلْنَا إِلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَقَالَ لَنَا اَلسِّنْدِيُّ يَا هَؤُلاَءِ اُنْظُرُوا إِلَى هَذَا اَلرَّجُلِ هَلْ حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ فَإِنَّ اَلنَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ قَدْ فُعِلَ مَكْرُوهٌ بِهِ وَ يُكْثِرُونَ فِي ذَلِكَ وَ هَذَا مَنْزِلُهُ وَ فَرْشُهُ مُوَسَّعٌ عَلَيْهِ غَيْرُ مُضَيَّقٍ وَ لَمْ يُرِدْ بِهِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ سُوءاً وَ إِنَّمَا يَنْتَظِرُهُ أَنْ يَقْدَمَ فَيُنَاظِرَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ هَا هُوَ ذَا صَحِيحٌ مُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ أَمْرِهِ فَاسْأَلُوهُ قَالَ وَ نَحْنُ لَيْسَ لَنَا هَمٌّ إِلاَّ اَلنَّظَرُ إِلَى اَلرَّجُلِ وَ إِلَى فَضْلِهِ وَ سَمْتِهِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَكَرَ مِنَ اَلتَّوْسِعَةِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ فَهُوَ عَلَى مَا ذَكَرَ غَيْرَ أَنِّي أُخْبِرُكُمْ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ أَنِّي قَدْ سُقِيتُ اَلسَّمَّ فِي تِسْعِ تَمَرَاتٍ وَ أَنِّي أَخْضَرُّ غَداً وَ بَعْدَ غَدٍ أَمُوتُ قَالَ فَنَظَرْتُ إِلَى اَلسِّنْدِيِّ بْنِ شَاهَكَ يَرْتَعِدُ وَ يَضْطَرِبُ مِثْلَ اَلسَّعَفَةِ قَالَ اَلْحَسَنُ وَ كَانَ هَذَا اَلشَّيْخُ مِنْ خِيَارِ اَلْعَامَّةِ شَيْخٌ صِدِّيقٌ مَقْبُولُ اَلْقَوْلِ ثِقَةٌ ثِقَةٌ جِدّاً عِنْدَ اَلنَّاسِ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۴۹

20 - حسن بن محمد بن بشار گويد مردى از اهالى قطعية الربيع از عامه كه مقبول القول بود گفت من برخى از اهل فضل خاندان پيغمبر را ديدم و چون او (موسى بن جعفر) در عبادت و فضل هرگز نديدم گفتم كه را گوئى و چگونه او را ديدى‌؟ گفت در دوران سندى بن شاهك ما هشتاد تن از معتمدان را جمع كردند و نزد موسى بن جعفر بردند سندى بما گفت اى آقايان شما ملاحظه كنيد باين مرد آسيبى رسيده زيرا مردم معتقدند باو بد كردارى شده و در اين باب مبالغه كنند، اين منزل او است و اين بستر راحت و سختى باو نشده و امير المؤمنين قصد سوئى با او ندارد و در همه امورش راحت است از او بپرسيد گويد ما مقصودى نداشتيم جز ملاحظه زيبائى و فضل و سيماى او آن حضرت گفت آنچه از بابت توسعه در منزل و امور ديگر گويد درست است جز اينكه من بشما عده اطلاع مى‌دهم كه در نه دانه خرما بمن زهر داده‌اند و من فردا سبز رنگ ميشوم و بعد از فردا وفات ميكنم گويد بسندى بن شاهك نگاه كردم كه بخود لرزيد و مضطرب شد چون شاخه خرما - حسن راوى حديث گويد اين مرد از خيار عامه بود و شيخى راستگو و مقبول القول بود و ثقه و موثق جدا در پيش مردم.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۲۵۳

20.حسين بن محمد بن بشار مى‌گويد:شخصى از اهالى قطيعة الربيع از اهل سنت كه قول او موثق بود،گفت:من برخى از اهل فضيلت و عصمت عليه السّلام را ديده‌ام،اما مانند موسى بن جعفر در عبادت و فضيلت نديده‌ام.گفتم:چگونه عبادت او را مشاهده كرده‌اى‌؟ گفت:در روزگار سندى بن شاهك هشتاد نفر از ريش‌سفيدان را گردآوردند و نزد موسى بن جعفر بردند كه من در ميان آنان بودم.سندى گفت:اى رججال شهر،شما اين شخص را سالم مى‌بينيد،درحالى‌كه مردم مى‌گويند كه با او بدرفتارى شده است.آنان در اين باره زياده‌روى مى‌كنند.اين سراى اوست و اين هم‌بستر آسايش او.امير مؤمنان،هارون الرشيد،هم نسبت به او بدخواهى ندارد و در همه كارهايش آزاد و آسوده است.مى‌توانيد از او سؤال كنيد.
ما جز تماشاى جمال و فضل موسى بن جعفر هدفى نداشتيم.آن حضرت فرمود: آنچه سندى درباره منزل و فراخى و امور ديگر مى‌گويد،راست است.اما من به شما خبر مى‌دهم كه در نه دانه خرما به من زهر خورانده‌اند و فردا رنگ بدنم به سبزى مى‌گرايد و روز بعد وفات خواهم كرد.آنگاه من به سند بن شاهك نگريستم كه ناگاه دچار لرزش شد و اضطراب گرفت.گويى شاخه‌اى خرماست.
حسين بن محمد بن بشار مى‌گويد:اين شخص روايت‌گر برگزيده اهل سنت و نيز شيخ راست‌گو و قابل‌اعتماد در نزد مردم بود.

divider