شناسه حدیث :  ۴۳۹۵۶۹

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۳۷  

عنوان باب :   المجلس الثامن و العشرون

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ اَلْأَشْعَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ صَبَّاحٍ اَلْمُزَنِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ شُعَيْبٍ اَلْمِيثَمِيِّ قَالَ سَمِعْتُ اَلصَّادِقَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَهْبِطَ فِي أَلْفٍ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ فَيُهَنِّيَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنَ اَللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِيلَ قَالَ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ فَمَرَّ عَلَى جَزِيرَةٍ فِي اَلْبَحْرِ فِيهَا مَلَكٌ يُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ كَانَ مِنَ اَلْحَمَلَةِ بَعَثَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي شَيْءٍ فَأَبْطَأَ عَلَيْهِ فَكَسَرَ جَنَاحَهُ وَ أَلْقَاهُ فِي تِلْكَ اَلْجَزِيرَةِ فَعَبَدَ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهَا سَبْعَمِائَةِ عَامٍ حَتَّى وُلِدَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ اَلْمَلَكُ لِجَبْرَئِيلَ يَا جَبْرَئِيلُ أَيْنَ تُرِيدُ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى مُحَمَّدٍ بِنِعْمَةٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اَللَّهِ وَ مِنِّي فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ اِحْمِلْنِي مَعَكَ لَعَلَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدْعُو لِي قَالَ فَحَمَلَهُ قَالَ فَلَمَّا دَخَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ هَنَّأَهُ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ فُطْرُسَ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قُلْ لَهُ تَمَسَّحْ بِهَذَا اَلْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَى مَكَانِكَ قَالَ فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ اِرْتَفَعَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَيَّ مُكَافَاةٌ أَلاَّ يَزُورَهُ زَائِرٌ إِلاَّ أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ وَ لاَ يُسَلِّمَ عَلَيْهِ مُسَلِّمٌ إِلاَّ أَبْلَغْتُهُ سَلاَمَهُ وَ لاَ يُصَلِّيَ عَلَيْهِ مُصَلٍّ إِلاَّ أَبْلَغْتُهُ صَلاَتَهُ ثُمَّ اِرْتَفَعَ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۳۷

8 - شعيب ميثمى گويد از امام صادق (عليه السّلام) شنيدم ميفرمود كه چون حسين بن على (عليه السّلام) متولد شد خدا جبرئيل را با هزار فرشته دستور داد فرود آيند و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) را از طرف او تهنيت گويند جبرئيل فرود شد و بجزيره‌اى در دريا گذشت كه فرشته‌اى بنام فطرس از حاملان عرش كه خدايش پرشكسته بود و در آن جزيره انداخته بود مكان داشت و هفتصد سال در آنجا خدا را عبادت كرده بود تا تولد حسين بن على (عليه السّلام)، آن فرشته بجبرئيل گفت كجا ميروى‌؟ گفت خدا بمحمد (صلّى اللّه عليه و آله) نعمتى داده و مى‌روم از از طرف خدا و خود مبارك باد گويم گفت مرا با خود ببر شايد محمد برايم دعا كند او را با خود برد و چون از تهنيت پرداخت گزارش او را بعرض رساند پيغمبر بآن فرشته فرمود خود را باين مولود بمال و بمقام خود برگرد گويد فطرس خود را به حسين ماليد و بالا رفت و گفت يا رسول اللّٰه ولى امت تو محققا او را خواهند كشت و بر من عوضى دارد كه هر كس زيارتش كند باو برسانم و هر كس درودش دهد باو برسانم و هر كس طلب رحمت برايش كند باو برسانم و اوج گرفت.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۲۳۵

8.شعيب ميثمى مى‌گويد:امام صادق عليه السّلام فرمود:آنگاه كه حسين بن على عليه السّلام به دنيا آمد،خداوند جبرئيل را با هزار فرشته فرمان فرود داد تا پيامبر خدا را از جانب او تبريك بگويند.آنگاه كه جبرئيل بر زمين رسيد،از جزيره‌اى در دريا عبور كرد كه فرشته‌اى به نام «فطرس»از حاملان عرش در آنجا بود.خداوند پر او را شكسته بود و بدان جزيره انداخته بود.فطرس هفتصد سال مشغول عبادت خدا بود تا اينكه حسين عليه السّلام چشم به جهان گشود.فطرس به جبرئيل گفت:قصد كجا دارى‌؟جبرئيل گفت:خداوند به محمد صلّى اللّه عليه و آله نعمتى داده است.اكنون از طرف او مأموريت دارم كه به پيامبر شادباش بگويم.فطرس گفت:مرا هم با خود ببر.شايد محمد صلّى اللّه عليه و آله براى من نيايش كند.جبرئيل او را همراه خويش نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورد.آنگاه كه تبريك خداوند را رسانيد،از وضع فطرس بازگفت. پيامبر رو به آن فرشته فرمود:خويشتن را به اين مولود بمال و آنگاه به جايگاه خويش بازگرد.
فطرس چنين كرد و بالا رفت،درحالى‌كه مى‌گفت:اى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله،بى‌گمان امت تو حسين عليه السّلام را به قتل خواهند رساند.اما او بر گردنم حقى دارد.هركس او را زيارت كند و بر او سلام كند و درخواست رحمت براى او كند،به حسين عليه السّلام گزارش خواهم داد.آنگاه از نظر محو شد.

divider