شناسه حدیث :  ۴۳۹۵۴۴

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۲۲  

عنوان باب :   المجلس السادس و العشرون

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا اَلشَّيْخُ اَلْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ اَلْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلسَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي اَلْجَارُودِ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ اَلْجُعْفِيِّ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ قَالَ: خَطَبَنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ قُدَّامَ مِنْبَرِكُمْ هَذَا أَرْبَعَةُ رَهْطٍ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنْهُمْ أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ وَ اَلْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ اَلْأَشْعَثُ بْنُ قَيْسٍ اَلْكِنْدِيُّ وَ خَالِدُ بْنُ يَزِيدَ اَلْبَجَلِيُّ ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ فَقَالَ يَا أَنَسُ إِنْ كُنْتَ سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِيٌّ [فَهَذَا عَلِيٌّ ] مَوْلاَهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ اَلْيَوْمَ بِالْوَلاَيَةِ فَلاَ أَمَاتَكَ اَللَّهُ حَتَّى يَبْتَلِيَكَ بِبَرَصٍ لاَ تُغَطِّيهِ اَلْعِمَامَةُ وَ أَمَّا أَنْتَ يَا أَشْعَثُ فَإِنْ كُنْتَ سَمِعْتَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ يَقُولُ مَنَ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ اَلْيَوْمَ بِالْوَلاَيَةِ فَلاَ أَمَاتَكَ اَللَّهُ حَتَّى يَذْهَبَ بِكَرِيمَتَيْكَ وَ أَمَّا أَنْتَ يَا خَالِدَ بْنَ يَزِيدَ إِنْ كُنْتَ سَمِعْتَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ اَلْيَوْمَ بِالْوَلاَيَةِ فَلاَ أَمَاتَكَ اَللَّهُ إِلاَّ مِيتَةً وَ أَمَّا أَنْتَ يَا بَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ إِنْ كُنْتَ سَمِعْتَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثُمَّ لَمْ تَشْهَدْ لِيَ اَلْيَوْمَ بِالْوَلاَيَةِ فَلاَ أَمَاتَكَ اَللَّهُ إِلاَّ حَيْثُ هَاجَرْتَ مِنْهُ قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ اَللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ وَ قَدِ اُبْتُلِيَ بِبَرَصٍ يُغَطِّيهِ بِالْعِمَامَةِ فَمَا تَسْتُرُهُ وَ لَقَدْ رَأَيْتُ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَيْسٍ وَ قَدْ ذَهَبَتْ كَرِيمَتَاهُ وَ هُوَ يَقُولُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي جَعَلَ دُعَاءَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيَّ بِالْعَمَى فِي اَلدُّنْيَا وَ لَمْ يَدْعُ عَلَيَّ بِالْعَذَابِ فِي اَلْآخِرَةِ فَأُعَذَّبَ فَأَمَّا خَالِدُ بْنُ يَزِيدَ فَإِنَّهُ مَاتَ فَأَرَادَ أَهْلُهُ أَنْ يَدْفِنُوهُ وَ حُفِرَ لَهُ فِي مَنْزِلِهِ فَدُفِنَ فَسَمِعَتْ بِذَلِكَ كِنْدَةُ فَجَاءَتْ بِالْخَيْلِ وَ اَلْإِبِلِ فَعَقَرَتْهَا عَلَى بَابِ مَنْزِلِهِ فَمَاتَ مِيتَةً وَ أَمَّا اَلْبَرَاءُ بْنُ عَازِبٍ فَإِنَّهُ وَلاَّهُ مُعَاوِيَةُ اَلْيَمَنَ فَمَاتَ بِهَا وَ مِنْهَا كَانَ هَاجَرَ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۲۲

1 - جابر بن عبد اللّٰه انصارى گويد امير المؤمنين على بن ابى طالب براى ما خطبه خواند حمد خدا كرد و او را ستايش نمود و فرمود ايا مردم در برابر اين منبر شما چهار كس از بزرگان اصحاب رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» يند انس بن مالك، براء بن عازب انصارى، اشعث بن قيس كندى، خالد بن يريد بجلى، سپس رو بانس بن مالك كرد و فرمود اى انس اگر از رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» شنيدى كه ميفرمود هر كه را من مولا و آقايم على مولا و آقاى است و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدا تو را نميراند تا گرفتار يك پيسى شوى كه عمامه آن را نپوشاند و اما تو اى اشعث اگر از رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» شنيدى كه ميگفت هر كه را من مولايم على مولا است خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن باش و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدايت نميراند تا دو ديده‌ات را ببرد و اما تو اى خالد بن يزيد اگر شنيده باشى از رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» كه ميفرمود هر كه را من مولايم على مولا است خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن باش و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدا تو را نميراند جز بشيوه مردن جاهليت و اما تو اى براء بن عازب اگر شنيده باشى از رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» كه ميفرمود هر كه را من مولايم على مولا است خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن باش و امروز به ولايت من گواهى ندهى خدا نميراندت جز در آنجا كه از آن مهاجرت كردى جابر بن عبد اللّٰه گويد بخدا ديدم انس دچار برص شده و زير عمامه‌اش مينهفت و ناپديد نميشد اشعث را ديدم كه دو چشمش را از دست داده بود و ميگفت حمد خدا را كه دعاى امير المؤمنين على بن ابى طالب را در كورى دنياى من قرار داد و بر عذاب آخرتم نفرين نكرد تا معذب گردم خالد بن يزيد مرد و خاندانش خواستند بخاكش سپارند و در منزلش گورش كردند و بخاك رفت، كنده خبر مرگش را شنيدند و اسب و شتر آوردند در منزلش پى كردند و به رسم جاهليت برگزار شد براء بن عازب را معاويه والى يمن كرد و در آنجا مرد و از آنجا مهاجرت كرده بود.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۲۱۱

1.جابر بن عبد اللّه انصارى مى‌گويد:امير المومنين عليه السّلام پس از حمد خداوند براى ما چنين خطبه خواند:اى مردم!در برابر اين منبر چهار تن از اصحاب بزرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى‌باشند:انس بن مالك،براء بن عازب انصارى و اشعث بن قيس كندى و خالد بن يزيد بجلى.آنگاه رو به انس بن مالك كرد و چنين فرمود:اى انس!اگر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدى كه فرمود:هركس من سرور او هستم،على سرور اوست و اكنون به ولايت من شهادت ندهى،خداوند مرگ را به سراغ تو نفرستد تا گرفتار پيسى شوى كه دستار هم آن را نپوشاند.و اما تو اى اشعث بن قيس اگر از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدى كه فرمود:هركس من سرور او هستم،على سرور اوست و خدايا دوست على را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار و امروز به ولايت من شهادت ندهى،خدا تو را از دنيا نبرد تا دو چشم تو را بگيرد.و اما تو اى خالد بن يزيد!اگر شنيده‌اى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مى‌فرمود:هركس من سرور او هستم،على سرور اوست و خدايا دوست على را دوست بدار و دشمن على را دشمن بدار و اكنون به ولايت من شهادت ندهى، خداوند مرگ جاهلى را نصيب تو مى‌سازد.و اما تو اى براء بن عازب!اگر شنيده‌اى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى‌فرمود:هركس من سرور او هستم،على سرور اوست و خدايا دوست على را دوست بدار و دشمن على را دشمن بدار و اكنون به ولايت من شهادت ندهى،خداوند جان تو را نمى‌گيرد مگر در سرزمينى كه از آن هجرت كردى.جابر بن عبد اللّه انصارى مى‌گويد:به خدا سوگند من انس بن مالك را ديدم كه دچار برص شده است درحالى‌كه زير دستارش پنهان مى‌كرد و در صورتى‌كه فايده نداشت.و اشعث بن قيس را ديدم كه از دو چشم خويش نابينا شده بود و مى‌گفت خدا را سپاس كه نفرين على عليه السّلام را در نابينايى دنيايم قرار داد نه در عذاب آخرتم كه معذب گردم. اما خالد بن يزيد كه از دنيا رفت،خانواده‌اش در خانه براى او قبرى كندند و به خاكش سپردند.ناگاه قبيله كنده از مرگ او آگاه گشتند و اسب و شتر آوردند و در حياط‍‌ خانه‌اش او را به رسم جاهليت پى كردند و بعد به خاك سپردند.اما براء بن عازب از جانب معاويه حاكم يمن شد و در همان سرزمين كه هجرت به مدينه كرده بود به خاك سپرده شد.

divider