شناسه حدیث :  ۴۳۹۵۳۴

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۱۶  

عنوان باب :   المجلس الرابع و العشرون

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنَا اَلْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو حَفْصٍ اَلْعَبْدِيُّ عَنْ أَبِي هَارُونَ اَلْعَبْدِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ اَلْخُدْرِيِّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا سَأَلْتُمُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَاسْأَلُوهُ لِيَ اَلْوَسِيلَةَ فَسَأَلْتُ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنِ اَلْوَسِيلَةِ فَقَالَ هِيَ دَرَجَتِي فِي اَلْجَنَّةِ وَ هِيَ أَلْفُ مِرْقَاةٍ مَا بَيْنَ اَلْمِرْقَاةِ إِلَى اَلْمِرْقَاةِ حُضْرُ اَلْفَرَسِ اَلْجَوَادِ شَهْراً وَ هِيَ مَا بَيْنَ مِرْقَاةِ جَوْهَرٍ إِلَى مِرْقَاةِ زَبَرْجَدٍ وَ مِرْقَاةِ يَاقُوتٍ إِلَى مِرْقَاةِ ذَهَبٍ إِلَى مِرْقَاةِ فِضَّةٍ فَيُؤْتَى بِهَا حَتَّى تُنْصَبَ مَعَ دَرَجَةِ اَلنَّبِيِّينَ فَهِيَ فِي دَرَجِ اَلنَّبِيِّينَ كَالْقَمَرِ بَيْنَ اَلْكَوَاكِبِ فَلاَ يَبْقَى يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لاَ صِدِّيقٌ وَ لاَ شَهِيدٌ إِلاَّ قَالَ طُوبَى لِمَنْ كَانَتْ هَذِهِ اَلدَّرَجَةُ دَرَجَتَهُ فَيَأْتِي اَلنِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُسْمِعُ اَلنَّبِيِّينَ وَ جَمِيعَ اَلْخَلْقِ هَذِهِ دَرَجَةُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَقْبَلُ وَ أَنَا يَوْمَئِذٍ مُتَّزِرٌ بِرَيْطَةٍ مِنْ نُورٍ عَلَى تَاجِ اَلْمَلِكِ وَ إِكْلِيلُ اَلْكَرَامَةِ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَمَامِي وَ بِيَدِهِ لِوَائِي وَ هُوَ لِوَاءُ اَلْحَمْدِ مَكْتُوبٌ عَلَيْهِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْمُفْلِحُونَ هُمُ اَلْفَائِزُونَ بِاللَّهِ وَ إِذَا مَرَرْنَا بِالنَّبِيِّينَ قَالُوا هَذَانِ مَلَكَانِ كَرِيمَانِ مُقَرَّبَانِ لَمْ نَعْرِفْهُمَا وَ لَمْ نَرَهُمَا وَ إِذَا مَرَرْنَا بِالْمَلاَئِكَةِ قَالُوا هَذَانِ نَبِيَّانِ مُرْسَلاَنِ حَتَّى أَعْلَوَ اَلدَّرَجَةَ وَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَتْبَعُنِي حَتَّى إِذَا صِرْتُ فِي أَعْلَى اَلدَّرَجَةِ مِنْهَا وَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَسْفَلَ مِنِّي بِدَرَجَةٍ فَلاَ يَبْقَى يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لاَ صِدِّيقٌ وَ لاَ شَهِيدٌ إِلاَّ قَالَ طُوبَى لِهَذَيْنِ اَلْعَبْدَيْنِ مَا أَكْرَمَهُمَا عَلَى اَللَّهِ فَيَأْتِي اَلنِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ يُسْمِعُ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلصِّدِّيقِينَ وَ اَلشُّهَدَاءَ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ هَذَا حَبِيبِي مُحَمَّدٌ وَ هَذَا وَلِيِّي عَلِيٌّ طُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ وَ كَذَّبَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَلاَ يَبْقَى يَوْمَئِذٍ أَحَدٌ أَحَبَّكَ يَا عَلِيُّ إِلاَّ اِسْتَرْوَحَ إِلَى هَذَا اَلْكَلاَمِ وَ اِبْيَضَّ وَجْهُهُ وَ فَرِحَ قَلْبُهُ وَ لاَ يَبْقَى أَحَدٌ مِمَّنْ عَادَاكَ أَوْ نَصَبَ لَكَ حَرْباً أَوْ جَحَدَ لَكَ حَقّاً إِلاَّ اِسْوَدَّ وَجْهُهُ وَ اِضْطَرَبَتْ قَدَمَاهُ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذَا مَلَكَانِ قَدْ أَقْبَلاَ إِلَيَّ أَمَّا أَحَدُهُمَا فَرِضْوَانُ خَازِنُ اَلْجَنَّةِ وَ أَمَّا اَلْآخَرُ فَمَالِكٌ خَازِنُ اَلنَّارِ فَيَدْنُو رِضْوَانُ فَيَقُولُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَحْمَدُ فَأَقُولُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلْمَلَكُ مَنْ أَنْتَ فَمَا أَحْسَنَ وَجْهَكَ وَ أَطْيَبَ رِيحَكَ فَيَقُولُ أَنَا رِضْوَانُ خَازِنُ اَلْجَنَّةِ وَ هَذِهِ مَفَاتِيحُ اَلْجَنَّةِ بَعَثَ بِهَا إِلَيْكَ رَبُّ اَلْعِزَّةِ فَخُذْهَا يَا أَحْمَدُ فَأَقُولُ قَدْ قَبِلْتُ ذَلِكَ مِنْ رَبِّي فَلَهُ اَلْحَمْدُ عَلَى مَا فَضَّلَنِي بِهِ اِدْفَعْهَا إِلَى أَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ثُمَّ يَرْجِعُ رِضْوَانُ فَيَدْنُو مَالِكٌ فَيَقُولُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَحْمَدُ فَأَقُولُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا اَلْمَلَكُ مَنْ أَنْتَ فَمَا أَقْبَحَ وَجْهَكَ وَ أَنْكَرَ رُؤْيَتَكَ فَيَقُولُ أَنَا مَالِكٌ خَازِنُ اَلنَّارِ وَ هَذِهِ مَقَالِيدُ اَلنَّارِ بَعَثَ بِهَا إِلَيْكَ رَبُّ اَلْعِزَّةِ فَخُذْهَا يَا أَحْمَدُ فَأَقُولُ قَدْ قَبِلْتُ ذَلِكَ مِنْ رَبِّي فَلَهُ اَلْحَمْدُ عَلَى مَا فَضَّلَنِي بِهِ اِدْفَعْهَا إِلَى أَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ يَرْجِعُ مَالِكٌ فَيُقْبِلُ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ مَعَهُ مَفَاتِيحُ اَلْجَنَّةِ وَ مَقَالِيدُ اَلنَّارِ حَتَّى يَقِفَ عَلَى عِجْزَةِ جَهَنَّمَ وَ قَدْ تَطَايَرَ شَرَرُهَا وَ عَلاَ زَفِيرُهَا وَ اِشْتَدَّ حَرُّهَا وَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ آخِذٌ بِزِمَامِهَا فَتَقُولُ لَهُ جَهَنَّمُ جُزْنِي يَا عَلِيُّ قَدْ أَطْفَأَ نُورُكَ لَهَبِي فَيَقُولُ لَهَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قِرِّي يَا جَهَنَّمُ خُذِي هَذَا وَ اُتْرُكِي هَذَا خُذِي هَذَا عَدُوِّي وَ اُتْرُكِي هَذَا وَلِيِّي فَلَجَهَنَّمُ يَوْمَئِذٍ أَشَدُّ مُطَاوَعَةً لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنْ غُلاَمِ أَحَدِكُمْ لِصَاحِبِهِ فَإِنْ شَاءَ يُذْهِبُهَا يَمْنَةً وَ إِنْ شَاءَ يُذْهِبُهَا يَسْرَةً وَ لَجَهَنَّمُ يَوْمَئِذٍ أَشَدُّ مُطَاوَعَةً لِعَلِيٍّ فِيمَا يَأْمُرُهَا بِهِ مِنْ جَمِيعِ اَلْخَلاَئِقِ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۱۶

4 - رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود هر گاه از خداى عز و جل خواهشى كنيد از او وسيله بخواهيد پرسيدند از پيغمبر «صلّى اللّه عليه و آله» از وسيله فرمود آن درجه‌ايست كه من در بهشت دارم هزار پله است و ميان هر دو پله يكماه دويدن اسب است و پله‌ها از گوهر است و زبرجد و ياقوت تا طلا و نقره آن را در قيامت بياورند در برابر درجه‌هاى پيغمبران نهند و چون ماه باشد ميان اختران در آن روز پيغمبر و صديق و شهيدى نماند كه گويد خوشا بكسى كه اين درجه دارد ندائى از طرف خداى عز و جل برسد كه همه پيغمبران و خلايق بشنوند، اين درجه محمد است من آيم و قبائى از نور در بر و تاج ملك و اكليل كرامت بر سر على بن ابى طالب لواء حمد را جلو من دارد و بر آن نوشته است« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاَّ اَللّٰهُ‌ » رستگاران همانند كه بخدا رسيدند و چون به پيغمبران گذريم گويند اين دو فرشته مقربند كه نشناسيم و نديديم و چون بفرشتگان گذريم گويند اينان دو پيغمبر مرسلند تا بر آن درجه بالا روم و على دنبال من آيد تا ببالاترين پله برآيم و على يك پله پائين‌تر از من باشد در اين روز پيغمبر و صديق و شهيدى نماند جز آنكه گويد خوشا بر اين دو بنده كه چه گراميند نزد خدا از طرف خدا ندائى رسد كه همه پيغمبران و صديقان و شهيدان و مؤمنان بشنوند اين است حبيبم محمد و اين است وليم على خوشا بآن كه دوستش دارد و بدا بآن كه دشمنش دارد و دروغش شمارد سپس رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود در اين روز كسى نباشد كه دوستت دارد اى على جز آنكه از اين سخن خرم شود و روسپيد گردد و دلشاد و كسى نماند كه دشمنت دارد و يا ستيزه كرده و منكر حقت شده جز آنكه رويش سياه و قدمش لرزانست در اين ميانه دو فرشته پيش من آيند يكى رضوان كليددار بهشت و يكى مالك كليددار دوزخ، رضوان نزديك گردد و ميگويد درود بر تو اى احمد من گويم درود بر تو اى فرشته تو كيستى چه خوش‌رو و خوشبوئى‌؟ ميگويد من كليد دار بهشتم و اينها كليدهاى بهشت است كه رب العزت برايت فرستاده‌اى احمد آنها را بگير گويم از پروردگارم قبول كردم حمد او را بر آنچه بمن تفضل كرد آنها را تحويل برادرم على بن ابى طالب بده رضوان برگردد مالك دوزخ پيش آيد و گويد درود بر تو اى احمد، گويم درود بر تو اى فرشته كيستى كه چه زشت رو و نامطلوبى‌؟ گويد من كليددار دوزخم و اينها كليدهاى دوزخ است رب العزت براى شما فرستاده است اى احمد بگير آنها را گويم قبول كردم از پروردگارم حمد او را بر آنچه مرا بدان فضيلت داد آنها را تحويل برادرم على بن ابى طالب بده مالك برگردد و كليدهاى بهشت و دوزخ را در دست دارد تا بر دهانه جهنم بايستد كه شراره ميپراند و سوت ميكشد و حرارتش تند است و على مهار آن را دارد دوزخ بعلى گويد اى على مرا واگذار و بگذر نور تو شرار مرا خاموش كرد على فرمايد آرام باش اى دوزخ اين شخص را بگير و اين را وانه اين دشمن مرا بگير و اين دوست مرا واگذار دوزخ در آن روز فرمانبرتر است براى على از غلام شما براى آقاى خود اگر خواهد آن را به راست و چپ بكشاند و بهشت آن روز براى على مطيع‌تر است در آنچه دستور دهد از همه مردم و صلى اللّٰه على سيدنا خير خلقه محمد و آله اجمعين.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۲۰۳

4.پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود:هرگاه از پروردگارتان تمنايى داريد،پس از او مرا براى وسيله درخواست كنيد.ياران از مفهوم وسيله پرسيدند.پيامبر فرمود:وسيله مرتبه‌اى است كه من در بهشت يافته‌ام.وسيله هزار پله دارد و ميان دو پله آن مسافتى به اندازه يك ماه دويدن اسب است.پله‌ها يك سر از جنس گوهر و زبرجد و ياقوت و نيز نقره و طلا هستند.وسيله را در روز قيامت مقابل مرتبه‌هاى پيامبران مى‌گذارند.گويى ماه در برابر ستارگان است.در آن‌روز پيامبر و صديق و شهيدى نيست كه نگويد خوشا به حال كسى كه اين مرتبه را يافته است.ناگهان ندايى از جانب پروردگار مى‌آيد كه تمامى پيامبران و آفريدگان خواهند شنيد:«اين مرتبه محمد صلّى اللّه عليه و آله است».
من در آن‌روز با قبايى از نور بر تن مى‌آيم و تاج ملك و اكليل كرامت بر سر نهاده‌ام. على بن ابى طالب عليه السّلام پرچم حمد را به دست دارد و پيشاپيش من است.بر آن پرچم چنين نوشته شده است:«لا اله الا اللّه.رستگاران كسانى‌اند كه به خدا وصل شده‌اند»آنگاه از كنار پيامبران مى‌گذريم.آنان مى‌گويند:اينان دو فرشته مقرب پروردگارند كه ما آنان را تاكنون نديده و نمى‌شناسيم.آنگاه كه از برابر فرشتگان مى‌گذريم،چنين مى‌گويند:اينان دو پيامبر مرسل‌اند.در اين هنگام از پله‌ها بالا مى‌روم و على عليه السّلام درپى من مى‌آيد تا اينكه به آفرين پله خواهم رسيد،درحالى‌كه على يك پله از من پايين‌تر است.در چنين روزى هيچ پيامبر و صديق و شهيدى نيست،مگر آنكه گويند:خوشا به حال اين بندگان كه اين قدر منزلت نزد پروردگار دارند.در اين هنگام از جانب حق‌تعالى ندايى خواهد رسيد كه تمامى پيامبران و صديقان و شهيدان و مؤمنان خواهند شنيد:«اين است حبيب من محمد صلّى اللّه عليه و آله و اين است ولى من على عليه السّلام.خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و بدا به حال كسى كه او را دشمن بدارد و او را تكذيب كند.»
آنگاه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود:اى على!در چنين روزى دوستداران تو از سخنى كه خداوند فرموده است شادمان مى‌شوند،و نيز روسپيد باشند.اما دشمنان ستيزه‌خوى تو كه حق امامت تو را انكار كرده‌اند،روسياه مى‌شوند،درحالى‌كه گام‌هاى لرزانى دارند.در اين هنگام دو فرشته نزديك مى‌آيند.اولى«رضوان»نام دارد كه كليددار بهشت است و دومى«مالك»نام دارد كه كليددار دوزخ است.رضوان جلو مى‌آيد و چنين مى‌گويد:درود بر تو اى احمد!و من پاسخ مى‌دهم:سلام بر تو اى فرشته حق!تو كيستى كه اين‌قدر خوش‌سيما و خوش‌بويى‌؟مى‌گويد:اى احمد!من كليددار بهشت هستم و اين‌ها كليدهاى بهشت است كه پروردگار عزيز براى تو فرستاده!آنها را بگير.مى‌گويم:از پروردگارم پذيرفتم و ستايش او مى‌كنم به خاطر لطفى كه درباره من دارد.سپس مى‌گويم كليدها را به برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام بده.رضوان كه مى‌رود،مالك جلو مى‌آيد و مى گويد:درود بر تو اى احمد!مى‌گويم سلام بر تو اى فرشته حق.تو كيستى كه اين‌قدر زشت سيما و نامطبوعى‌؟مى‌گويد:اى احمد من كليدار دوزخ هستم و اينها كليدهاى دوزخ است كه پروردگار عزيز براى شما فرستاده است.بگيريد!مى‌گويم:آنها را از پروردگارم پذيرفتم و سپاس و ستايش مى‌كنم به خاطر لطفى كه درباره من دارد.آنگاه مى‌گويم: كليدها را به برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام بده.
على عليه السّلام كليدهاى بهشت و دوزخ را در دست دارد تا اينكه بر دهانه دوزخ مى‌ايستد كه شراره‌هاى آتش را به پيرامون خود مى‌پراكند و سوت‌كشان حرارتى تند به همراه دارد. على مهار آتش را در دست دارد.دوزخ رو به على عليه السّلام مى‌گويد:اى على!مرا به حال خود واگذار و از من بگذر.نور الهى تو شراره مرا فرومى‌نشاند.على مى‌گويد:اى دوزخ!آرام باش و اين دشمن مرا بگير!آن دوست مرا واگذار!دوزخ در آن هنگام،از غلام يكى از شما به صاحبش براى على فرمانبردارتر است كه اگر بخواهد او را به هرسمت‌وسو خواهد كشاند. و بهشت در آن هنگام در جهت فرمان‌هايى كه به او مى‌دهد،از تمامى مردمان فرمانبردارتر خواهد بود.

divider