شناسه حدیث :  ۴۳۹۵۰۵

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۹۶  

عنوان باب :   المجلس الحادي و العشرون

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حَدَّثَنَا اَلشَّيْخُ اَلْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ اَلْبَغْدَادِيُّ اَلْحَافِظُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ يَزِيدَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ ثَوَابٍ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ مَنْصُورٍ عَنْ كَادِحٍ يَعْنِي أبي [أَبَا] جَعْفَرٍ اَلْبَجَلِيَّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ لَهِيعَةَ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ يَعْنِي اِبْنَ زِيَادٍ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: لَمَّا قَدِمَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِفَتْحِ خَيْبَرَ قَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ لَوْ لاَ أَنْ تَقُولَ فِيكَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي مَا قَالَتِ اَلنَّصَارَى لِلْمَسِيحِ عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ فِيكَ اَلْيَوْمَ قَوْلاً لاَ تَمُرُّ بِمَلَإٍ إِلاَّ أَخَذُوا اَلتُّرَابَ مِنْ تَحْتِ رِجْلَيْكَ وَ مِنْ فَضْلِ طَهُورِكَ يَسْتَشْفُوا بِهِ وَ لَكِنْ حَسْبُكَ أَنْ تَكُونَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ تَرِثُنِي وَ أَرِثُكَ وَ أَنَّكَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي وَ أَنَّكَ تُبْرِئُ ذِمَّتِي وَ تُقَاتِلُ عَلَى سُنَّتِي وَ أَنَّكَ غَداً عَلَى اَلْحَوْضِ خَلِيفَتِي وَ أَنَّكَ أَوَّلُ مَنْ يَرِدُ عَلَيَّ اَلْحَوْضَ وَ أَنَّكَ أَوَّلُ مَنْ يُكْسَى مَعِي وَ أَنَّكَ أَوَّلُ دَاخِلِ اَلْجَنَّةِ مِنْ أُمَّتِي وَ أَنَّ شِيعَتَكَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِي أَشْفَعُ لَهُمْ وَ يَكُونُوا غَداً فِي اَلْجَنَّةِ جِيرَانِي وَ أَنَّ حَرْبَكَ حَرْبِي وَ سِلْمَكَ سِلْمِي وَ أَنَّ سِرَّكَ سِرِّيَ وَ عَلاَنِيَتَكَ عَلاَنِيَتِي وَ أَنَّ سَرِيرَةَ صَدْرِكَ كَسَرِيرَتِي وَ أَنَّ وُلْدَكَ وُلْدِي وَ أَنَّكَ تُنْجِزُ عِدَاتِي وَ أَنَّ اَلْحَقَّ مَعَكَ وَ أَنَّ اَلْحَقَّ عَلَى لِسَانِكَ وَ قَلْبِكَ وَ بَيْنَ عَيْنَيْكَ اَلْإِيمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ كَمَا خَالَطَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ أَنَّهُ لَنْ يَرِدَ عَلَيَّ اَلْحَوْضَ مُبْغِضٌ لَكَ وَ لَنْ يَغِيبَ عَنْهُ مُحِبٌّ لَكَ حَتَّى يَرِدَ اَلْحَوْضَ مَعَكَ قَالَ فَخَرَّ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ سَاجِداً ثُمَّ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَنْعَمَ عَلَيَّ بِالْإِسْلاَمِ وَ عَلَّمَنِي اَلْقُرْآنَ وَ حَبَّبَنِي إِلَى خَيْرِ اَلْبَرِيَّةِ خَاتَمِ اَلنَّبِيِّينَ وَ سَيِّدِ اَلْمُرْسَلِينَ إِحْسَاناً مِنْهُ وَ فَضْلاً مِنْهُ عَلَيَّ قَالَ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَوْ لاَ أَنْتَ لَمْ يُعْرَفِ اَلْمُؤْمِنُونَ بَعْدِي .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۹۶

روز جمعه سلخ ماه رمضان 3671 - جابر بن عبد اللّٰه گويد چون على «عليه السّلام» مژده فتح خيبر براى رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» آورد رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» باو فرمود اگر جماعاتى از امتم در باره تو نميگفتند آنچه نصارى در باره عيسى بن مريم گفتند امروز در باره تو چيزى مى‌گفتم كه بهر جمعى گذرى خاك زير پايت و فضل آب وضويت گيرند براى شفا و همين بس كه تو از منى و من از تو ارث مرا برى وارث تو را برم و تو نسبت بمن چون هرون باشى نسبت بموسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نباشد تو ذمه مرا برى كنى و بروش من بجنگى و فردا بر سر حوض خليفه من باشى و تو اول كسى باشى كه سر حوض بر من وارد شوى و تو اول كسى كه با من جامه در بركنى و اول كسى از امت منى كه در بهشت در آئى و شيعيانت بر سر منبرهاى نور با روى سفيد گرد منند و از آنها شفاعت كنم و فردا در بهشت همسايه‌هاى منند و به راستى نبرد با تو نبرد با منست و سازش با تو سازش با من سر تو سر منست و آشكار تو آشكار من و راز سينه تو چون راز من، فرزندانت فرزندان منند تو وعده‌هاى مرا عمل كنى و حق با تو است و حق بر زبان تو است و بر دلت و ميان دو ديده‌ات ايمان با گوشت و خونت آميخته چنانچه با گوشت و خونم آميخته و دشمن تو سر حوض بر من وارد نشود و دوست تو پنهان نگردد تا بهمراه تو سر حوض آيد گويد على «عليه السّلام» برو در افتاد و سجده كرد و گفت حمد خدا را كه بمن نعمت مسلمانى داد و بمن قرآن آموخت و مرا محبوب خير البريه نمود كه خاتم پيغمبران و رسولانست از احسان و تفضل خودش بر من گويد پيغمبر «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود اگر تو نبودى مؤمنان پس از من شناخته نميشدند.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۱۶۹

1.جابر بن عبد اللّه انصارى مى‌گويد:آنگاه كه على عليه السّلام بشارت فتح خيبر را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورد،آن حضرت فرمود:اگر برخى از امتم همان چيزى را كه برخى پيروان مسيح عليه السّلام درباره او گفتند نمى‌گفتند،اكنون چيزى درباره تو مى‌گفتم كه به هنگام گذر از هرگروهى از خاك پايت و آب وضويت براى شفاى خود برگيرند.اما به همين اكتفا مى‌كنم كه تو از من هستى و من از تو.من و تو از هم ارث مى‌بريم و تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى عليه السّلام هستى.جز آنكه پس از من پيامبرى برانگيخته نخواهد شد.تو آنچه در ذمّه من است،خواهى پرداخت و به شيوه من جهاد خواهى كرد.و تو در روز قيامت لب حوض كوثر جانشين من خواهى بود و تو نخستين كسى هستى كه در آنجا بر من وارد مى‌شود و با من جامه خواهى پوشيد و به بهشت وارد مى‌شوى و پيروان تو بر منبرهاى نورانى با چهره‌هاى درخشان گرد من خواهند بود.آنان در بهشت همسايه‌هاى من مى‌باشند.بى‌گمان،جنگ با تو،جنگ با من است و صلح با تو، صلح با من است.راز تو،راز من است و آشكارى راز تو،آشكارى راز من است. اسرار سينه تو،اسرار سينه من است.فرزندان تو،فرزندان من خواهند بود.به وعده‌هايم عمل مى‌كنى و حق با تو بوده و بر زبان و دل و ميان ديدگانت خواهد بود.ايمان با گوشت و خون تو درهم آميخته است.همان‌گونه كه با گوشت و خونم آميخته است.دشمن تو در حوض كوثر بر من وارد نخواهد شد و دوست تو همراه تو بر من وارد خواهد شد.
آنگاه على عليه السّلام به خاك افتاد و سجده نمود و گفت خدا را سپاس مى‌گزارم كه به من نعمت اسلام را عطا فرمود و قرآن را تعليم داد و مرا محبوب بهترين آفريدگانش ساخت كه خاتم پيامبران است و از احسان و لطف خويش درباره من سخن مى‌راند.سپس پيامبر فرمود:اى على!اگر تو نبودى،پس از وفات من اهل ايمان بازشناخته نمى‌شدند.

divider