شناسه حدیث :  ۴۳۹۴۳۲

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۰  

عنوان باب :   المجلس العاشر

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امام سجاد (علیه السلام)

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى اَلدَّقَّاقُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلْقَاضِي اَلْعَلَوِيُّ اَلْعَبَّاسِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ اَلنَّاصِرُ قَدَّسَ اَللَّهُ رُوحَهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ رُشْدٍ عَنْ عَمِّهِ أَبِي مَعْمَرٍ سَعِيدِ بْنِ خُثَيْمٍ عَنْ أَخِيهِ مَعْمَرٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَجَاءَ زَيْدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَأَخَذَ بِعِضَادَتَيِ اَلْبَابِ فَقَالَ لَهُ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا عَمِّ أُعِيذُكَ بِاللَّهِ أَنْ تَكُونَ اَلْمَصْلُوبَ بِالْكُنَاسَةِ فَقَالَتْ لَهُ أُمُّ زَيْدٍ وَ اَللَّهِ مَا يَحْمِلُكَ عَلَى هَذَا اَلْقَوْلِ غَيْرُ اَلْحَسَدِ لاِبْنِي فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا لَيْتَهُ حَسَداً يَا لَيْتَهُ حَسَداً ثَلاَثاً ثُمَّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ يَخْرُجُ مِنْ وُلْدِهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ زَيْدٌ يُقْتَلُ بِالْكُوفَةِ وَ يُصْلَبُ بِالْكُنَاسَةِ يُخْرَجُ مِنْ قَبْرِهِ نَبْشاً تُفَتَّحُ لِرُوحِهِ أَبْوَابُ اَلسَّمَاءِ يَبْتَهِجُ بِهِ أَهْلُ اَلسَّمَاوَاتِ يُجْعَلُ رُوحُهُ فِي حَوْصَلَةِ طَيْرٍ أَخْضَرَ يَسْرَحُ فِي اَلْجَنَّةِ حَيْثُ يَشَاءَ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۴۰

11 - معمر گويد حضور امام صادق نشسته بودم كه زيد بن على بن الحسين آمد و دو پشته در خانه را گرفت امام صادق فرمود عمو جانم تو را بخدا پناه دهم كه همان بدار زده كناسه باشى مادر زيد گفت بخدا حسد تو را باين گفتار وادارد براى پسرم فرمود كاش از حسد بود كاش از حسد بود تا سه بار سپس فرمود پدرم از جدم برايم روايت كرده كه از اولادش زيد نامى خروج كند و در كوفه كشته شود و در كناسه بدار رود و از گورش بر آورند براى روحش درهاى آسمان گشوده گردد و اهل آسمانها بدو شاد گردند جانش را در گلوگاه پرنده‌اى نهند تا او را در هر جاى بهشت خواهد گردش دهد،

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۷۳

11.معمر مى‌گويد:نزد امام صادق عليه السّلام بوديم كه زيد بن على عليه السّلام وارد شد و دو طرف در خانه را گرفت.امام فرمود:عمو جان به خدا پناه مى‌برم كه تو همان كسى باشى كه در كناسه كوفه بدار خواهند آويخت.مادر زيد گفت:به خدا بر او حسد ورزيدى كه اين سخن را گفتى.امام سه‌بار فرمود:كاش رشك مى‌ورزيدم.به خدا سوگند،پدرم از جدم روايت كرده كه از فرزندان او شخصى به نام زيد عليه خليفه شورش خواهد كرد و در كوفه كشته مى‌شود.او را از قبرش بيرون مى‌آورند درحالى‌كه درهاى آسمان به روى‌اش باز شود و ساكنان آسمانها از ديدن او شاد خواهند شد.آن‌گاه جان او را در گلوگاه پرنده‌اى مى‌گذارند تا او را در جاى‌جاى بهشت بگردانند.

divider