شناسه حدیث :  ۴۳۹۴۰۱

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۰  

عنوان باب :   المجلس السادس

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ اَلسِّنَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْكُوفِيُّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ اَلنَّخَعِيِّ عَنْ عَمِّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنِ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: اَلاِشْتِهَارُ بِالْعِبَادَةِ رِيبَةٌ إِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ أَعْبَدُ اَلنَّاسِ مَنْ أَقَامَ اَلْفَرَائِضَ وَ أَسْخَى اَلنَّاسِ مَنْ أَدَّى زَكَاةَ مَالِهِ وَ أَزْهَدُ اَلنَّاسِ مَنِ اِجْتَنَبَ اَلْحَرَامَ وَ أَتْقَى اَلنَّاسِ مَنْ قَالَ اَلْحَقَّ فِيمَا لَهُ وَ عَلَيْهِ وَ أَعْدَلُ اَلنَّاسِ مَنْ رَضِيَ لِلنَّاسِ مَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ وَ كَرِهَ لَهُمْ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ وَ أَكْيَسُ اَلنَّاسِ مَنْ كَانَ أَشَدَّ ذِكْراً لِلْمَوْتِ وَ أَغْبَطُ اَلنَّاسِ مَنْ كَانَ تَحْتَ اَلتُّرَابِ قَدْ أَمِنَ اَلْعِقَابَ وَ يَرْجُو اَلثَّوَابَ وَ أَغْفَلُ اَلنَّاسِ مَنْ لَمْ يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ اَلدُّنْيَا مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ وَ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ فِي اَلدُّنْيَا خَطَراً مَنْ لَمْ يَجْعَلْ لِلدُّنْيَا عِنْدَهُ خَطَراً وَ أَعْلَمُ اَلنَّاسِ مَنْ جَمَعَ عِلْمَ اَلنَّاسِ إِلَى عِلْمِهِ وَ أَشْجَعُ اَلنَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاهُ وَ أَكْثَرُ اَلنَّاسِ قِيمَةً أَكْثَرُهُمْ عِلْماً وَ أَقَلُّ اَلنَّاسِ قِيمَةً أَقَلُّهُمْ عِلْماً وَ أَقَلُّ اَلنَّاسِ لَذَّةً اَلْحَسُودُ وَ أَقَلُّ اَلنَّاسِ رَاحَةً اَلْبَخِيلُ وَ أَبْخَلُ اَلنَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِمَا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ وَ أَوْلَى اَلنَّاسِ بِالْحَقِّ أَعْلَمُهُمْ بِهِ وَ أَقَلُّ اَلنَّاسِ حُرْمَةً اَلْفَاسِقُ وَ أَقَلُّ اَلنَّاسِ وَفَاءً اَلْمُلُوكُ وَ أَقَلُّ اَلنَّاسِ صَدِيقاً اَلْمَلِكُ [صِدْقاً اَلْمَمْلُوكُ] وَ أَفْقَرُ اَلنَّاسِ اَلطَّمِعُ وَ أَغْنَى اَلنَّاسِ مَنْ لَمْ يَكُنْ لِلْحِرْصِ أَسِيراً وَ أَفْضَلُ اَلنَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَكْرَمُ اَلنَّاسِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ قَدْراً مَنْ تَرَكَ مَا لاَ يَعْنِيهِ وَ أَوْرَعُ اَلنَّاسِ مَنْ تَرَكَ اَلْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً وَ أَقَلُّ اَلنَّاسِ مُرُوءَةً مَنْ كَانَ كَاذِباً وَ أَشْقَى اَلنَّاسِ اَلْمُلُوكُ وَ أَمْقَتُ اَلنَّاسِ اَلْمُتَكَبِّرُ وَ أَشَدُّ اَلنَّاسِ اِجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ اَلذُّنُوبَ وَ أَحْكَمُ اَلنَّاسِ مَنْ فَرَّ مِنْ جُهَّالِ اَلنَّاسِ وَ أَسْعَدُ اَلنَّاسِ مَنْ خَالَطَ كِرَامَ اَلنَّاسِ وَ أَعْقَلُ اَلنَّاسِ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاةً لِلنَّاسِ وَ أَوْلَى اَلنَّاسِ بِالتُّهَمَةِ مَنْ جَالَسَ أَهْلَ اَلتُّهَمَةِ وَ أَعْتَى اَلنَّاسِ مَنْ قَتَلَ غَيْرَ قَاتِلِهِ أَوْ ضَرَبَ غَيْرَ ضَارِبِهِ وَ أَوْلَى اَلنَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى اَلْعُقُوبَةِ وَ أَحَقُّ اَلنَّاسِ بِالذَّنْبِ اَلسَّفِيهُ اَلْمُغْتَابُ وَ أَذَلُّ اَلنَّاسِ مَنْ أَهَانَ اَلنَّاسَ وَ أَحْزَمُ اَلنَّاسِ أَكْظَمُهُمْ لِلْغَيْظِ وَ أَصْلَحُ اَلنَّاسِ أَصْلَحُهُمْ لِلنَّاسِ وَ خَيْرُ اَلنَّاسِ مَنِ اِنْتَفَعَ بِهِ اَلنَّاسُ.
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۲۱

4 - امام صادق فرمود شهرت بعبادت مايه بدگمانيست پدرم از پدرش از جدش بمن باز گفت كه رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود عابدترين مردم كسى است كه همان واجبات را بجا آورد و سخى ترين مردم كسى است كه زكاة مالش را بدهد و زاهدترين مردم كسى است كه از حرام بركنار شود و با تقواترين مردم كسى است كه در سود و زيان خود حق گويد و عاقلترين مردم آنكه بپسندد براى مردم آنچه براى خود پسندد و بد دارد براى مردم آنچه براى خود بد دارد و زيركتر مردم آنكه بيشتر ياد مرگ باشد و رشك آورتر مردم آنكه زير خاك است و از كيفر آسوده و اميد ثواب دارد، غافلتر مردم آنكه از ديگرگونى جهان پند بپذيرد و معتبرترين مردم آنكه بدنيا اعتبارى ننهد، داناترين مردم آنكه دانش مردم را با دانش خود جمع كند و شجاع‌ترين مردم آنكه بر هواى خود غالب آيد پربهاترين مردم دانشمندتر آنها و كم‌بهاتر مردم كم‌دانش‌تر آنها كم‌لذت‌تر مردم حسود است و كم راحت‌تر مردم بخيل و بخيلتر مردم آنكه بخل ورزد بدان چه خدا بر او واجب كرده سزاوارتر مردم بحق داناتر مردم است بدان كم حرمت‌ترين مردم فاسق است و كم وفا ترين مردم ملوكند و كم دوستترين مردم ملك است و درويش‌ترين كس طمعكار، توانگرتر مردم كسى كه اسير آز نيست برترين مردم در ايمان خوش‌خلق‌ترين آنها است گراميترين كس با تقواتر مردم است و با قدرترين آنان كسى كه پيرامون كار بى‌معنى نگردد پارساترين مردم كسى كه مباحثه را وانهد گرچه حق با او باشد نامردتر مردم دروغگو است و بدبخت‌تر مردم ملوكند و دشمن‌تر مردم متكبر است و مجاهدتر كس آنكه گناهان را ترك كند و فرزانه‌تر مردم آنكه از جهال بگريزد و سعادتمندتر كس آنكه با مردم گرامى بياميزد خردمندتر مردم كسى كه بيشتر مدارا كند و سزاوارتر مردم بتهمت آنكه همنشين متهم باشد و سركش‌تر مردم آنكه جز قاتل خود را بكشد و جز ضارب خود را بزند (يعنى انتقام از جز شخص جانى بگيرد) سزاوارتر مردم بگذشت آنكه تواناتر است بر كيفر، سزاوارتر مردم بگناه نابخرد بدگو است خوارتر مردم آنكه بمردم اهانت كند و با حزم‌تر مردم آنكه خشم خود بيشتر فرو خورد صالحتر مردم خيرانديشتر آنهاست نسبت بمردم بهتر مردم آنكه بمردم سود رساند.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۴۳

4.امام صادق عليه السّلام فرمود:مشهور شدن در عبادت،سبب بدگمانى مى‌شود.پيامبر فرمود: عابدترين مردم كسى است كه تكاليف و واجبات خود را انجام دهد،و سخاوت‌ترين آنان كسى است كه زكات مال خود را بپردازد و زاهدترين آنان كس است كه خود را از گناه دور كند و پارساترين مردم كسى است كه به هنگام ضرر و منفعت خود،حق را بر زبان آورد و خردمندترين آنان،كسى است كه آن‌چه براى خود مى‌پسندد،براى ديگران بپسندد و نيز آن‌چه براى خويش نمى‌پسندد،براى آنان نيز نپسندد.و زيرك‌ترين مردم كسى است كه بيش‌تر مرگ را به ياد آورد و رشك‌آورترين آنان،كسى است كه در گورش بخوابد و از كيفر ترس نداشته باشد و به پاداش خدا اميدوار باشد.اما بى‌خبرترين مردم،كسى است كه از دگرگون شدن جهان،عبرت نگيرد و بزرگ‌ترين‌شان كسى است كه براى دنياى فانى ارزشى قائل نباشد و داناترين‌شان كسى است كه دانش مردم را بر دانش خود بيفزايد.
اما شجاع‌ترين مردم كسى است كه بر نفس خود غلبه كند و ارزشمندترين‌شان كسى است كه دانش او زياد باشد و كم‌ارزش‌ترين‌شان كسى است كه دانش او كم‌تر باشد.حسودان كمتر لذت دارند و بخل‌ورزان كم‌تر آسايش و بخيل‌ترين مردم كسى است كه بخل بورزد به چيزى‌كه خداوند تكليف او قرار داده است. سزاوارترين‌شان به حق،داناترين‌شان به حقيقت است.كم‌حرمت‌ترين‌شان مردم بدكار است و فاسق‌ترين‌شان،حاكمان‌شان هستند.و كم‌دوست‌ترين مردم،حاكم است و ته‌دست‌ترين‌شان،طمع‌كار. بى‌نيازترين انسانها،كسى است كه در اسارت حرص نباشد و برترين‌شان در ايمان،خوش‌خو و خوش‌خلق‌ترين آنان است.ارجمندترين،مردم پارساترين است و نيز كسى كه كار بيهوده انجام ندهد.پارساترين مردم كسى است كه جرّوبحث كردن را كنار گذارد،هرچند حق با او باشد.بى‌مروت‌ترين‌شان كسى است كه دروغ‌گو و فريب‌كار باشد.شوربخت‌ترين مردم،حاكمان هستند و دشمن‌ترين مردم،خودبزرگ‌بين است.و پرتلاش‌ترين آنان كسى است كه ترك گناه كرده باشد و فرزانه‌ترين‌شان كسى است كه از نادان‌ها فرار كند. خوشبخت‌ترين مردم،كسى است كه با بزرگواران معاشرت كند.خردمندترين‌شان كسى است كه مداراى او زيادتر باشد و سزاوارترين‌شان به بهتان،كسى است كه رفيق اهل تهمت باشد و سركش‌ترين‌شان كسى است كه به غير از قاتل خويش را نابود سازد و از غير ضارب خود انتقام بگيرد.سزاوارترين مردم به گذشت،كسى است كه در كيفر رساندن توان‌مند است و سزاوارترين‌شان به گناه،كسى است كه كم‌خرد و بدسخن باشد.خوارترين مردم،كسى است كه مردم را تحقير كند.باتدبيرترين مردم،خشم خود را پيش‌تر فرومى‌برد.شايسته‌ترين مردم خيرانديش‌تر در جامعه است.بهترين مردم هم كسى خواهد بود كه براى مردم سودمند باشد.

divider