شناسه حدیث :  ۴۳۹۳۹۶

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۷  

عنوان باب :   المجلس الخامس

معصوم :   امام باقر (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، حديث قدسی

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ اَلطَّبَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اَلْوَاحِدِ اَلْخَزَّازُ قَالَ حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَلِيٍّ اَلسِّنْدِيُّ عَنْ مَنِيعِ بْنِ اَلْحَجَّاجِ عَنْ عِيسَى بْنِ مُوسَى عَنْ جَعْفَرٍ اَلْأَحْمَرِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيَّ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : إِذَا كَانَ تُقْبِلُ اِبْنَتِي فَاطِمَةُ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ اَلْجَنَّةِ مُدَبَّجَةَ اَلْجَنْبَيْنِ خَطْمُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ قَوَائِمُهَا مِنَ اَلزُّمُرُّدِ اَلْأَخْضَرِ ذَنَبُهَا مِنَ اَلْمِسْكِ اَلْأَذْفَرِ عَيْنَاهَا يَاقُوتَتَانِ حَمْرَاوَانِ عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ يُرَى ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا دَاخِلُهَا عَفْوُ اَللَّهِ وَ خَارِجُهَا رَحْمَةُ اَللَّهِ عَلَى رَأْسِهَا تَاجٌ مِنْ نُورٍ لِلتَّاجِ سَبْعُونَ رُكْناً كُلُّ رُكْنٍ مُرَصَّعٌ بِالدُّرِّ وَ اَلْيَاقُوتِ يُضِيءُ كَمَا يُضِيءُ اَلْكَوْكَبُ اَلدُّرِّيُّ فِي أُفُقِ اَلسَّمَاءِ وَ عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ شِمَالِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ جَبْرَئِيلُ آخِذٌ بِخِطَامِ اَلنَّاقَةِ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَلاَ يَبْقَى يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لاَ رَسُولٌ وَ لاَ صِدِّيقٌ وَ لاَ شَهِيدٌ إِلاَّ غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ فَتَسِيرُ حَتَّى تُحَاذِيَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلاَلُهُ فَتَزُجُّ بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا وَ تَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي اُحْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَنِي اَللَّهُمَّ اُحْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِي فَإِذَا اَلنِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ يَا حَبِيبَتِي وَ اِبْنَةَ حَبِيبِي سَلِينِي تُعْطَيْ وَ اِشْفَعِي تُشَفَّعِي فَوَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي لاَ جَازَنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ فَتَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي ذُرِّيَّتِي وَ شِيعَتِي وَ شِيعَةَ ذُرِّيَّتِي وَ مُحِبِّيَّ وَ مُحِبِّي ذُرِّيَّتِي فَإِذَا اَلنِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ أَيْنَ ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا فَيُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلاَئِكَةُ اَلرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ حَتَّى تُدْخِلَهُمُ اَلْجَنَّةَ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۸

4 - امام پنجم ابى جعفر محمد بن على باقر فرمود شنيدم جابر بن عبد اللّٰه انصارى ميگفت كه رسول خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود چون روز قيامت شود دخترم فاطمه بر ناقه‌اى از ناقه‌هاى بهشت بمحشر رو كند كه دو پهلويش نگار دارد و مهارش از لؤلؤتر و چهارپايش از زمرد سبز و دمش از مشك اذفر و دو چشمش از ياقوت سرخ است بر پشت آن قبه‌ايست از نور كه برونش از درونش ديده شود و درونش از برونش درون آن گذشت خداست و برونش رحمت خدا بر سر آن مخدره تاجى است از نور كه آن تاج هفتاد ركن دارد و هر ركنى مرصع بدر و ياقوت است بدرخشد چنانچه بدرخشد اختر فروزان در افق آسمان و بر سمت راستش هفتاد هزار فرشته باشد و بر چپش هفتاد هزار فرشته و جبرئيل مهار آن ناقه را گرفته و ببانك بلند فرياد كشد ديده بر هم نهيد تا فاطمه دختر محمد بگذرد نماند در آن روز پيغمبر و رسول و نه صديق و شهيدى جز آنكه همه ديده بر هم نهند تا فاطمه بگذرد و خود را برابر عرش پروردگارش جل جلاله رساند و از ناقه بزير اندازد و گويد معبودا سيدا حكم كن ميان من و هر كه بمن ستم كرده خدايا حكم كن ميان من و هر كس كه فرزندانم را كشته بناگاه پاسخى از طرف خداى جل جلاله در رسد كه اى حبيبم و زاده حبيبم از من بخواه تا عطا شوى و شفاعت كن تا پذيرفته گردد بعزت و جلالم سوگند كه ستم ستمگر را كيفر دهم ميگويد معبودم سيدم ذريه و شيعيان و شيعيان ذريه‌ام و دوستانم و دوستان ذريه‌ام را درياب از طرف خداى جل جلاله ندا رسد كجايند ذريه فاطمه و شيعيان و دوستان او و دوستان ذرارى او و آنان در ميان فرشتگان رحمت پيش آيند و فاطمه رهبر آنها گردد تا آنها را وارد بهشت كنند.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۳۷

4.جابر بن عبد اللّه انصارى مى‌گويد:پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود:در رستاخيز دخترم فاطمه عليها السّلام سوار شترى از شترهاى بهشتى به صحراى محشر وارد مى‌شود كه دو طرف آن پر از نگار است و مهار شترش از لؤلؤ.و چهار پايش از زمرد سبز و دم آن از مشك و دو چشم او از ياقوت سرخ،بر پشت شتر برآمدگى از نور است كه از بيرون مى‌توان درون آن را نگريست و نيز از درون برون را.درون آن قبه نورانى عفو و گذشت الهى است و بيرون آن، رحمت الهى.بر سر فاطمه تاجى نورانى است كه هفتاد ركن دارد و هرركن مرصع به جواهر و ياقوت است كه مى‌درخشد.درخشش آن‌چنان است كه اختر تابان در آسمان. در سمت راست او هفتاد هزار فرشته و در سمت چپ نيز هفتاد هزار فرشته هستند.افسار شتر به دست جبرئيل است كه فرياد مى‌زند:چشم‌ها را برهم گذاريد تا فاطمه دختر محمد صلّى اللّه عليه و آله بگذرد.در آن‌روز پيامبر و رسول و صديق و شهيدى وجود ندارد،مگر آن‌كه چشم فروبسته‌اند تا فاطمه عبور كند و مقابل عرش خدا برسد و بعد از شتر پايين بيايد و گويد:اى خدا،اى آقا،داورى كن ميان من و آن‌كه به من ستم روا داشته است.خدايا! داورى كن ميان من و هركس كه فرزندان مرا كشته است.ناگهان پاسخ خداوند مى‌رسد كه اى حبيب من،اى حبيب‌زاده من،از من هرچه خواهى عطا مى‌كنم و شفاعت كن، آنها را بپذيرم.به عزت و جلال خود سوگند كه ستم ستم‌پيشه را بى‌كيفر نمى‌گذارم.
فاطمه مى‌گويد:اى معبودم،اى آقاى من،نسل و شيعيان،و شيعيان نسل من و دوستان نسل من را درياب.از جانب حق ندا خواهد رسيد كه نسل فاطمه،شيعيان و دوستان فاطمه و دوستان نسل او كجا هستند؟آن‌گاه ايشان در ميان فرشتگان رحمت، جلو مى‌آيند درحالى‌كه فاطمه در برابر آن‌ها به راه مى‌افتد تا آنها را به بهشت وارد كند.

divider