شناسه حدیث :  ۳۷۴۰۸۹

  |  

نشانی :  مکارم الأخلاق  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۰۷  

عنوان باب :   الباب السادس في اللباس و المسكن و ما يتعلق بهما الفصل الرابع في لبس الخز و الحلة و غير ذلك في لبس الخز

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

مِنْ كِتَابِ زُهْدِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ: خَرَجَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي اَلرَّحْبَةِ وَ عَلَيْهِ قَمِيصُ خَزٍّ وَ طَوْقٌ مِنْ ذَهَبٍ فَقَالَ هَذَا اِبْنِي قَالُوا نَعَمْ فَدَعَاهُ فَشَقَّهُ عَلَيْهِ وَ أَخَذَ اَلطَّوْقَ فَقَطَعَهُ قِطَعاً .
زبان ترجمه:

مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقری ;  ج ۱  ص ۲۰۴

از على بن عمران:على(عليه السّلام)در رحبه بود و حسين(عليه السّلام)نزد او آمد،در حالى كه پيراهنى از خز و حلقه‌اى از طلا بگردن داشت.على(عليه السّلام)پرسيد:اين فرزند منست كه مى‌آيد؟گفتند:آرى حضرت او را بخواند و پيراهن را بر تنش پاره كرد و حلقه را از گردنش در آورد و قطعه قطعه نمود.

divider

مکارم الأخلاق / ترجمه احمدزاده ;  ج ۱  ص ۲۲۸

على بن ابى عمران مى‌گويد:على عليه السّلام در رحبه بود كه حسين عليه السّلام درحالى‌كه پيراهنى از خز و گلوبندى از طلا به گردن داشت نزد او آمد.حضرت فرمود: اين پسر من است‌؟!گفتند:بله.پس او را صدا زد و پيراهن را بر تنش پاره كرد و گلوبند را گرفت و قطعه‌قطعه كرد.

divider