شناسه حدیث :  ۳۷۳۵۰۹

  |  

نشانی :  مکارم الأخلاق  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۳  

عنوان باب :   الباب الأول في خلق النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله و خلقه و سائر أحواله الفصل الثاني في نبذ من أحواله و أخلاقه من كتاب شرف النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله و غيره في جمل من أحواله و أخلاقه صلّى اللّه عليه و آله

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

مِنْ كِتَابِ اَلنُّبُوَّةِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَا صَافَحَ رَسُولُ اَللَّهِ أَحَداً قَطُّ فَنَزَعَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدَهُ مِنْ يَدِهِ حَتَّى يَكُونَ هُوَ اَلَّذِي يَنْزِعُ يَدَهُ وَ مَا فَاوَضَهُ أَحَدٌ قَطُّ فِي حَاجَةٍ أَوْ حَدِيثٍ فَانْصَرَفَ حَتَّى يَكُونَ اَلرَّجُلُ هُوَ اَلَّذِي يَنْصَرِفُ وَ مَا نَازَعَهُ أَحَدٌ اَلْحَدِيثَ فَيَسْكُتَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ اَلَّذِي يَسْكُتُ وَ مَا رُئِيَ مُقَدِّماً رِجْلَهُ بَيْنَ يَدَيْ جَلِيسٍ لَهُ قَطُّ وَ لاَ خُيِّرَ بَيْنَ أَمْرَيْنِ إِلاَّ أَخَذَ بِأَشَدِّهِمَا وَ مَا اِنْتَصَرَ لِنَفْسِهِ مِنْ مَظْلِمَةٍ حَتَّى يُنْتَهَكَ مَحَارِمُ اَللَّهِ فَيَكُونَ حِينَئِذٍ غَضَبُهُ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ مَا أَكَلَ مُتَّكِئاً قَطُّ حَتَّى فَارَقَ اَلدُّنْيَا وَ مَا سُئِلَ شَيْئاً قَطُّ فَقَالَ لاَ وَ مَا رَدَّ سَائِلَ حَاجَةٍ قَطُّ إِلاَّ بِهَا أَوْ بِمَيْسُورٍ مِنَ اَلْقَوْلِ وَ كَانَ أَخَفَّ اَلنَّاسِ صَلاَةً فِي تَمَامٍ وَ كَانَ أَقْصَرَ اَلنَّاسِ خُطْبَةً وَ أَقَلَّهُمْ هَذَراً وَ كَانَ يُعْرَفُ بِالرِّيحِ اَلطَّيِّبِ إِذَا أَقْبَلَ وَ كَانَ إِذَا أَكَلَ مَعَ اَلْقَوْمِ كَانَ أَوَّلَ مَنْ يَبْدَأُ وَ آخِرَ مَنْ يَرْفَعُ يَدَهُ وَ كَانَ إِذَا أَكَلَ أَكَلَ مِمَّا يَلِيهِ فَإِذَا كَانَ اَلرُّطَبُ وَ اَلتَّمْرُ جَالَتْ يَدُهُ وَ إِذَا شَرِبَ شَرِبَ ثَلاَثَةَ أَنْفَاسٍ وَ كَانَ يَمَصُّ اَلْمَاءَ مَصّاً وَ لاَ يَعُبُّهُ عَبّاً وَ كَانَ يَمِينُهُ لِطَعَامِهِ وَ شَرَابِهِ وَ أَخْذِهِ وَ إِعْطَائِهِ فَكَانَ لاَ يَأْخُذُ إِلاَّ بِيَمِينِهِ وَ لاَ يُعْطِي إِلاَّ بِيَمِينِهِ وَ كَانَ شِمَالُهُ لِمَا سِوَى ذَلِكَ مِنْ بَدَنِهِ وَ كَانَ يُحِبُّ اَلتَّيَمُّنَ فِي كُلِّ أُمُورِهِ فِي لُبْسِهِ وَ تَنَعُّلِهِ وَ تَرَجُّلِهِ وَ كَانَ إِذَا دَعَا دَعَا ثَلاَثاً وَ إِذَا تَكَلَّمَ تَكَلَّمَ وَتْراً وَ إِذَا اِسْتَأْذَنَ اِسْتَأْذَنَ ثَلاَثاً وَ كَانَ كَلاَمُهُ فَصْلاً يَتَبَيَّنُهُ كُلُّ مَنْ سَمِعَهُ وَ إِذَا تَكَلَّمَ رُئِيَ كَالنُّورِ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ ثَنَايَاهُ وَ إِذَا رَأَيْتَهُ قُلْتَ أَفْلَجَ اَلثَّنِيَّتَيْنِ وَ لَيْسَ بِأَفْلَجَ وَ كَانَ نَظَرُهُ اَللَّحْظَ بِعَيْنِهِ وَ كَانَ لاَ يُكَلِّمُ أَحَداً بِشَيْءٍ يَكْرَهُهُ وَ كَانَ إِذَا مَشَى كَأَنَّمَا يَنْحَطُّ مِنْ صَبَبٍ وَ كَانَ يَقُولُ إِنَّ خِيَارَكُمْ أَحْسَنُكُمْ أَخْلاَقاً وَ كَانَ لاَ يَذُمُّ ذَوَّاقاً وَ لاَ يَمْدَحُهُ وَ لاَ يَتَنَازَعُ أَصْحَابُهُ اَلْحَدِيثَ عِنْدَهُ وَ كَانَ اَلْمُحَدِّثُ عَنْهُ يَقُولُ لَمْ أَرَ بِعَيْنِي مِثْلَهُ قَبْلَهُ وَ لاَ بَعْدَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .
زبان ترجمه:

مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقری ;  ج ۱  ص ۴۵

از كتاب نبوة از على(عليه السّلام)گويد:هرگز پيغمبر(صلّى اللّه عليه و آله)با كسى مصافحه نكرد كه دستش را از دست او بيرون كشد تا اينكه آن كس دستش را بيرون كشد و هيچ كس براى كارى يا سخنى با او روبرو نميشد كه حضرت از او جدا شود جز آنكه اول آن كس جدا گردد و هر كس كه با او در سخن منازعه ميكرد و ساكت نميشد حضرت زود ساكت مى‌گشت.و هرگز ديده نشد كه پاهايش را جلوى همنشينى دراز نمايد و هيچ گاه بين دو چيز مخير نميشد جز اينكه سخت‌ترين را انتخاب مى‌نمود و اگر باو ستمى مى‌شد استمداد نمى‌خواست مگر در جايى كه يكى از احكام خدا مورد هتك قرار مى‌گرفت كه در اين هنگام نيز خشمش براى خداى(تبارك و تعالى)بود و تا دم مرگ هرگز در موقع غذا خوردن تكيه نكرد و هيچ درخواستى از او نشد كه در جواب«نه» بگويد و هرگز حاجتمندى را جز حاجت روا يا با سخن نرم رد ننمود،و نمازش در جماعت از همه كس خفيف‌تر و سخنرانيش كوتاهتر و از بيهودگى بدورتر بود و بهنگامى كه نزديك ميگشت از بوى خوشش شناخته مى‌شد و چون با مردم غذا ميخورد اول همه دست بغذا ميبرد و آخر همه دست ميكشيد و از جلوى خود غذا ميخورد و اگر غذا خرما و رطب بود از همه طرف ظرف تناول ميكرد و آب را بر سه نفس مينوشيد و آب را ميمكيد و آن را نمى‌بلعيد و دست راست را براى خوردن و آشاميدن و دادن و گرفتن بكار ميبرد و جز با دست راست چيزى را اخذ نميكرد و جز با دست راست عطا نميكرد و دست چپش براى ديگر كارهاى بدنش بود و بدست راست ابتدا كردن را در همه كارها از لباس پوشيدن و كفش بپا كردن و براه افتادن دوست ميداشت در وقت دعا گفتن سه بار دعا ميكرد دعا را تكرار مينمود او چون حرف ميزد يك بار ميگفت و چون اجازه ميگرفت سه بار اجازه ميگرفت و سخنش شمرده و با فاصله ادا مى‌كرد كه مستمعان آن را ضبط‍‌ كنند و چون حرف ميزد گويا نور از بين دندانهاى پيشين او ميدرخشيد و چون او را در اين موقع ميديدى گمان ميكردى كه بين دندانهايش گشاده است و حال اينكه چنين نبود نگاهش كوتاه بود(نه خيره و هيز) با هيچ كس آنچه را مكروه ميداشت نميگفت و چنان راه ميرفت كه گوئى از بالا به سرازيرى پايين مى‌آيد يعنى با كمال فروتنى قدم برمى‌داشت و ميفرمود بهترين شما خوش اخلاق ترين شما است. از غذا نه تعريف ميكرد نه بدگوئى مى‌نمود و اصحابش در محضر او در سخن نزاع نمى‌كردند و اين محدث در باره‌اش ميگويد هرگز پيش از پيامبر و بعد از او مانندش را نديدم.

divider

مکارم الأخلاق / ترجمه احمدزاده ;  ج ۱  ص ۵۰

امير المؤمنين عليه السّلام:رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هرگز با كسى دست نداد مگر آنكه دستش را نگاه مى‌داشت تا طرف مقابل،دست خود را جدا كند و هرگز هنگامى كه كسى با او بيان حاجت يا گفتگو مى‌كرد،از او جدا نمى‌شد تا خود او بازگردد و هرگاه كسى در سخن با او نزاع مى‌كرد،ساكت مى‌ماند تا طرف مقابل،سكوت اختيار كند و هرگز ديده نشد كه پاى خود را نزد هم‌نشين خود دراز كند و هرگز ميان دو كار،مخير نشد،مگر اينكه كار دشوارتر را برگزيد و براى خودش انتقام نمى‌گرفت و اقامه دعوى نمى‌كرد،مگر اينكه حدود الهى زير پا گذاشته شود كه در اين صورت،خشم و غضب او براى خداى متعال بود و تا زمان مرگ خود هرگز در حال تكيه دادن،غذا ميل نكرد و هرگز چيزى از او خواسته نشد كه جواب منفى بدهد و هرگز نيازمندى را رد نمى‌نمود مگر با برآوردن نيازش يا گفتارى نرم و مناسب.نماز جماعتش از همه مردم سبكتر و سخنرانى‌اش از همه كوتاهتر و(اهل بيهوده‌گويى نبود)و هرگاه مى‌آمد،با بوى خوشش شناخته مى‌شد و چون با مردم غذا مى‌خورد،اولين كسى بود كه شروع مى‌كرد و آخرين كسى بود كه دست مى‌كشيد و هميشه از جلوى خود غذا مى‌خورد به جز وقتى كه خرما و رطب بود كه در اين صورت دست خود را به اين طرف و آن طرف مى‌كشيد و نوشيدنى‌ها را در سه جرعه مى‌نوشيد.آب را مى‌مكيد و آن را نمى‌بلعيد و دست راست خود را به خوردن و آشاميدن و دادن و گرفتن، اختصاص داده بود،پس چيزى را جز با دست راست نمى‌گرفت و نمى‌داد و دست چپ او به كارهاى ديگر بدن اختصاص داشت.در تمام كارها مثل لباس پوشيدن و كفش به پاكردن و راه رفتن،دوست داشت كه از طرف راست شروع كند.هنگام دعاكردن،سه بار دعا مى‌كرد و هنگام سخن گفتن،يكباره مى‌گفت و هنگام اجازه گرفتن،سه بار اجازه مى‌گرفت و شمرده و با فاصله سخن مى‌گفت،به‌طورى كه هركس سخن او را مى‌شنيد،به خوبى متوجه مى‌شد.هرگاه سخن مى‌گفت،كلامش مانند نورى ديده مى‌شد كه از ميان دندان‌هاى پيشين او مى‌درخشيد.اگر او را مى‌ديدى،گمان مى‌كردى دندان‌هايش از هم فاصله دارد ولى اين‌گونه نبود.نگاهش كوتاه و گذرا بود و با هيچ‌كس درباره آنچه ناپسند مى‌داشت،سخن نمى‌گفت و هرگاه راه مى‌رفت،گويى از سرازيرى پايين مى‌آمد و هميشه مى‌گفت:بهترين شما،خوش‌اخلاق‌ترين شماست.از غذا بدگويى و تعريف نمى‌كرد.و يارانش نزد او مشاجره لفظى نمى‌كردند و هركس درباره‌اش سخن مى‌گفت،اين‌گونه مى‌گفت كه:قبل و بعد از او،همانندش را نديدم.

divider