شناسه حدیث :  ۳۵۷۲۹۰

  |  

نشانی :  کمال الدين و تمام النعمة  ,  جلد۲  ,  صفحه۴۴۲  

عنوان باب :   الجزء الثاني [الروايات الواردة عن النّبي صلّى اللّه عليه و آله و الأئمة المعصومين عليهم السّلام في وقوع الغيبة للإمام المهدي عليه السّلام ] 43 باب ذكر من شاهد القائم عليه السّلام و رآه و كلمه

معصوم :   امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

حَدَّثَنَا اَلْمُظَفَّرُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ اَلْمُظَفَّرِ اَلْعَلَوِيُّ اَلْعُمَرِيُّ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَلْخِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَالِحِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قَنْبَرَ اَلْكَبِيرِ مَوْلَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: خَرَجَ صَاحِبُ اَلزَّمَانِ عَلَى جَعْفَرٍ اَلْكَذَّابِ مِنْ مَوْضِعٍ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ عِنْدَ مَا نَازَعَ فِي اَلْمِيرَاثِ بَعْدَ مُضِيِّ أَبِي مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ يَا جَعْفَرُ مَا لَكَ تَعَرَّضُ فِي حُقُوقِي فَتَحَيَّرَ جَعْفَرٌ وَ بُهِتَ ثُمَّ غَابَ عَنْهُ فَطَلَبَهُ جَعْفَرٌ بَعْدَ ذَلِكَ فِي اَلنَّاسِ فَلَمْ يَرَهُ فَلَمَّا مَاتَتِ اَلْجَدَّةُ أُمُّ اَلْحَسَنِ أَمَرَتْ أَنْ تُدْفَنَ فِي اَلدَّارِ فَنَازَعَهُمْ وَ قَالَ هِيَ دَارِي لاَ تُدْفَنُ فِيهَا فَخَرَجَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ يَا جَعْفَرُ أَ دَارُكَ هِيَ ثُمَّ غَابَ عَنْهُ فَلَمْ يَرَهُ بَعْدَ ذَلِكَ .
زبان ترجمه:

کمال الدین / ترجمه کمره ای ;  ج ۲  ص ۱۱۵

16-على بن محمد بن قنبر كبير آزاد كرده حضرت رضا عليه السلام گفت صاحب الزمان از محل نامعلومى برابر جعفر كذاب در آمد در وقتى كه بعد از وفات امام يازدهم در ميراث او نزاع ميكرد باو گفت اى جعفر براى چه متعرض حقوق من ميشوى جعفر حيران و مبهوت شده و او از نظرش ناپديد گرديد و جعفر بعد از آن در ميان مردم از او جستجو كرد و او را نديد و چون مادر امام حسن جده آن حضرت فوت شد دستور داد كه او را در همان خانه بخاك سپارند جعفر با آنها نزاع كرد و گفت اين خانه منست و نبايد در آن دفن شود باز آن حضرت بيرون آمد و گفت جعفر آيا اين خانه از آن تو است‌؟!!سپس از او پنهان شد و ديگر او را نديد

divider

کمال الدین / ترجمه پهلوان ;  ج ۲  ص ۱۷۲

محمّد بن صالح گويد:پس از درگذشت امام حسن عليه السّلام هنگامى كه جعفر كذّاب در امر ميراث منازعه مى‌كرد،صاحب الزّمان از موضع نامعلومى در برابر جعفر درآمد و فرمود:اى جعفر!براى چه متعرّض حقوق ما مى‌شوى‌؟جعفر متحيّر و مبهوت شد،سپس وى از ديدگانش نهان گرديد،بعد از آن جعفر در ميان مردم به طلب او درآمد امّا وى را نديد،و چون مادر امام حسن-جدّۀ آن حضرت-درگذشت گفته بود كه در همان سرا دفن شود و جعفر با آنها به منازعه برخاست و گفت:اين سراى من است و كسى در آن دفن نمى‌شود،آن حضرت بيرون آمد و فرمود:اى جعفر!آيا اين سراى توست‌؟سپس از ديدگانش نهان گرديد و بعد از آن آن حضرت را نديد.

divider