شناسه حدیث :  ۳۴۷۱۶۶

  |  

نشانی :  الغيبة (للنعمانی)  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۸۶  

عنوان باب :   باب 17 ما جاء فيما يلقى القائم عليه السلام و يستقبل من جاهلية الناس و ما يلقاه قبل قيامه من أهل بيته

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو سُلَيْمَانَ أَحْمَدُ بْنُ


هَوْذَةَ اَلْبَاهِلِيُّ
قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ إِسْحَاقَ اَلنَّهَاوَنْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ حَمَّادٍ اَلْأَنْصَارِيُّ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِالطَّوَافِ فَنَظَرَ إِلَيَّ وَ قَالَ لِي يَا مُفَضَّلُ مَا لِي أَرَاكَ مَهْمُوماً مُتَغَيِّرَ اَللَّوْنِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ نَظَرِي إِلَى بَنِي اَلْعَبَّاسِ وَ مَا فِي أَيْدِيهِمْ مِنْ هَذَا اَلْمُلْكِ وَ اَلسُّلْطَانِ وَ اَلْجَبَرُوتِ فَلَوْ كَانَ ذَلِكَ لَكُمْ لَكُنَّا فِيهِ مَعَكُمْ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ أَمَا لَوْ كَانَ ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ إِلاَّ سِيَاسَةُ اَللَّيْلِ وَ سَبَاحَةُ اَلنَّهَارِ وَ أَكْلُ اَلْجَشِبِ وَ لُبْسُ اَلْخَشِنِ شِبْهَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ إِلاَّ فَالنَّارُ فَزُوِيَ ذَلِكَ عَنَّا فَصِرْنَا نَأْكُلُ وَ نَشْرَبُ وَ هَلْ رَأَيْتَ ظُلاَمَةً جَعَلَهَا اَللَّهُ نِعْمَةً مِثْلَ هَذَا
.
زبان ترجمه:

الغیبة (للنعمانی) / ترجمه غفاری ;  ج ۱  ص ۴۰۲

7-مفضّل بن عمر گويد:«در طواف نزد امام صادق عليه السّلام بودم،پس به سوى من نگريست،و به من فرمود:اى مفضّل چرا تو را اندوهگين و رنگ برگشته مى‌بينم‌؟ گويد:به او عرض كردم:فدايت شوم به وضع بني عبّاس مى‌نگرم و به آنچه از اين حكومت و قدرت و جبروت موجود كه در اختيارشان است،كه اگر آنها براى شما فراهم بود مسلّما ما نيز در آن همراه شما مى‌بوديم،فرمود:اى مفضّل بدان كه اگر چنان مى‌شد چيزى(در كار)نبود جز پرداختن در شب به كار سياست و تدبير امور و روز درگير و دار كار مردم بودن(و به مهمّات زندگى و وضع مردم پرداختن)و خوردن غذاى ناگوار و پوشيدن جامۀ خشن همانند امير المؤمنين عليه السّلام و در غير اين صورت آتش(در انتظارمان)بود،پس آن كار از ما روى برتافت و بگرديد،و ما اكنون مى‌توانيم بخوريم و بياشاميم،آيا تو اين چنين ديده‌اى كه خداوند ستمى را نعمت قرار دهد؟!».

divider

الغیبة (للنعمانی) / ترجمه فهری ;  ج ۱  ص ۳۳۷

7-(حديث كرد ما را عبد الواحد بن عبد اللّٰه بن يونس او گفت:حديث كرد ما را ابو سليمان احمد بن هوذۀ باهلىّ‌ او گفت:حديث كرد ما را ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ‌ او گفت:حديث كرد ما را عبد اللّٰه بن حمّاد انصارىّ‌ از مفضّل بن عمر كه گفت): در طواف در نزد ابى عبد اللّٰه(امام صادق)عليه السّلام بودم نگاهى بمن كرد و بمن فرمود:اى مفضّل چرا اندوهگين و رنگ باخته‌اى.گويد:عرض كردم: فدايت شوم نگاه ميكنم ببنى عبّاس و آنچه از حكومت و سلطنت و قدرت در دستشان است كه اگر اينها براى شما بود ما نيز كه در خدمت شمائيم در آن شركت داشتيم فرمود:اى مفضّل اگر چنين ميشد بجز آنكه شبها بسياست و تدبير امور بپردازيم و روزها در كار خلق باشيم و غذاى ناگوار بخوريم و لباس درشت بپوشيم همانند امير المؤمنين،و گر نه بآتش برويم چيز ديگرى نمى‌بود،از اين رو اين كار از ما بازگشت نمود و الآن ما ميخوريم و مى‌آشاميم و آيا مانند اين كار را ديده‌اى كه خداوند ستمى را نعمت قرار دهد؟

divider