شناسه حدیث :  ۳۳۷۶۴۴

  |  

نشانی :  علل الشرایع  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۳۲  

عنوان باب :   الجزء الأول 113 باب العلة التي من أجلها لم يسأل النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله ربه عز و جل التخفيف عن أمته من خمسين صلاة حتى سأله موسى و العلة التي من أجلها لم يسأل التخفيف عنهم من خمس صلوات

معصوم :   امام سجاد (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حديث قدسی ،

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِصَامٍ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلتَّمِيمِيِّ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُ أَبِي سَيِّدَ اَلْعَابِدِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَتِ أَخْبِرْنِي عَنْ جَدِّنَا رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ أَمَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِخَمْسِينَ صَلاَةً كَيْفَ لَمْ يَسْأَلْهُ اَلتَّخْفِيفَ عَنْ أُمَّتِهِ حَتَّى قَالَ لَهُ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ اِرْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلِ اَلتَّخْفِيفَ فَإِنَّ أُمَّتَكَ لاَ تُطِيقُ ذَلِكَ فَقَالَ يَا بُنَيَّ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ لاَ يَقْتَرِحُ عَلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ يُرَاجِعُهُ فِي شَيْءٍ يَأْمُرُهُ بِهِ فَلَمَّا سَأَلَهُ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ ذَلِكَ فَكَانَ شَفِيعاً لِأُمَّتِهِ إِلَيْهِ لَمْ يَجُزْ لَهُ رَدُّ شَفَاعَةِ أَخِيهِ مُوسَى فَرَجَعَ إِلَى رَبِّهِ فَسَأَلَهُ اَلتَّخْفِيفَ إِلَى أَنْ رَدَّهَا إِلَى خَمْسِ صَلَوَاتٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ يَا أَبَتِ فَلِمَ لاَ يَرْجِعُ إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَسْأَلُهُ اَلتَّخْفِيفَ عَنْ خَمْسِ صَلَوَاتٍ وَ قَدْ سَأَلَهُ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْ يَرْجِعَ إِلَى رَبِّهِ وَ يَسْأَلَهُ اَلتَّخْفِيفَ فَقَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ أَرَادَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنْ يُحَصِّلَ لِأُمَّتِهِ اَلتَّخْفِيفَ مَعَ أَجْرِ خَمْسِينَ صَلاَةً يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا أَ لاَ تَرَى أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمَّا هَبَطَ إِلَى اَلْأَرْضِ نَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ إِنَّهَا خَمْسٌ بِخَمْسِينَ مٰا يُبَدَّلُ اَلْقَوْلُ لَدَيَّ وَ مٰا أَنَا بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَتِ أَ لَيْسَ اَللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ لاَ يُوصَفُ بِمَكَانٍ قَالَ تَعَالَى اَللَّهُ عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً قُلْتُ فَمَا مَعْنَى قَوْلِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِرَسُولِ اَللَّهِ اِرْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَقَالَ مَعْنَاهُ مَعْنَى قَوْلِ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنِّي ذٰاهِبٌ إِلىٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ وَ مَعْنَى قَوْلِ مُوسَى وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضىٰ وَ مَعْنَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَفِرُّوا إِلَى اَللّٰهِ يَعْنِي حُجُّوا إِلَى بَيْتِ اَللَّهِ يَا بُنَيَّ إِنَّ اَلْكَعْبَةَ بَيْتُ اَللَّهِ فَمَنْ حَجَّ بَيْتَ اَللَّهِ فَقَدْ قَصَدَ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلْمَسَاجِدُ بُيُوتُ اَللَّهِ فَمَنْ سَعَى إِلَيْهَا فَقَدْ سَعَى إِلَى اَللَّهِ وَ قَصَدَ إِلَيْهِ وَ اَلْمُصَلِّي مَا دَامَ فِي صَلاَتِهِ فَهُوَ وَاقِفٌ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ أَهْلُ مَوْقِفِ عَرَفَاتٍ هُمْ وُقُوفٌ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى بِقَاعاً فِي سَمَاوَاتِهِ فَمَنْ عُرِجَ بِهِ إِلَى بُقْعَةٍ مِنْهَا فَقَدْ عُرِجَ بِهِ إِلَيْهِ أَ لاَ تَسْمَعُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ تَعْرُجُ اَلْمَلاٰئِكَةُ وَ اَلرُّوحُ إِلَيْهِ وَ يَقُولُ فِي قِصَّةِ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ بَلْ رَفَعَهُ اَللّٰهُ إِلَيْهِ وَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ وَ اَلْعَمَلُ اَلصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ .
زبان ترجمه:

علل الشرایع / ترجمه ذهنى تهرانى ;  ج ۱  ص ۴۵۳

محمّد بن محمّد بن عصام رضى اللّٰه عنه مى‌گويد:محمّد بن يعقوب از على بن محمّد بن سليمان،از اسماعيل بن ابراهيم،از جعفر بن محمّد تميمى،از حسين بن علوان،از عمرو بن خالد از زيد بن على عليه السّلام نقل كرده كه گفت:محضر پدرم سيّد العابدين عليه السّلام عرض كردم:پدر،مرا از جدّمان رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله خبر ده وقتى حضرتش را به آسمان بردند و پروردگارش عزّ و جلّ‌ او را مأمور به پنجاه نماز فرمود چرا از پروردگار تقاضا نكرد كه اين نمازها را براى امّتش كاهش دهد مگر موقعى كه موسى بن عمران به حضرتش عرض كرد:از خداى متعال بخواه كه آنها را كاهش دهد چه آن كه ايشان طاقت آن را ندارند؟ حضرت فرمودند:فرزندم،رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله ابتداء و بدون تقاضاى كسى از پروردگارش درخواستى نمى‌فرمود و نسبت به تكليفى كه به آن امر مى‌شد خواستار تجديد نظر در آن نمى‌گشت منتهى وقتى موسى عليه السّلام از آن جناب خواست كه حقّ‌ تعالى متقاضى تخفيف گردد و بدين ترتيب شفيع اين امّت گرديد حضرت نتوانست شفاعت وى را ناديده گيرد لذا به پروردگارش رجوع كرد و از ساحت ربوبى تقاضاى تخفيف نموده و خواستار شد كه پنجاه نماز به پنج تا كاهش يابد. زيد مى‌فرمايد:محضر امام عليه السّلام عرض كردم:پدر،چرا رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله به پروردگار عزّ و جلّ‌ رجوع نكرد و از او نخواست كه پنج نماز را تخفيف بدهد با اين كه جناب موسى عليه السّلام از حضرتش درخواست تقاضاى اين تخفيف را نمود؟ حضرت فرمودند:پسرم،نبىّ‌ اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله خواسته‌اش اين بود كه در عين حاصل شدن تخفيف،اجر پنجاه نماز نصيب امّت بشود و اين عملى نمى‌شد مگر به اين كه امّت پنج نماز را در شبانه روز بخوانند تا به مقتضاىفرموده حقّ‌ عزّ و جلّ‌:« مَنْ‌ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ‌ فَلَهُ‌ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا »(كسى كه يك عمل نيك بجا آورده ده برابر اجر به وى داده مى‌شود)ثواب پنجاه نماز عائدشان بشود لذا بعد از حصول تخفيف اوّل و كاهش يافتن پنجاه نماز به پنج نماز ديگر جا نداشت كه حضرت از حقّ‌ تعالى خواستار كاهش بعدى و تخفيف دوّم بشود و شاهد بر اين گفتار آن است كه:وقتى رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله از معراج به زمين آمدند جبرئيل عليه السّلام محضر مباركش عرضه داشت:پروردگارت سلام رسانده و مى‌فرمايد اين پنج نماز به جاى آن پنجاه تا و ثواب آن به جاى ثواب آنها چه آن كه غرض من اين بود كه ثواب پنجاه نماز را به بندگانم بدهم حال كه تعداد آنها به پنج نماز كاهش يافته غرضم تغيير نكرده و تبديل نشده و همچنان به قوّه خود باقى است و چون بندگان به اين ثواب محتاج هستند و از طرفى طاقت آوردن پنجاه نماز را ندارند من به آنها ظلم و ستم نكرده بلكه با آوردن پنج نماز همان ثواب پنجاه تا را به ايشان مى‌دهم. زيد مى‌فرمايد:محضر امام عليه السّلام عرضه داشتم:پدر،مگر نه اين است كه حقّ‌ تعالى موصوف به مكان نمى‌شود؟ حضرت فرمودند:بلى،خدا منزّه است از اين اوصاف. عرض كردم:پس معناى كلام جناب موسى عليه السّلام به رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله كه عرض كرد:به سوى پروردگارت برگرد،چيست‌؟ حضرت فرمودند:معناى آن معناى كلمات ذيل مى‌باشد: الف:جناب ابراهيم عليه السّلام فرمود:من به سوى پروردگارم رفته و به زودى او مرا راهنمايى مى‌كند. ب:جناب موسى فرمود:تعجيل كردم به سوى تو اى پروردگار تا خشنود شوى. ج:حقّ‌ عزّ و جلّ‌ مى‌فرمايد:پس به سوى خدا بگريزيد يعنى قصد بيت اللّٰه نماييد،فرزندم كعبه بيت اللّٰه است،پس كسى كه قصد بيت اللّٰه را نمايد در واقع قصد خدا را نموده چنانچه مساجد بيوت اللّٰه هستند و هر كسى كه به سوى مساجد رود در حقيقت به سوى خدا رفته است و نماز گذار مادامى كه در نماز است در مقابل خدا جلّ‌ جلاله ايستاده و كسانى كه در عرفات وقوف مى‌كنند حقيقتا در مقابل خداى عزّ و جلّ‌ واقف هستند و خداى متعال در آسمان‌ها بقاع و امكنه‌اى دارد و كسى كه به يكى از اين بقاع عروج كند،به سوى حقّ‌ تعالى عروج نموده و شاهد بر اين گفتار فرموده خداوند عزّ و جلّ‌ است كه مى‌فرمايد:فرشتگان و روح به سوى خدا بالا مى‌روند. د:خداوند در بيان قصه عيسى عليه السّلام مى‌فرمايد:بلكه او را خداوند به سوى خودش بالا برد. ه:و نيز خداوند عزّ و جلّ‌ مى‌فرمايد:به سوى خدا كلمه نيكوى توحيد بالا رود و عمل نيك خالص آن را بالا مى‌برد.

divider

علل الشرایع / ترجمه مسترحمی ;  ج ۱  ص ۲۸۷

1-حديث كرد ما را...از زيد بن امام زين العابدين عليه السّلام كه گفت پرسيدم از پدر بزرگوارم و عرضكردم مرا خبر دهيد از معراج جدمان رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم وقتى كه بمعراج رفت و خداوند بخواندن پنجاه نماز امر فرمود چرا آن حضرت درخواست تخفيف نكرد تا آنكه حضرت موسى بن عمران عليه السّلام بآن حضرت گفت از خداى بخواه تا تخفيف دهد زيرا امت تو طاقت خواندن پنجاه نماز را(در پنجاه وقت از شبانه روز)ندارند؟(يعنى رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله آنقدر قرب و منزلت نداشت نزد خداوند و متوجه نبود كه امتش طاقت ندارند كه حضرت موسى بايد بگويد:درخواست تخفيف كن)!!پدرم فرمود:اى پسرم رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله بخداى تعالى تحكم نميكرد و بچيزى كه او را مأمور ميفرمود اطاعت ميكرد و حرفى نميزد،و چون حضرت موسى گفت از خدا تخفيف بخواه،شفاعتى بود كه حضرت موسى كرد براى امت جدت و سزاوار هم نبود كه ردّ شفاعت برادرش حضرت موسى را بنمايد(چون از انبياء بزرگ و اولو العزم بود)پس جدت از خداوند درخواست تخفيف نمود تا رسيد بپنج نماز، عرضكردم:علت چه بود كه از پنج نماز تمناى تخفيف نكرد با اينكه حضرت موسى گفت:از خداى عز و جل باز هم استدعاى تخفيف كن‌؟. فرمود:اى پسرم جدت صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم ميخواست با اينكه تخفيف داده شده در نماز اجر همان پنجاه نماز براى امتش باشد بنا بفرمودۀ خداوند:« مَنْ‌ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ‌ فَلَهُ‌ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا »،هر كس كار نيكو كند(از راه تفضل)او را ده برابر نتيجه و فائده خواهد بود آيا نمى‌بينى بعد از آنكه جدت صلى اللّٰه عليه و آله از معراج بازگشت جبرئيل نازل شد و عرضكرد:يا محمّد خدايت بتو سلام ميرساند و ميفرمايد:اين پنج نماز برابر همان پنجاه نماز(در ثواب)و در وعدۀ من خلافى نخواهد بود و ستمى ببندگان نخواهم كرد عرضكردم:اى پدر مگر اين نيست كه نميتوان و نميشود براى خدا مكانى را معلوم كرد؟!فرمود:بلى چنين است خداوند منزه و برتر است از اين كه داراى مكان باشد. عرضكردم:پس(اگر مكانى ندارد چرا)حضرت موسى بن عمران عليه السّلام بجدم رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم گفت:بسوى خدا بازگرد(و درخواست تخفيف نماز كن)؟! فرمود:اين سخن همانند گفتار حضرت ابراهيم عليه السلام است كه گفته:« إِنِّي ذٰاهِبٌ‌ إِلىٰ‌ رَبِّي سَيَهْدِينِ‌ »،من بسوى خدا ميروم و زود باشد كه هدايتم فرمايد،و همانند قول خود حضرت موسى عليه السّلام است كه(خداوند باو فرمود:چرا زودتر از قوم خود بكوه طور آمدى‌؟)گفت:« وَ عَجِلْتُ‌ إِلَيْكَ‌ رَبِّ‌ لِتَرْضىٰ‌ »،پروردگارا براى خشنودى تو تعجيل كردم و پيش از آنها بسوى تو آمدم،و همانند بيان خداى تعالى است كه فرموده:« فَفِرُّوا إِلَى اَللّٰهِ‌ »،بسوى خدا فرار كنيد،يعنى براى أعمال حج بسوى خانۀ خدا بشتابيد. اى پسرم:كعبه خانه خدا است و هر كس براى أعمال حج بخانۀ خدا برود در حقيقت خدا را قصد كرده و بسوى او ميرود،و مساجد خانه‌هاى خدا است و هر كس در آنها برود بسوى خدا رفته،و شخص نمازگزار تا موقعى كه در نماز است مقابل خدا ايستاده،و كسانى كه در هنگام اعمال حج در عرفات باشند در پيشگاه خداوند هستند،و خداوند در آسمانها بقعه‌هائى آفريده و هر كس به آسمان عروج كند و در يكى از آن بقعها برود در حقيقت بسوى خدا عروج نموده. آيا نشنيده‌اى كه خداى عز و جل ميفرمايد:« تَعْرُجُ‌ اَلْمَلاٰئِكَةُ‌ وَ اَلرُّوحُ‌ »،فرشتگان و روح(الامين براى أخذ دستور)بسوى خدا بالا ميروند،و در قصه حضرت عيسى- فرموده:« بَلْ‌ رَفَعَهُ‌ اَللّٰهُ‌ إِلَيْهِ‌ »(چنان نيست كه يهود و نصارى گمان كرده‌اند كه حضرت عيسى كشته شده)بلكه خداى تعالى او را بسوى خود بالا برده،و فرموده:و« إِلَيْهِ‌ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ‌ اَلطَّيِّبُ‌ وَ اَلْعَمَلُ‌ اَلصّٰالِحُ‌ يَرْفَعُهُ‌ »،كلمات نيكو و سخنان زيبا بسوى خدا بالا رود،و عمل نيك خالص(از ريا)را بالا ميبرد.

divider