شناسه حدیث :  ۳۱۶۵۹۱

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۲  ,  صفحه۶۴۸  

عنوان باب :   الجزء الثاني باب الواحد إلى المائة علم رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السلام ألف باب يفتح كل باب ألف باب

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ اَلْحَارِثِ بْنِ اَلْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: جَاءَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حِينَ دَفَنَ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَالَ لَهُمَا فِيهِ أَمَّا مَا ذَكَرْتُمَا أَنِّي لَمْ أُشْهِدْكُمَا أَمْرَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَإِنَّهُ قَالَ لاَ يَرَى عَوْرَتِي أَحَدٌ غَيْرُكَ إِلاَّ ذَهَبَ بَصَرُهُ فَلَمْ أَكُنْ لِآذَنَكُمَا لِذَلِكَ وَ أَمَّا إِكْبَابِي عَلَيْهِ فَإِنَّهُ عَلَّمَنِي أَلْفَ حَرْفٍ اَلْحَرْفُ يَفْتَحُ أَلْفَ حَرْفٍ فَلَمْ أَكُنْ لِأَطَّلِعَكُمَا عَلَى سِرِّ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۲  ص ۴۴۵

امام ششم(عليه السّلام)فرمود چون على(عليه السّلام)فاطمه(عليها السّلام)را بخاك سپرد ابو بكر و عمر نزد او آمدند و در ضمن حديث طولانى بآنها فرمود اينكه گفتيد چرا شما را در امر غسل پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)حاضر نكردم براى آن بود كه بمن فرموده بود اگر جز تو عورت مرا ببيند كور مى‌شود از اين رو شما را خبر نكردم اما آن كه سر بگوش آن حضرت گذاشتم براى آن بود كه بمن هزار حرف آموخت كه هر حرفى هزار حرف ديگر را شرح ميكرد براى اين بود كه شما را در بر آن حضرت نگاه نكردم.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۲  ص ۵۰۳

40-حارث بن مغيره از امام صادق(عليه السّلام)نقل مى‌كند كه فرمود:آنگاه كه امير مؤمنان على(عليه السّلام)فاطمه(عليها السّلام)را به خاك سپرد ابو بكر و عمر نزد حضرتش آمد،حضرت به آن دو در ضمن حديث مفصّل فرمود:امّا اين كه گفتيد چرا شما را به هنگام تجهيز پيامبر(صلّى الله عليه و آله)حاضر نكردم‌؟چون آن حضرت فرمود:كسى جز تو عورت مرا نمى‌بيند، مگر آن كه چشمش كور مى‌شود و به همين جهت شما را خبر نكردم،و اما اين كه سر به گوش آن حضرت گذاشتم،به خاطر اين بود به من هزار حرف آموخت كه هر حرفى هزار حرف ديگر را مى‌گشود و من راز پيامبر خدا(صلّى الله عليه و آله)را شما فاش نمى‌كنم.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۲  ص ۷۹۱

40-امام صادق(عليه السّلام)فرمود:چون فاطمة بخاك سپرده شد ابو بكر و عمر بنزد امير المؤمنين آمدند حضرت(ضمن حديثى طولانى بآنان فرمود:اما آنچه گفتيد كه من نگذاشتم شما دو نفر شاهد كار تجهيز رسول خدا شويد براى اين بود كه پيغمبر فرمود:عورت مرا بجز تو هر كس ببيند چشم‌اش كور مى‌شود از اين رو من نخواستم بشما اجازۀ حضور داده باشم و اما آنچه من خود را بروى پيغمبر انداختم براى اين بود كه پيغمبر هزار حرف بمن آموخت كه هر حرفى هزار حرف ميگشود و نميبايست من شما را به راز رسول خدا آگاه سازم.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۲  ص ۲۷۹

حارث بن مغيره از امام صادق(عليه السّلام)روايت كرده كه مى‌گفت: هنگام دفن فاطمه ابو بكر و عمر نزد امير المؤمنين آمدند در حديث درازى گفته‌اند-على به ايشان گفت:اما آنكه گفتيد چرا من شما را براى غسل و تدفين پيامبر نخواندم‌؟پيامبر به من گفته بود:بايد كسى عورت مرا نبيند هر گاه بنگرد ديده بيننده كور گردد از اين روى با يارى شما در اين كار موافقت نكردم و اما آنكه مرا نزد خود خواند در آن حال به من هزار حرف از دانش آموخت كه از حرفى از آن هزار حرف برآيد از اين روى چون سر پيامبر است نخواستم شما بر آن آگاه گرديد.

divider