شناسه حدیث :  ۳۱۶۵۳۸

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۲  ,  صفحه۵۸۲  

عنوان باب :   الجزء الثاني أبواب السبعين و ما فوقه لواء الحمد سبعون شقة

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حديث قدسی

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ اَلْإِسْكِيفِ اَلْقُمِّيُّ بِالرَّيِّ يَرْفَعُ اَلْحَدِيثَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ اَلْقَوْسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلْأَنْصَارِيُّ اَلْمَرْوَزِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اَللَّهِ بْنُ عَبْدِ اَلْكَرِيمِ اَلرَّازِيُّ اَلْمَعْرُوفُ بِأَبِي زُرْعَةَ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ اَلْحِمَّانِيُّ عَنْ لَيْثٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَتَانِي جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ هُوَ فَرِحٌ مُسْتَبْشِرٌ فَقُلْتُ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ مَعَ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنَ اَلْفَرَحِ مَا مَنْزِلَةُ أَخِي وَ اِبْنِ عَمِّي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عِنْدَ رَبِّهِ فَقَالَ وَ اَلَّذِي بَعَثَكَ بِالنُّبُوَّةِ وَ اِصْطَفَاكَ بِالرِّسَالَةِ مَا هَبَطْتُ فِي وَقْتِي هَذَا إِلاَّ لِهَذَا يَا مُحَمَّدُ اَللَّهُ اَلْأَعْلَى يَقْرَأُ عَلَيْكُمَا اَلسَّلاَمَ وَ قَالَ مُحَمَّدٌ نَبِيُّ رَحْمَتِي وَ عَلِيٌّ مُقِيمُ حُجَّتِي لاَ أُعَذِّبُ مَنْ وَالاَهُ وَ إِنْ عَصَانِي وَ لاَ أَرْحَمُ مَنْ عَادَاهُ وَ إِنْ أَطَاعَنِي قَالَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا كَانَ يَأْتِينِي جَبْرَئِيلُ وَ مَعَهُ لِوَاءُ اَلْحَمْدِ وَ هُوَ سَبْعُونَ شِقَّةً اَلشِّقَّةُ مِنْهُ أَوْسَعُ مِنَ اَلشَّمْسِ وَ اَلْقَمَرِ وَ أَنَا عَلَى كُرْسِيٍّ مِنْ كَرَاسِيِّ اَلرِّضْوَانِ فَوْقَ مِنْبَرٍ مِنْ مَنَابِرِ اَلْقُدْسِ فَآخُذُهُ وَ أَدْفَعُهُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَوَثَبَ عُمَرُ بْنُ اَلْخَطَّابِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ كَيْفَ يُطِيقُ عَلِيٌّ حَمْلَ اَللِّوَاءِ وَ قَدْ ذَكَرْتَ أَنَّهُ سَبْعُونَ شِقَّةً اَلشِّقَّةُ مِنْهُ أَوْسَعُ مِنَ اَلشَّمْسِ وَ اَلْقَمَرِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا كَانَ يُعْطِي اَللَّهُ عَلِيّاً مِنَ اَلْقُوَّةِ مِثْلَ قُوَّةِ جَبْرَئِيلَ وَ مِنَ اَلنُّورِ مِثْلَ نُورِ آدَمَ وَ مِنَ اَلْحِلْمِ مِثْلَ حِلْمِ رِضْوَانَ وَ مِنَ اَلْجَمَالِ مِثْلَ جَمَالِ يُوسُفَ وَ مِنَ اَلصَّوْتِ مَا يُدَانِي صَوْتَ دَاوُدَ وَ لَوْ لاَ أَنْ يَكُونَ دَاوُدُ خَطِيباً فِي اَلْجِنَانِ لَأُعْطِيَ مِثْلَ صَوْتِهِ وَ إِنَّ عَلِيّاً أَوَّلُ مَنْ يَشْرَبُ مِنَ اَلسَّلْسَبِيلِ وَ الزَّنْجَبِيلِ لاَ يَجُوزُ لِعَلِيٍّ قَدَمٌ عَلَى اَلصِّرَاطِ إِلاَّ وَ ثَبَتَتْ لَهُ مَكَانَهَا أُخْرَى وَ إِنَّ لِعَلِيٍّ وَ شِيعَتِهِ مِنَ اَللَّهِ مَكَاناً يَغْبِطُهُ بِهِ اَلْأَوَّلُونَ وَ اَلْآخَرُونَ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۲  ص ۳۷۰

ابن عباس گويد رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)فرمود جبرئيل شاد و خندان نزد من آمد گفتم دوستم جبرئيل با اين شادى كه دارى بگو بدانم مقام پسر عمم و برادرم على بن ابى طالب(عليه السّلام)نزد پروردگارم چيست‌؟گفت سوگند بدان كه تو را بپيغمبرى گماشته و برسالت برافراشته اكنون بزمين فرود نشدم مگر براى همين مطلب اى محمد خداوند على اعلى بشما دو تن سلام ميرساند و ميفرمايد محمد پيغمبر رحمت من است و على مقيم حجت من،كسى كه على را دوست دارد عذاب نكنم اگر چه گناه مرا ورزد بدشمنش رحم نكنم اگر چه مرا اطاعت كند گويد سپس رسول خدا فرمود چون روز قيامت شود جبرئيل با پرچم حمد كه هفتاد شقه دارد و هر شقۀ آن از آفتاب و ماه پهن‌تر است نزد من آيد من بر يكى از كرسيهاى رضوان بالاى منبرى از منبرهاى قدس نشسته باشم آن پرچم را بگيرم و بدست على بن ابى طالب(عليه السّلام)بسپارم عمر بن خطاب از جا جست و عرض كرد يا رسول اللّٰه با آنكه هفتاد شقه دارد كه هر كدام از آفتاب و ماه پهن‌تر است چگونه على تاب مى‌آورد كه آن را بكشد؟! پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)فرمود چون روز قيامت شود خداوند بعلى(عليه السّلام)توانائى جبرئيل و نور آدم و حلم رضوان و زيبائى يوسف و نزديك بآواز داود را عطا كند و اگر نه آنكه داود ناطق بهشت است همان آواز داود را هم باو ميداد،براستى على نخستين كسيست كه از حوض سلسبيل و زنجبيل مى‌آشامد،هر گامى كه على از صراط‍‌ بردارد گام ديگرش بر آن استوار بماند براى على و شيعيانش در پيش خداوند مقام و مرتبه‌ايست كه خلق اولين و آخرين بر آن غبطه برند.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۲  ص ۳۹۵

7-ابن عباس از پيامبر خدا(صلّى الله عليه و آله)نقل مى‌كند كه فرمود:روزى جبرئيل شادان و خندان نزد من آمد،گفتم:دوستم جبرئيل،با اين كه اين همه شادى،مقام برادر و پسر عمويم على بن ابى طالب در پيشگاه خدا چيست‌؟گفت:سوگند به خدايى كه تو را به پيامبرى برانگيخت و به رسالت برگزيد!من در اين وقت فرود نيامده‌ام مگر براى همين موضوع.اى محمّد!خداوند والا به شما دو تن سلام مى‌رساند و مى‌فرمايد: محمّد پيامبر رحمت من و على برپا دارندۀ حجّت من است،كسى كه او را دوست بدارد كيفرش نكنم گرچه از من نافرمانى كند و هر كه با او دشمنى ورزد رحم به او نمى‌كنم گرچه از من فرمان برد. ابن عباس گويد:آنگاه پيامبر خدا(صلّى الله عليه و آله)فرمود:آنگاه كه روز رستاخيز شود، جبرئيل نزد من مى‌آيد و پرچم حمد با اوست كه آن هفتاد بخش است،هر بخشى از آن از آفتاب و مهتاب گسترده‌تر است.در آن روز من بر يكى از كرسى‌هاى رضوان بالاى منبرى از منبرهاى قدس تكيه زده و آن پرچم را مى‌گيرم و به على بن ابى طالب مى‌سپارم.در اين هنگام عمر بن ابى خطاب از جا برجست و گفت:اى پيامبر خدا! چگونه على(عليه السّلام)توانايى برداشتن آن پرچم را دارد،با اين كه گفتيد آن هفتاد بخش است كه هر بخش از آن از آفتاب و مهتاب گسترده‌تر است‌؟پيامبر(صلّى الله عليه و آله)فرمود:آنگاه كه روز رستاخيز شود به على نيرويى همانند نيروى جبرئيل و نورى همانند نور آدم و بردبارى همچون بردبارى رضوان و زيبايى چون زيبايى يوسف و صدايى نزديك صداى داود داده مى‌شود.اگر نبود كه داود خطيب بهشت است همانند صداى او را به على مى‌دادند،به راستى كه على نخستين كسى است كه از چشمۀ سلسبيل و زنجبيل مى‌آشامد و على گامى بر صراط‍‌ برنمى‌دارد مگر اين كه بر جاى آن گام ديگرش پابرجاست،و بى‌ترديد براى على و شيعيان او در پيشگاه خداوند متعال جايگاهى است كه پيشينيان بر آن غبطه مى‌خورند.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۲  ص ۷۰۴

7-رسول خدا(صلّى الله عليه و آله)فرمود جبرئيل شادان و خندان نزد من آمد گفتم دوستم جبرئيل با اينكه اين همه شاد هستى مقام برادرم و پسر عمم على ابن ابى طالب در نزد پروردگارش چيست‌؟گفت بآن خدائى كه ترا بپيغمبرى بر انگيخته و برسالت برگزيده در اين وقت فرود نيامدم مگر براى همين مطلب اى محمد خداوند اعلا بشما دو نفر سلام ميرساند و فرمود محمد پيغمبر رحمت من است و على برپا دارنده حجت من كسى كه او را دوست بدارد عذابش نكنم گر چه نافرمانى مرا بكند و كسى كه او را دشمن بدارد گر چه فرمان مرا برد رحمش نكنم ابن عباس گويد سپس رسول خدا فرمود چون روز قيامت شود جبرئيل نزد من آيد و پرچم حمد با اوست و آن هفتاد شقه دارد كه هر شقه‌اش از آفتاب و ماه پهن‌تر است و من بر يكى از كرسى‌هاى رضوان بالاى منبرى از منبرهاى قدس نشسته باشم پس من آن پرچم را گرفته و بعلى بن ابى طالب ميسپارم. عمر بن خطاب از جا بر جست و عرض كرد يا رسول اللّٰه شما فرموديد كه آن پرچم هفتاد شقه دارد هر شقه‌اش از خورشيد و ماه پهن‌تر است با اين حال على چگونه نيروى برداشتن آن پرچم را دارد؟پيغمبر فرمود: چون روز قيامت شود خداوند بعلى نيروى جبرئيل را و نورى مانند نور آدم و حلمى هم چون بردبارى رضوان و جمالى چون زيبائى يوسف و صدائى نزديك بصداى داود عطا مى‌فرمايد و اگر نه اين بود كه داود سخنگوى بهشت است مانند صداى داود را هم بعلى ميداد و همانا على نخستين كسى است كه از نهر سلسبيل و زنجبيل مى‌آشامد على گامى بر صراط‍‌ بر نمى‌دارد مگر اينكه بجاى آن گام ديگرش پا برجا است و براستى كه براى على و شيعيانش در نزد خداوند مقامى است كه اولين و آخرين بر آن رشك برند.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۲  ص ۲۰۶

-ابن عباس گفته:پيامبر(صلّى الله عليه و آله)گفت:فرخ سروش شادمان و خندان پيش من آمد گفتم اى يار فرخ سروش با اين شادمانى بر گوى پايۀ پسر عم من و برادر من على نزد خدا چگونه است‌؟.گفت:سوگند به خدايى كه ترا به پيامبرى گماشت به زمين فرود نيامدم مگر براى همين سخن.اى محمد خدا به تو و على درود مى‌رساند و مى‌گويد:محمد پيامبر آمرزش من است و على حجت من.آنكه على را دوست بدارد شكنجه نكنم اگر چه مرا گناه ورزد،به دشمن وى رحمت نكنم اگر چه مرا بندگى كند!. آنگاه پيامبر گفت:چون قيامت پديدار گردد و فرخ سروش با درفش ستايش كه هفتاد شقه دارد و هر شقۀ آن از آفتاب و ماهتاب فراخ‌تر است نزد من آيد بر تختى از تختهاى رضوان بالاى منبرى از منبرهاى پاكى نشسته باشم آن درفش را برگيرم و به دست على دهم.عمر بن خطاب از جاى بجست و گفت:اى فرستادۀ خدا اين درفش بدين سنگينى را كه از آفتاب و ماهتاب كلان‌تر است چگونه او برگيرد؟.پيامبر گفت: چون روز رستاخيز گردد خدا به على توانايى فرخ سروش و نور آدم و بردبارى رضوان و زيبايى يوسف و نزديك به آواز داود آواز دهد و اگر نه آنكه داود گوياى بهشت است،آواز داود را نيز به وى دادى،على اولين كسى‌ست كه از حوض سلسبيل و زنجبيل مى‌آشامد،هر گامى كه على از صراط‍‌ بردارد گام ديگرى بر آن نهد استوار باشد.براى على و پيروان وى در نزد خدا مرتبه است كه خلق اولين و آخرين بر آن آرزو كنند.

divider