شناسه حدیث :  ۳۱۶۴۶۹

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۲  ,  صفحه۵۱۰  

عنوان باب :   الجزء الثاني أبواب التسعة عشر تسعة عشر حرفا فيها فرج للداعي بهن من الآفات

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ هَانِئُ بْنُ مَحْمُودِ بْنِ هَانِئٍ اَلْعَبْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو اَلْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلْقَادِرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ عُبْدُوسُ بْنُ مُحَمَّدٍ البلغاشاذي قَالَ حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ أَسَدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ أَخْبَرَنَا إِسْحَاقُ بْنُ يَحْيَى عَنْ خُصَيْفِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: أَقْبَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَسَأَلَهُ شَيْئاً فَقَالَ لَهُ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَا عَلِيُّ وَ اَلَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا عِنْدِي قَلِيلٌ وَ لاَ كَثِيرٌ وَ لَكِنِّي أُعَلِّمُكَ شَيْئاً أَتَانِي بِهِ جَبْرَئِيلُ خَلِيلِي فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ هَدِيَّةٌ لَكَ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمَكَ اَللَّهُ بِهَا لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ هِيَ تِسْعَةَ عَشَرَ حَرْفاً لاَ يَدْعُو بِهِنَّ مَلْهُوفٌ وَ لاَ مَكْرُوبٌ وَ لاَ مَحْزُونٌ وَ لاَ مَغْمُومٌ وَ لاَ عِنْدَ سَرَقٍ وَ لاَ حَرَقٍ وَ لاَ يَقُولُهُنَّ عَبْدٌ يَخَافُ سُلْطَاناً إِلاَّ فَرَّجَ اَللَّهُ عَنْهُ وَ هِيَ تِسْعَةَ عَشَرَ حَرْفاً أَرْبَعَةٌ مِنْهَا مَكْتُوبَةٌ عَلَى جَبْهَةِ إِسْرَافِيلَ وَ أَرْبَعَةٌ مِنْهَا مَكْتُوبَةٌ عَلَى جَبْهَةِ مِيكَائِيلَ وَ أَرْبَعَةٌ مِنْهَا مَكْتُوبَةٌ حَوْلَ اَلْعَرْشِ وَ أَرْبَعَةٌ مِنْهَا مَكْتُوبَةٌ عَلَى جَبْهَةِ جَبْرَئِيلَ وَ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا حَيْثُ شَاءَ اَللَّهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَيْفَ نَدْعُو بِهِنَّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ قُلْ يَا عِمَادَ مَنْ لاَ عِمَادَ لَهُ وَ يَا ذُخْرَ مَنْ لاَ ذُخْرَ لَهُ وَ يَا سَنَدَ مَنْ لاَ سَنَدَ لَهُ وَ يَا حِرْزَ مَنْ لاَ حِرْزَ لَهُ وَ يَا غِيَاثَ مَنْ لاَ غِيَاثَ لَهُ وَ يَا كَرِيمَ اَلْعَفْوِ وَ يَا حَسَنَ اَلْبَلاَءِ وَ يَا عَظِيمَ اَلرَّجَاءِ وَ يَا عَوْنَ اَلضُّعَفَاءِ وَ يَا مُنْقِذَ اَلْغَرْقَى وَ يَا مُنْجِيَ اَلْهَلْكَى يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ أَنْتَ اَلَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اَللَّيْلِ وَ نُورُ اَلنَّهَارِ وَ ضَوْءُ اَلْقَمَرِ وَ شُعَاعُ اَلشَّمْسِ وَ دَوِيُّ اَلْمَاءِ وَ حَفِيفُ اَلشَّجَرِ يَا اَللَّهُ يَا اَللَّهُ يَا اَللَّهُ أَنْتَ وَحْدَكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ ثُمَّ تَقُولُ اَللَّهُمَّ اِفْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا فَإِنَّكَ لاَ تَقُومُ مِنْ مَجْلِسِكَ حَتَّى تُسْتَجَابَ لَكَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ - قال أحمد بن عبد الله قال أبو صالح لا تعلموا السفهاء ذلك .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۲  ص ۲۸۶

ابن عباس گويد على بن ابى طالب(عليه السّلام)رو بپيغمبر(صلّى الله عليه و آله)آورد و چيزى از آن حضرت پرسيد،پيغمبر فرمود اى على سوگند بدان خدائى كه مرا براستى فرستاد نزد من كم و بيشى نيست ولى بتو چيزى بياموزم كه دوست من جبرئيل براى من آورد و گفت اى محمد اين هديه‌ايست كه از طرف خداى عز و جل براى تو آوردم خدا تو را بدان گرامى داشته و بهيچ كس از پيغمبران پيش از تو نداده و آن نوزده كلمه است كه دعا نكند بدان دلسوخته و گرفتار و اندوهناك و غمنده‌اى و نه كسى كه در هراس دزد و آتش‌سوزى است و نه بنده‌اى كه از پادشاهى ميترسد جز آنكه خدا بر او گشايش ميدهد و آن نوزده كلمه است كه چهار از آن بر پيشانى اسرافيل نوشته شده و چهار از آن بر پيشانى ميكائيل و چهار از آن بر گرد عرش نوشته شده و چهار از آن بر پيشانى جبرئيل نوشته شده و سه از آن در آنجا كه خدا خواسته نوشته شده. على بن ابى طالب(عليه السّلام)عرض كرد چگونه بدان دعا كند كسى يا رسول اللّٰه‌؟فرمود بگويد يا عماد من لا عماد له و يا ذخر من لا ذخر له و يا سند من لا سند له و يا حرز من لا حرز له و يا غياث من لا غياث له و يا كريم العفو و يا حسن البلاء و يا عظيم الرجاء و يا عون(عز خ ب)الضعفاء و يا منقذ الغرقى و يا منجى الهلكى يا محسن يا مجمل يا منعم و يا مفضل انت الذى سجد لك سواد الليل و نور النهار و ضوء القمر و شعاع الشمس و دوى الماء و حفيف الشجر يا اللّٰه يا اللّٰه يا اللّٰه انت وحدك لا شريك لك. سپس ميگوئى خدايا فلان حاجت مرا برآور كه براستى از جاى خود برنخيزى تا مستجاب شود ان شاء اللّٰه تعالى. احمد بن عبد اللّٰه يكى از راويان اين حديث گفته است كه ابو صالح گفت اين دعا را باشخاص سفيه و بى‌خرد ياد ندهيد.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۲  ص ۲۷۵

1-سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مى‌كند كه گفت:على بن ابى طالب(عليه السّلام)نزد پيامبر(صلّى الله عليه و آله)آمد و از وى چيزى خواست،پيامبر(صلّى الله عليه و آله)به او فرمود:يا على!سوگند به كسى كه مرا به حق به پيامبرى مبعوث كرد كه چيزى از كم و زياد نزد من نيست،ولى تو را چيزى ياد مى‌دهم كه دوستم جبرئيل آن را به من آورده و گفته است:يا محمّد،اين هديه‌اى از جانب خدا بر توست و خداوند تو را با آن گرامى داشته و به هيچ يك از پيامبران پيش از تو آن را عطا نكرده است،و آن نوزده حرف است كه هيچ مصيبت زده و غمگينى آن را نمى‌خواند و براى سرقت و آتش‌سوزى(خوانده نمى‌شود)و هيچ بنده‌اى كه از سلطان مى‌ترسد آن را نمى‌گويد،مگر اينكه خداوند فرجى به او مى‌دهد(حاجت او را برآورده مى‌سازد)و آن نوزده حرف است كه چهار حرف آن به پيشانى اسرافيل نوشته شده و چهار حرف آن به پيشانى ميكائيل نوشته شده و چهار حرف آن اطراف عرش نوشته شده و چهار حرف آن به پيشانى جبرئيل نوشته شده و سه حرف آن آنجا كه خدا خواسته است. على بن ابى طالب(عليه السّلام)گفت:چگونه با آنها دعا كنيم يا رسول اللّٰه‌؟فرمود:بگو«اى تكيه‌گاه كسى كه تكيه‌گاه ندارد و اى ذخيرۀ كسى كه ذخيره ندارد و اى سند كسى كه سند ندارد،و اى پناهگاه كسى كه پناهگاه ندارد،و اى كه در بخشش كريمى،و اى كه در امتحان نيكويى،و اى كسى كه در اميدوارى بزرگى،و اى ياور ضعيفان،و اى نجات دهندۀ غرق‌شدگان،و اى نجات دهندۀ هلاك‌شوندگان اى نيكوكار،و اى زيبايى بخش و اى نعمت دهنده و اى بخشنده،تويى كه سياهى شب و نور روز و روشنا ماه و شعاع آفتاب و صداى آب و نالۀ درخت بر تو سجده مى‌كند،اى اللّٰه اى اللّٰه اى اللّٰه،تو يگانه‌اى و شريكى بر تو نيست.»سپس مى‌گويى:«براى من چنين و چنان كن»،از جاى خود برنخيزى مگر اينكه به خواست خدا دعاى تو مستجاب مى‌شود.احمد بن عبد اللّٰه گفت:ابو صالح مى‌گفت:اين دعا را به سفيهان ياد ندهيد.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۲  ص ۶۰۶

1-ابن عباس گويد:على بن ابى طالب روى به پيغمبر آورد و چيزى از آن حضرت خواست پيغمبر باو فرمود:يا على بآن كه مرا پيغمبرى بحق(براى مردم)فرستاد سوگند كه نزد من هيچ از كم و بيش نيست ولى تو را چيزى مى‌آموزم كه دوست من جبرئيل براى من آورد و گفت يا محمد اين هديه‌اى است از نزد خداى عز و جل كه تو را بآن گرامى داشته و به هيچ كس از پيغمبران پيشين اين هديه را نداد و آن نوزده جمله است كه هر دلسوخته و هر مصيبت زده و هر اندوهناك و هر غمناك و هر كسى كه در خطر دزد و آتش‌سوزى باشد آن‌ها را بخواند و هر بنده‌اى كه از پادشاهى بترسد آن كلمات را بگويد خداوند براى او وسيلۀ رهائى فراهم سازد و آن نوزده جمله است كه چهار جملۀ آن بر پيشانى اسرافيل نوشته شده و چهار جمله‌اش بر پيشانى ميكائيل و چهار جمله بر گرداگرد عرش و چهار جمله‌اش بر پيشانى جبرئيل و سه كلمۀ آن در جايى كه خدا خواسته است على ابن ابى طالب عرض كرد:يا رسول اللّٰه چگونه آن‌ها را بخوانيم‌؟فرمود:بگو يا عماد من لا عماد له و يا ذخر من لا ذخر له و يا سند من لا سند له و يا حرز من لا حرز له و يا غياث من لا غياث له و يا كريم العفو و يا حسن البلاء و يا عظيم الرجاء و يا عون الضعفاء و يا منقذ الفرقى و يا منجى الهلكى يا محسن يا مجمل يا منعم يا مفضل انت الذى سجد لك سواد الليل و نور النهار وضوء القمر و شعاع الشمس و دوى الماء و حفيف الشجر يا اللّٰه يا اللّٰه يا اللّٰه انت وحدك لا شريك لك. سپس ميگوئى بار الها با من چنين و چنان بكن كه بطور مسلم از جاى خود برنخيزى تا اينكه دعاى تو مستجاب شود ان شاء اللّٰه احمد بن عبد اللّٰه گويد:ابو صالح گفت:اين دعا را به نابخردان نياموزيد.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۲  ص ۱۱۸

-ابن عباس گفته:پيامبر به على بن ابى طالب(عليه السّلام)گفت:اى على سوگند بدان خدايى كه مرا به راستى فرستاد نزد من و كم و بيش نيست ليك به تو چيزى بياموزم كه دوست من فرخ سروش براى من آورد و گفت:اى محمد اين هديه‌ايست كه از سوى خدا براى تو آورده‌ام خدا ترا بدان گرامى داشته و به هيچ كس از پيامبران پيش از تو نداده و آن نوزده كلمه است كه دعا نكند بدان دل سوخته و گرفتار و غمناك و نه كسى كه در هراس دزد و آتش‌سوزى‌ست و نه بنده‌يى كه از فرمانروايى مى‌ترسد جز آنكه خدا براى او گشايش مى‌دهد و آن نوزده كلمه است كه چهار از آن بر پيشانى(اسرافيل)نوشته شده و چهار از آن بر پيشانى(ميكائيل)و چهار از آن بر دور(عرش)نگاشته شده و چهار از آن بر جبهۀ(جبرئيل)و سه از آن در آنجا كه خدا اراده كرده. على پرسيد چگونه به آن دعا كند؟.پيامبر گفت:بگويد: «يا عماد من لا عماد له و يا ذخر من لا ذخر له و يا سند من لا سند له و يا حرز من لا حرز له و يا غياث من لا غياث له و يا كريم العفو و يا حسن البلاء و يا عظيم الرجاء و يا عون الضعفاء و يا منقذ الغرقى و يا منجى الهلكى يا محسن يا مجمل يا منعم و يا مفضل انت الذى سجد لك سواد الليل و نور النهار و ضوء القمر و شعاع الشمس و دوى الماء و حفيف الشجر يا اللّٰه يا اللّٰه يا اللّٰه انت وحدك لا شريك لك». .آنگاه نياز خود را از خدا مى‌خواهى اميد است برآورده گردد.احمد بن عبد اللّٰه از راويان اين حديث گفته:ابو صالح مى‌گفت:اين دعا را به سبك مغزان ياد مدهيد.

divider