شناسه حدیث :  ۳۱۶۴۳۵

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۲  ,  صفحه۴۸۶  

عنوان باب :   الجزء الثاني أبواب الاثني عشر الشهور اِثْنٰا عَشَرَ شَهْراً

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سَعِيدٍ اَلْعَسْكَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو اَلْقَاسِمِ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْكَرِيمِ اِبْنُ أَخِي أَبِي زُرْعَةَ قَالَ حَدَّثَنَا اِبْنُ عَوْنٍ قَالَ حَدَّثَنِي مَكِّيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ اَلْبَلْخِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عُبَيْدَةَ عَنْ صَدَقَةَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: نَزَلَتْ هَذِهِ اَلسُّورَةُ إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ وَ اَلْفَتْحُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي أَوْسَطِ فَعَرَفَ أَنَّهُ اَلْوَدَاعُ فَرَكِبَ رَاحِلَتَهُ اَلْعَضْبَاءَ فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ دَمٍ كَانَ فِي فَهُوَ هَدَرٌ وَ أَوَّلُ دَمٍ هُدِرَ دَمُ اَلْحَارِثِ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ اَلْحَارِثِ كَانَ مُسْتَرْضِعاً فِي هُذَيْلٍ فَقَتَلَهُ بَنُو اَللَّيْثِ أَوْ قَالَ كَانَ مُسْتَرْضِعاً فِي بَنِي لَيْثٍ فَقَتَلَهُ هُذَيْلٌ وَ كُلُّ رِبًا كَانَ فِي فَمَوْضُوعٌ وَ أَوَّلُ رِبًا وُضِعَ رِبَا اَلْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلزَّمَانَ قَدِ اِسْتَدَارَ فَهُوَ اَلْيَوْمَ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرَضِينَ وَ إِنَّ عِدَّةَ اَلشُّهُورِ عِنْدَ اَللّٰهِ اِثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتٰابِ اَللّٰهِ يَوْمَ خَلَقَ اَللَّهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ مُضَرَ اَلَّذِي بَيْنَ وَ وَ وَ وَ فَلاٰ تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّ اَلنَّسِيءَ زِيٰادَةٌ فِي اَلْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ اَلَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عٰاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عٰاماً لِيُوٰاطِؤُا عِدَّةَ مٰا حَرَّمَ اَللّٰهُ وَ كَانُوا يُحَرِّمُونَ عَاماً وَ يَسْتَحِلُّونَ وَ يُحَرِّمُونَ عَاماً وَ يَسْتَحِلُّونَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلشَّيْطَانَ قَدْ يَئِسَ أَنْ يُعْبَدَ فِي بِلاَدِكُمْ آخِرَ اَلْأَبَدِ وَ رَضِيَ مِنْكُمْ بِمُحَقَّرَاتِ اَلْأَعْمَالِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَنْ كَانَتْ عِنْدَهُ وَدِيعَةٌ فَلْيُؤَدِّهَا إِلَى مَنِ اِئْتَمَنَهُ عَلَيْهَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلنِّسَاءَ عِنْدَكُمْ عَوَانٍ لاَ يَمْلِكْنَ لِأَنْفُسِهِنَّ ضَرّاً وَ لاَ نَفْعاً أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اَللَّهِ وَ اِسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكَلِمَاتِ اَللَّهِ فَلَكُمْ عَلَيْهِنَّ حَقٌّ وَ لَهُنَّ عَلَيْكُمْ حَقٌّ وَ مِنْ حَقِّكُمْ عَلَيْهِنَّ أَنْ لاَ يُوطِئْنَ فُرُشَكُمْ وَ لاَ يَعْصِينَكُمْ فِي مَعْرُوفٍ فَإِذَا فَعَلْنَ ذَلِكَ فَلَهُنَّ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لاَ تَضْرِبُوهُنَّ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا - كِتَابَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاعْتَصِمُوا بِهِ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ أَيُّ يَوْمٍ هَذَا قَالُوا يَوْمٌ حَرَامٌ ثُمَّ قَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ فَأَيُّ شَهْرٍ هَذَا قَالُوا شَهْرٌ حَرَامٌ قَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ أَيُّ بَلَدٍ هَذَا قَالُوا بَلَدٌ حَرَامٌ قَالَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمَ عَلَيْكُمْ دِمَاءَكُمْ وَ أَمْوَالَكُمْ وَ أَعْرَاضَكُمْ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا فِي شَهْرِكُمْ هَذَا فِي بَلَدِكُمْ هَذَا إِلَى يَوْمِ تَلْقَوْنَهُ أَلاَ فَلْيُبَلِّغْ شَاهِدُكُمْ غَائِبَكُمْ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي وَ لاَ أُمَّةَ بَعْدَكُمْ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ حَتَّى إِنَّهُ لَيُرَى بَيَاضُ إِبْطَيْهِ ثُمَّ قَالَ اَللَّهُمَّ اِشْهَدْ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۲  ص ۲۵۹

عبد اللّٰه بن عمر گفته اين سورۀ« إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ‌ وَ اَلْفَتْحُ‌ »تا آخر در ميانه روزهاى تشريق (11-13 ذيحجه)بر پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)نازل شد و دانست كه حج وداعست،سوار شتر عضباء خود شد و در ميان همه حاج سخنرانى كرد خدا را ستود و ثناى او را بجا آورد سپس فرمود آى مردم هر خونى در دوره جاهليت ريخته شده هدر است و پيش از همه خون حارث بن ربيعة بن حارث(يكى از عموزاده‌هاى خود پيغمبر(صلّى الله عليه و آله)از تيرۀ بنى هاشم)را هدر كرد اين شخص براى جستجوى دايه در تيره هذيل رفته بود و بنو ليث او را كشته بودند يا فرمود براى جستجوى دايه در بنو ليث رفته بود و هذيل او را كشته بودند،هر ربا و نزول قرضى كه در جاهليت بوده و تا كنون در ذمۀ قرض داران مانده ملغى است و پيش از همه نزول قرضهاى عباس بن عبد المطلب(عموى خود را)ملغى كرد.اى مردم روزگار چرخيده و امروز بسر دورۀ خود رسيده و مانند همان روز است كه خداوند تازه آسمان‌ها و زمين را آفريده شماره ماهها نزد خدا دوازده است در آغاز آفرينش آسمانها و زمين در كتاب خدا ثبت شده چهار آنها محترم است و نبايد در آن‌ها جنگيد رجب مضر كه ميان جمادى و شعبانست و ذو القعده و ذو الحجه و محرم. در اين ماهها بخود ستم نكنيد،جا بجا كردن ماههاى حرام مزيد در كفر است كه آنان كه كافرند در آن گمراهى پيشه ميكنند ماهى را در يك سال حلال ميدانند و در يك سال حرام تا شماره ماههائى را كه خداوند حرام كرده برابر كنند سالى كه محرم را حرام ميكردند صفر را حلال ميدانستند و سالى كه صفر را حلال ميدانستند بجاى آن محرم را حلال مى‌شمردند اى مردم براستى شيطان نااميد است كه ديگر در شهرستان شما پرستيده شود و از شما بگناهان كوچك خوش است و بگناه كوچك از او در دين خود بترسيد.آى مردم هر كس امانتى دارد بصاحبش رساند،آى مردم زنها نزد شما عاريه‌اند و براى خود سود و زيانى نتوانند خواست،آنها را شما بطور امانت از خدا گرفتيد و بفرمان حق فروج آنها را بر خود حلال كرديد شما بآنها حقى داريد و آنها هم بشما حقى دارند حق شما بر آنها اين است كه كسى را در بستر شما نپذيرند و در كار خوب شما را نافرمانى نكنند چون چنين كردند بطور متعارف حق خوراك و پوشاك بر شما دارند،آنها را نزنيد،آى مردم من در ميان شما چيزى بيادگار گذاردم كه تا بدان متمسك باشيد هرگز گمراه نشويد و آن كتاب خدا است بدان بچسبيد آى مردم امروز چه روزيست‌؟گفتند روز حرام سپس فرمود آى مردم اين ماه چه ماهى است‌؟گفتند ماه حرام؛آى مردم اين شهر چه شهرى است‌؟گفتند شهر حرام،فرمود براستى خدا خون و مال و آبروى شما را بر همديگر حرام كرده مثل حرمت امروز شما در اين ماه شما در اين شهر شما تا او را ملاقات كنيد هلا حاضرين شما بغائبين برسانند، پس از من پيغمبرى نيست و پس از شما امتى نيست سپس دستهاى خود را چنان بلند كرد كه سفيدى هر دو زير بغل مباركش ديده شد سپس فرمود بار الها گواه باش كه من رسالت خود را بامت تبليغ كردم.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۲  ص ۲۳۹

63-صدقة بن يسار از عبد اللّٰه بن عمر نقل مى‌كند كه سورۀ«اذا جاء نصر اللّٰه و الفتح» در اواسط‍‌ روزهاى تشريق(يازدهم تا سيزدهم ذيحجه)بر پيامبر خدا(صلّى الله عليه و آله)نازل گرديد،و او دانست كه براى وداع است،پس سوار شتر عضباى خود شد و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد. سپس فرمود:اى مردم!هر خونى كه در ايام جاهليت بوده هدر است و نخستين خونى كه هدر است خون حارث بن ربيعة بن حارث است كه در قبيله مذيل شير مى‌خورد و فرزندان ليث او را كشتند-يا فرمود:در بنى ليث شير مى‌خورد و فرزندان هذيل او را كشتند-و هر ربايى كه در جاهليت بود،برداشته مى‌شود و نخستين ربايى كه برداشته مى‌شود مال عباس بن عبد المطلب است،اى مردم!امروز زمان به همان حالى برگشته كه روز آفرينش آسمان‌ها و زمينى‌ها بود و تعداد ماه‌ها نزد خداوند دوازده ماه در كتاب خداست،روزى كه آسمان‌ها و زمين را آفريد،چهارتا از آنها ماههاى حرامند:رجب قبيلۀ مضر كه ميان جمادى و شعبان است و ذو القعده و ذو الحجّه و محرّم،در اين ماه‌ها بر خود ستم روا مداريد(جنگ نكنيد)همانا نسىء (جابه‌جا كردن ماه‌هاى حرام)افزونى در كفر است كه كافران با آن گمراه مى‌شوند.يك سال آن را حلال و يك سال حرام مى‌كنند تا آنچه را كه خدا حرام كرده تكميل كنند، آنان يك سال محرّم را ماه حرام اعلام مى‌كردند و يك سال صفر را حرام و محرّم را حلال مى‌كردند. اى مردم!شيطان از اينكه در بلاد شما پرستيده شود تا ابد مأيوس شده است و از شما به كارهاى(گناهان)كوچك راضى مى‌شود.اى مردم!هر كس كه امانتى نزد اوست آن را به صاحب امانت برگرداند،اى مردم!زنها در ميان شما اسيرند و مالك سود و زيان خود نيستند،آنها را به عنوان امانت الهى گرفته‌ايد و با سخنان خدا آنها را بر خود حلال كرده‌ايد،شما را بر آنان حقى و آنها را بر شما حقى است و از جملۀ حقوق شما بر آنان اين است كه بستر شما را آلوده نسازند و در كار نيك شما را نافرمانى نكنند، پس اگر چنين كردند براى آنان است خوراك و پوشاكشان به صورت نيكو،آنان را مزنيد. اى مردم!در ميان شما چيزى را گذاشتم كه اگر به آن پايبند باشيد گمراه نشويد: كتاب خداوند،به آن چنگ بزنيد.اى مردم،امروز چه روزى است‌؟گفتند:روز حرام است،سپس فرمود:اى مردم،اين ماه چه ماهى است‌؟گفتند:ماه حرام است،فرمود: اى مردم،اين شهر چه شهرى است‌؟گفتند:شهر حرام است.فرمود:همانا خداوند خون‌ها و اموال و ناموسهاى شما را حرام كرده،مانند حرام بودن اين روزتان در اين ماهتان در اين شهرتان،تا وقتى كه خدا را ملاقات كنيد،آگاه باشيد و حاضران شما به غائبان شما خبر بدهد كه پس از من پيامبرى نيست و پس از شما امّتى نيست،سپس دستان خود را بلند كرد، به طورى كه سفيدى زير بغلش آشكار شد و گفت:خدايا گواه باش كه من رسانيدم.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۲  ص ۵۷۶

63-عبد اللّٰه بن عمر گويد:اين سورۀ« إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ‌ وَ اَلْفَتْحُ‌ » در وسط‍‌ روزهاى تشريق(سيزدهم ماه)بر رسول خدا فرود آمد حضرت دانست كه آخرين حج او است پس بر شتر عضبايش سوار شد و حمد خدا را بجا آورد و او را ستايش كرد و سپس فرمود اى مردم هر خونى كه در دوران جاهليت ريخته شده است بى‌ارزش است و اولين خون بى‌ارزش خون حارث بن ربيعة بن حارث است كه در جستجوى دايه ميان قبيلۀ هذيل بود و قبيلۀ بنو ليث(يا فرمود در جستجوى دايه ميان قبيلۀ بنى ليث بود و قبيلۀ هذيل) او را گشت و هر ربائى كه در دوران جاهليت بر ذمۀ مردم بود از ذمۀ آنان برداشته شد و نخستين ربائى كه برداشته شد سود پول عباس بن عبد المطلب است اى مردم روزگار دوران خود را بپايان رسانيده و امروز مانند همان روزى است كه خداوند آسمانهاى و زمين‌ها را آفريد و همانا كه شمارۀ ماهها در نزد خداوند دوازده ماه است كه در كتاب الهى همان روزى كه آسمانها و زمين را آفريد ثبت است چهار ماه از آنها ماه حرام است(كه نبايد در آنها جنگيد)يكى رجب مضر است كه ميان جمادى و شعبان واقع است و ديگر ذو القعدة و ذو الحجة و محرم ميباشد. در اين ماه‌ها بر جان خود ستم روا مداريد كه از ياد بردن ماه‌هاى حرام پيشروى در كفر است كه كافران بدين وسيله گمراهى ايجاد ميكنند يك سال جنگ در ماه حرام را حلال ميشمرند و يك سال حرام تا از اين رهگذر ارزش شمارۀ ماههائى را كه خداوند حرام فرموده از ميان ببرند آنان يك سال جنگ در ماه محرم را حرام ميدانستند و جنگ در ماه صفر را حلال و يك سال جنگ در ماه صفر را حرام ميدانستند و جنگ در ماه محرم را حلال اى مردم همانا كه شيطان از اينكه در شهرهاى شما پرستش شود تا پايان عمر دنيا نااميد شده است و از شما بكارهاى كوچك(گناهان كوچك)دلخوش است اى مردم نزد هر كس امانتى باشد آن را بكسى كه امينش دانسته باز گردانداى مردم زنها در دست شما اسيرانى هستند كه سود و زيانى را براى خويشتن مالك نيستند شما آنان را بعنوان يك امانت الهى دريافت نموده‌ايد و بدستور الهى هم بسترى با آنان را حلال كرده‌ايد شما را بر آنان حقى است و آنان را بر شما حقى و از جملۀ حق‌هاى شما بر آنان اين است كه ديگرى را به بستر شما راه ندهند و در كار خوب نافرمانى شما را نكنند و چون چنين كنند حق خوراك و پوشش متعارف خود را از شما بستانكارند و آنان را نزنيد اى مردم من در ميان شما چيزى بجا گذاشتم كه اگر دست بر آن زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن كتاب خدا است چنگ بر آن بزنيد اى مردم امروز چه روزى است‌؟عرض كردند: روز حرام سپس فرمود:اى مردم اين ماه چه ماهى است‌؟عرض كردند:ماه حرام فرمود:اى مردم اين شهر چه شهرى است‌؟عرض كردند:شهر حرام فرمود:همانا خداوند ريختن خون‌هاى شما و بردن مال‌هاى شما و هتك آبروى شما را بر همديگر حرام فرموده مانند حرمت امروز در اين ماه شما و در اين شهر شما تا روزى كه او را ملاقات كنيد هان كه حاضرين شما مى‌بايست بغائبين برسانند پس از من ديگر پيغمبرى نيست و پس از شما امتى نخواهد بود سپس هر دو دست خود را آنقدر بلند كرد كه سفيدى هر دو زير بغل‌اش ديده شد و سپس فرمود:بار الها تو گواه باش كه من مأموريت خود را ابلاغ كردم.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۲  ص ۹۰

سورۀ؛« إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ‌ وَ اَلْفَتْحُ‌ »تا آخر سوره در ميان روزهاى تشريق(يازدهم تا سيزدهم ذيحجه بر پيامبر(صلّى الله عليه و آله)وحى شد،دانست كه حج آخرين ويست،سوار اشتر عضباء خود شده در ميان همه حجاج سخن رانى كرد اول خداى را ستود و ثناى وى را به جاى آورد،آنگاه گفت:اى مردم هر خونى در زمان جاهليت ريخته شده از ميان رفت و پيش از همه خون(حارث پور ربيعه يكى از عم‌زاده‌هاى پيامبر از دودمان بنى هاشم بود)از ميان رفت،اين كس براى جستجوى دايه در دودمان هذيل رفت بنى ليث وى را كشته بودند. هر رباخوارى كه در جاهليت بوده و تا كنون در ذمۀ وام داران مانده تباه است و قبل از همه نزول وامهاى عباس بن عبد المطلب تباه شد.اى مردم روزگار چرخيده و امروز به منتهاى خود رسيده و مانند همان روز است كه خدا تازه آسمانها و زمين را آفريد شمارۀ ماهها نزد خدا دوازده است در آغاز آفرينش آسمانها و زمين در كتاب خدا ثبت شده چهار آنها گرامى‌ست و نبايد در آنها نبرد كرد:رجب مضر كه ميان جمادى و شعبان است و ذو القعده و ذو الحجه و محرم. در اين ماهها به خويشتن ستم روا مداريد،جابه‌جا كردن ماههاى حرام بسيارى در كفر است كه آنان كه كافراند در آن گمراهى پيشه كنند.چون ماهى را در سالى حلال دانند و در سالى حرام تا شمارۀ ماههايى كه خدا حرام كرده برابر كنند،آن سال كه محرم را حرام مى‌كردند.صفر را حلال مى‌دانستند،آن سال كه صفر را حلال مى‌دانستند به جاى آن محرم را حلال مى‌كردند.اى مردم ديو نااميد شد كه ديگر در شهرستان شما پرستيده گردد و از شما به گناه‌هاى خرد خوش است و به گناه خرد از او در دين خود بترسيد. اى مردم هر كه سپردنى دارد به خداوند آن برساند.زنان نزد شما عاريه‌اند و براى خود سود و زيانى نتوانند خواست.شما آنان را به امانت از خدا بگرفتيد و به دستور روى ايشان را بر خود حلال كرديد،شما به ايشان حقى داريد و آنان نيز بر شما حقى دارند،حق شما بر ايشان آن است كه كسى را جز شما به همبسترى نپذيرند،و در كارهاى خوب فرمان بردارى كنند،ايشان بر شما حق خوراك و پوشاك دارند،البته هيچ گاه ايشان را تأديب بدنى مكنيد در شما كتاب خدا به يادگار نهاده شده بدان درآويزيد.آنگاه پرسيد امروز چه روزيست‌؟.گفتند:روز حرام است،پرسيد چه ماهى‌اى است‌؟.گفتند:ماه حرام،پس پرسيد چه شهريست‌؟. گفتند:شهر حرام.گفت:خدا خون و خواستۀ آبروى شما را به يك ديگر حرام كرده مانند حرمت امروز شما در اين ماه شما در اين شهر تا آن را ديدار كنيد،حاضرين شما به غائبين برسانند پس از من پيامبرى نيست و پس از شما امتى نخواهد بود،آنگاه دستهاى خود را چندان بلند كرد كه سفيدى زير بغل وى نمايان شد و گفت: خدايا گواه باش كه من وظيفۀ پيامبرى خود را رسانيدم.

divider