شناسه حدیث :  ۳۱۶۴۲۷

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۲  ,  صفحه۴۸۱  

عنوان باب :   الجزء الثاني أبواب الاثني عشر حديث الحجب اثنا عشر

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عَجْلاَنَ اَلْمَرْوَزِيُّ اَلْمُقْرِئُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ اَلْجُرْجَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ عَبْدُ اَلصَّمَدِ بْنُ يَحْيَى اَلْوَاسِطِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْمَدَنِيُّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْمُبَارَكِ عَنْ سُفْيَانَ اَلثَّوْرِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ اَلْعَرْشَ وَ اَلْكُرْسِيَّ وَ اَللَّوْحَ وَ اَلْقَلَمَ وَ اَلْجَنَّةَ وَ اَلنَّارَ وَ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ آدَمَ وَ نُوحاً وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَانَ وَ كُلَّ مَنْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قَوْلِهِ وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ إِلَى قَوْلِهِ وَ هَدَيْنٰاهُمْ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ وَ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ اَلْأَنْبِيَاءَ كُلَّهُمْ بِأَرْبَعِمِائَةِ أَلْفٍ وَ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ سَنَةٍ وَ خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَهُ اِثْنَيْ عَشَرَ حِجَاباً حِجَابَ اَلْقُدْرَةِ وَ حِجَابَ اَلْعَظَمَةِ وَ حِجَابَ اَلْمِنَّةِ وَ حِجَابَ اَلرَّحْمَةِ وَ حِجَابَ اَلسَّعَادَةِ وَ حِجَابَ اَلْكَرَامَةِ وَ حِجَابَ اَلْمَنْزِلَةِ وَ حِجَابَ اَلْهِدَايَةِ وَ حِجَابَ اَلنُّبُوَّةِ وَ حِجَابَ اَلرِّفْعَةِ وَ حِجَابَ اَلْهَيْبَةِ وَ حِجَابَ اَلشَّفَاعَةِ ثُمَّ حَبَسَ نُورَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي حِجَابِ اَلْقُدْرَةِ اِثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ رَبِّيَ اَلْأَعْلَى وَ فِي حِجَابِ اَلْعَظَمَةِ أَحَدَ عَشَرَ أَلْفَ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ عَالِمِ اَلسِّرِّ وَ فِي حِجَابِ اَلْمِنَّةِ عَشْرَةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لاَ يَلْهُو وَ فِي حِجَابِ اَلرَّحْمَةِ تِسْعَةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ اَلرَّفِيعِ اَلْأَعْلَى وَ فِي حِجَابِ اَلسَّعَادَةِ ثَمَانِيَةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لاَ يَسْهُو وَ فِي حِجَابِ اَلْكَرَامَةِ سَبْعَةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ غَنِيٌّ لاَ يَفْتَقِرُ وَ فِي حِجَابِ اَلْمَنْزِلَةِ سِتَّةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ رَبِّيَ اَلْعَلِيِّ اَلْكَرِيمِ وَ فِي حِجَابِ اَلْهِدَايَةِ خَمْسَةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ رَبِّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ وَ فِي حِجَابِ اَلنُّبُوَّةِ أَرْبَعَةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ رَبِّ اَلْعِزَّةِ عَمّٰا يَصِفُونَ وَ فِي حِجَابِ اَلرِّفْعَةِ ثَلاَثَةَ آلاَفِ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ ذِي اَلْمُلْكِ وَ اَلْمَلَكُوتِ وَ فِي حِجَابِ اَلْهَيْبَةِ أَلْفَيْ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ وَ فِي حِجَابِ اَلشَّفَاعَةِ أَلْفَ سَنَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ سُبْحَانَ رَبِّيَ اَلْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ ثُمَّ أَظْهَرَ عَزَّ وَ جَلَّ اِسْمَهُ عَلَى اَللَّوْحِ وَ كَانَ عَلَى اَللَّوْحِ مُنَوَّراً أَرْبَعَةَ آلاَفِ سَنَةٍ ثُمَّ أَظْهَرَهُ عَلَى اَلْعَرْشِ فَكَانَ عَلَى سَاقِ اَلْعَرْشِ مُثْبَتاً سَبْعَةَ آلاَفِ سَنَةٍ إِلَى أَنْ وَضَعَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي صُلْبِ آدَمَ ثُمَّ نَقَلَهُ مِنْ صُلْبِ آدَمَ إِلَى صُلْبِ نُوحٍ ثُمَّ جَعَلَ يُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبٍ إِلَى صُلْبٍ حَتَّى أَخْرَجَهُ مِنْ صُلْبِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَأَكْرَمَهُ بِسِتِّ كَرَامَاتٍ أَلْبَسَهُ قَمِيصَ اَلرِّضَا وَ رَدَّاهُ رِدَاءَ اَلْهَيْبَةِ وَ تَوَّجَهُ تَاجَ اَلْهِدَايَةِ وَ أَلْبَسَهُ سَرَاوِيلَ اَلْمَعْرِفَةِ وَ جَعَلَ تِكَّتَهُ تِكَّةَ اَلْمَحَبَّةِ يَشُدُّ بِهَا سَرَاوِيلَهُ وَ جَعَلَ نَعْلَهُ اَلْخَوْفَ وَ نَاوَلَهُ عَصَا اَلْمَنْزِلَةِ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ يَا مُحَمَّدُ اِذْهَبْ إِلَى اَلنَّاسِ فَقُلْ لَهُمْ قُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ وَ كَانَ أَصْلُ ذَلِكَ اَلْقَمِيصِ فِي سِتَّةِ أَشْيَاءَ قَامَتُهُ مِنَ اَلْيَاقُوتِ وَ كُمَّاهُ مِنَ اَللُّؤْلُؤِ وَ دِخْرِيصُهُ مِنَ اَلْبِلَّوْرِ اَلْأَصْفَرِ وَ إِبْطَاهُ مِنَ اَلزَّبَرْجَدِ وَ جُرُبَّانُهُ مِنَ اَلْمَرْجَانِ اَلْأَحْمَرِ وَ جَيْبُهُ مِنْ نُورِ اَلرَّبِّ جَلَّ جَلاَلُهُ فَقَبِلَ اَللَّهُ تَوْبَةَ آدَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِذَلِكَ اَلْقَمِيصِ وَ رَدَّ خَاتَمَ سُلَيْمَانَ بِهِ وَ رَدَّ يُوسُفَ إِلَى يَعْقُوبَ بِهِ وَ نَجَّى يُونُسَ مِنْ بَطْنِ اَلْحُوتِ بِهِ وَ كَذَلِكَ سَائِرُ اَلْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ نَجَّاهُمْ مِنَ اَلْمِحَنِ بِهِ وَ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ اَلْقَمِيصُ إِلاَّ قَمِيصَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۲  ص ۲۵۲

امام يكم فرمود بدرستى كه خداى تبارك و تعالى چهار صد و بيست و چهار هزار سال پيش از آنكه آسمانها و زمينها و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و دوزخ را بيافريند و پيش از آنكه آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و موسى و عيسى و داود و سليمان و ساير پيغمبرانى كه در(سوره انعام آيه 88-82)كه به« وَ هَدَيْنٰاهُمْ‌ إِلىٰ‌ صِرٰاطٍ‍‌ مُسْتَقِيمٍ‌ » پايان يابد بيافريند و پيش از آنكه همه انبيا را بيافريند نور محمد را آفريد و با آن دوازده حجاب آفريد حجاب قدرة،حجاب عظمة،حجاب منت.حجاب رحمت،حجاب سعادت،حجاب كرامت؛حجاب منزلت،حجاب هدايت؛حجاب نبوت،حجاب رفعت،حجاب هيبت،حجاب شفاعت:سپس نور محمد(صلّى الله عليه و آله)را دوازده هزار سال در حجاب قدرت نگهداشت كه همى ميگفت پاك است پروردگار من كه برتر است و يازده هزار سال در حجاب عظمت نگهداشت كه همى ميگفت پاك است داناى راز نهان،و در حجاب منت ده هزار سال نگهداشت كه ميفرمود پاك است آن خدائى كه پايدار است و بازيگرى ندارد و در حجاب منت ده هزار سال نگهداشت كه همى ميفرمود پاك است خداى بلند برتر و در حجاب سعادت هشت هزار سال نگهداشتكه همى ميفرمود پاك است آنكه پايدار است و سهو نميكند و در حجاب كرامت هفت هزار سال نگهداشت كه ميفرمود پاك است آن خدائى كه بى‌نياز است و هرگز نيازمند نگردد و در حجاب منزلت شش هزار سال نگهداشت كه همى ميگفت پاك است پروردگار من كه بلند و با كرامت است و در حجاب هدايت پنج هزار سال نگهداشت كه همى ميگفت پاك است پروردگار عرش بزرگ و در حجاب نبوت چهار هزار سال نگهداشت كه همى ميگفت پاك است پروردگار عزت از آنچه بناروائى را وصف كنند و در حجاب رفعت سه هزار سال نگهداشت همى ميگفت پاك است صاحب ملك و ملكوت و در حجاب هيبت دو هزار سال نگهداشت و همى ميگفت پاك است خدا و بحمد او مشغولم و در حجاب شفاعت هزار سال نگهداشت و همى ميگفت پاك است پروردگار من كه بزرگ است و بحمدش اندرم.سپس خداى عز و جل نامش را نور رخشانى بر لوح آشكار كرد تا چهار هزار سال سپس بر عرش عيان ساخت تا هفت هزار سال تا آن را در صلب آدم نهاد و از آنجا به پشت نوح نقل داد و از پشتى به پشتى گردانيد تا از پشت عبد اللّٰه بن عبد المطلبش در آورد و شش كرامت خاص او كرد پيراهن رضا بر تنش پوشيد و رداء هيبت بدوشش انداخت و تاج هدايت بر سرش نهاد و سراويل معرفت بر او پوشانيد و بند آن را محبت قرار داد و نعلين خوف بپايش كرد و عصاى منزلت بدستش داد سپس خدا باو فرمود اى محمد برو نزد مردم و بآنها بگو،بگوئيد« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاَّ اَللّٰهُ‌ »« مُحَمَّدٌ رَسُولُ‌ اَللّٰهِ‌ ». ماده اين پيراهن از شش چيز بود تنش از ياقوت و دو آستينش از لؤلؤ و تيريزش از بلور زرد و دو زير بعلش از زبرجد و طوقش از مرجان سرخ و يقه‌اش از نور پروردگار جل جلاله ببركت اين پيراهن توبه آدم را پذيرفت و انگشتر سليمان را باو برگردانيد و يوسف را بيعقوب رسانيد و يونس را از شكم ماهى رهانيد و پيغمبران ديگر را از گرفتارى نجات بخشيد آن پيراهن همانا پيراهن محمد بود.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۲  ص ۲۳۱

55-سفيان ثورى از امام صادق(عليه السّلام)و او از پدرانش از على بن ابى طالب(عليه السّلام)نقل مى‌كند كه فرمود:همانا خداوند متعال نور محمد(صلّى الله عليه و آله)را پيش از آفرينش آسمان‌ها و زمين و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و جهنّم و پيش از خلقت آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و موسى و عيسى و داود و سليمان و همۀ كسانى كه نامهايشان در آيۀ«و وهبنا له اسحاق-تا-صراط‍‌ المستقيم»آمده و چهار صد و بيست و چهار هزار سال پيش از همۀ پيامبران آفريد،و همراه با آن حضرت دوازده حجاب آفريد:حجاب قدرت،و حجاب عظمت،و حجاب منّت،و حجاب رحمت، و حجاب سعادت،و حجاب كرامت،و حجاب منزلت،و حجاب هدايت،و حجاب نبوّت،و حجاب رفعت،و حجاب هيبت،و حجاب شفاعت. آنگاه نور محمد(صلّى الله عليه و آله)را دوازده هزار سال در حجاب قدرت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان ربى الاعلى منزه است پروردگار بزرگ من»و يازده هزار سال در حجاب عظمت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان عالم السّر منزه است دانندۀ راز»و ده هزار سال در حجاب منّت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان من هو قائم لا يلهو منزه است كسى كه قائم است و بيهودگى نمى‌كند.»و نه هزار سال در حجاب رحمت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان الرفيع الاعلى منزه است والاى بلند مرتبه»و هشت هزار سال در حجاب سعادت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان من هو قائم لا يسهو منزه است كسى كه قائم است و سهو نمى‌كند»و هفت هزار سال در حجاب كرامت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان من هو غنىّ‌ لا يفتقر منزه است كسى كه بى‌نياز است و محتاج نمى‌شود.»و شش هزار سال در حجاب منزلت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان ربى العليم الكريم منزه است پروردگار بزرگ و گرامى من»و پنج هزار سال در حجاب هدايت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان ربّ‌ العرش العظيم منزه است پروردگار عرش بلند»و چهار هزار سال در حجاب نبوّت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان ربّ‌ العزّة عمّا يصفون منزه است پروردگار عزت از هر چه توصيف مى‌كنند»و سه هزار سال در حجاب رفعت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان ذى الملك و الملكوت منزه است صاحب ملك و ملكوت»و دو هزار سال در حجاب هيبت نگهداشت و او مى‌گفت:«سبحان اللّٰه و بحمده منزه است خداوند و ستايش او راست»و يك هزار سال در حجاب شفاعت نگهداشت و او مى‌گفت: «سبحان ربّى العظيم و بحمده منزّه است پروردگار بزرگ من و ستايش او راست.» آنگاه نام او را بر لوح ظاهر كرد و چهار هزار سال بر لوح مى‌درخشيد سپس او را بر عرش ظاهر كرد و هفت هزار سال بر ساق عرش بود تا اينكه خداوند او را در صلب آدم قرار داد،سپس او را از صلب آدم به صلب نوح منتقل كرد،سپس از صلبى به صلب ديگر وارد مى‌كرد تا اينكه او را از صلب عبد اللّٰه بن عبد المطلب بيرون آورد و او را با شش كرامت گرامى داشت:پيراهن رضايت را به او پوشانيد و رداى هيبت را بر دوش او انداخت و تاج هدايت را بر سر او گذاشت و شلوار معرفت را به او پوشانيد و بند آن را بند محبّت قرار داد كه شلوار خود را با آن محكم كند و كفش او را خوف و بيم قرار داد و عصاى منزلت را به دستش داد،سپس به او فرمود:اى محمد به سوى مردم برو و به آنان بگو:بگوييد معبودى جز خدا نيست،محمد پيامبر اوست. و اصل اين پيراهن در شش چيز بود:بدنۀ آن از ياقوت و دو آستينش از لؤلؤ و دستك آن از بلور زرد و دو زير بغلش از زبرجد و گريبانش از مرجان سرخ و يقه‌اش از نور پروردگار بزرگ،و خداوند به خاطر اين پيراهن توبۀ آدم را قبول كرد و انگشتر (گمشدۀ)سليمان را به او برگردانيد و يوسف را به وسيلۀ آن به يعقوب برگردانيد و يونس را به وسيلۀ آن از شكم ماهى نجات داد و همچنين ساير پيامبران را به وسيلۀ او از ناراحتى‌ها نجات داد و اين پيراهن نبود مگر پيراهن محمد(صلّى الله عليه و آله).

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۲  ص ۵۷۰

55-امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:خداى تبارك و تعالى پيش از آنكه آسمانها و زمين و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و آتش را بيافريند و پيش از آنكه آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و موسى و عيسى و داود و سليمان و هر كس را كه در آيۀ مباركه ميفرمايد(ما بابراهيم،اسحاق و يعقوب را داديم تا آنجا كه فرمايد آنان را براه راست رهبرى نموديم)و چهار صد و بيست و چهار هزار سال پيش از آنكه همۀ پيغمبران را بيافريند نور محمد را آفريد و خداى عز و جل با او دوازده حجاب آفريد حجاب قدرة و حجاب عظمت و حجاب منت و حجاب رحمت و حجاب سعادت و حجاب كرامت و حجاب منزلت و حجاب هدايت و حجاب نبوت و حجاب رفعت و حجاب هيبت و حجاب شفاعت. سپس نور محمد را دوازده هزار سال در حجاب قدرت نگاه داشت كه همى گفت منزه است پروردگار والا مقام من و يازده هزار سال در حجاب عظمت نگهداشت كه همى گفت منزه و پاك است داناى راز نهان و ده هزار سال در حجاب منت نگهداشت كه ميگفت پاك و منزه است خدائى كه پاينده است و غفلت باو راه ندارد و در حجاب رحمت نه هزار سال نگهداشت كه ميگفت پاك و منزه است خداى بلند پايۀ والا مقام و هشت هزار سال در حجاب سعادت نگهداشت كه همى گفت:پاك و منزه است خدائى كه پاينده است و اشتباهى براى او نيست و هفت هزار سال در حجاب كرامت نگهداشت كه همى گفت:پاك و منزه است خدائى كه بى‌نياز است و نيازمند نگردد و شش هزار سال در حجاب منزلت نگاه داشت كه همى گفت:پاك و منزه است پروردگار من كه برتر است و بخشنده و پنج هزار سال در حجاب هدايت نگاه داشت كه همى گفت:پاك و منزه است پروردگار عرش بزرگ و چهار هزار سال در حجاب نبوت نگاهداشت كه همى گفت:پروردگار عزت از آنچه توصيفش ميكنند منزه است و سه هزار سال در حجاب رفعت نگاه داشت كه همى گفت پاك و منزه است خدائى كه صاحب ملك و ملكوت است و دو هزار سال در حجاب هيبت نگاه داشت كه همى گفت پاك و منزه است اللّٰه و من بستايش او مشغولم و هزار سال در حجاب شفاعت نگاه داشت كه همى گفت پاك و منزه است پروردگار بزرگ من و من بستايش او مشغولم. سپس خداى عز و جل نام او را بر لوح آشكار نمود و چهار هزار سال بر لوح ميدرخشيد و سپس آن را بر عرش آشكار نمود كه هفت هزار سال بر پايۀ عرش استوار بود تا آنكه خداى عز و جل آن را در پشت آدم قرار داد و سپس از پشت آدم به پشت نوح منتقلش فرمود و سپس هم چنان از پشتى به پشت ديگرى بدر مى آورد تا آنكه از پشت عبد اللّٰه بن عبد المطلب‌اش بدر آورد پس با شش كرامت اكرامش فرمود:پيراهن رضا بر او پوشانيدو رداى هيبت بر دوشش افكند و افسر هدايت بر سرش نهاد و شلوارهاى معرفت بر او پوشانيد و بند آن را بند محبت قرار داد كه هر چه محكمتر بسته شود و نعلين‌اش را خوف قرار داد و عصاى منزلت بدستش داد. سپس خداى عز و جل باو فرمود بسوى مردم برو و بآنان بگو كه بگوئيد:خدائى بجز خداوند نيست و محمد فرستادۀ او است و مواد اصلى اين پيراهن از شش چيز بود بدنه‌اش از ياقوت بود و دو آستينش از لؤلؤ و لبه‌اش از بلور زرد و دو زير بغلش از زبرجد و گريبانش از مرجان سرخ و يقه‌اش از نور پروردگار جل جلاله پس خداوند توبۀ آدم را بخاطر اين پيراهن پذيرفت و انگشتر سليمان را بخاطر آن بازش گردانيد و يوسف را بيعقوب بخاطر آن باز گردانيد و يونس را از شكم ماهى بخاطر آن نجات بخشيد. هم چنين ديگر پيمبران را از گرفتاريها بخاطر آن نجات داد و اين پيراهن نبود مگر پيراهن محمد(صلّى الله عليه و آله)

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۲  ص ۸۶

-على بن ابى طالب چنان كه از او روايت كرده‌اند گفته:خدا چهار صد و بيست و چهار هزار سال پيش از آنكه آسمانها و زمينها و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و دوزخ را بيافريند و قبل از آنكه آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و موسى و عيسى و داود و سليمان و ديگر از پيامبرانى كه در قرآن گفته:« وَ هَدَيْنٰاهُمْ‌ إِلىٰ‌ صِرٰاطٍ‍‌ مُسْتَقِيمٍ‌ » پايان يابد بيافريند و قبل از آنكه همه انبيا را بيافريند نور محمد را آفريد و با آن دوازده پرده آفريد.پردۀ قدرت،پردۀ عظمت،پردۀ رحمت، پردۀ سعادت،پردۀ كرامت،پردۀ منزلت،پردۀ هدايت،پردۀ نبوت،پردۀ رفعت،پردۀ هيبت،پردۀ شفاعت. بعدا خدا نور محمد را دوازده هزار سال در پردۀ قدرت نگاه داشت،او در آن مى‌گفت:پاك است پروردگار من كه برتر است.و يازده هزار سال در حجاب بزرگى نگاه داشت،و او در آن مى‌گفت:پاك است داناى راز نهان،و در پردۀ منت ده هزار سال نگاه داشت كه مى‌گفت:پاك است خدايى كه پايدار است.در پردۀ رحمت نه هزار سال نگاه داشت كه مى‌گفت:پاك است خداى بزرگ و برتر.و در پردۀ سعادت هشت هزار سال مى‌گفت:پاك است آنكه پايدار است و در كار خود پرتى ندارد.و در پردۀ كرامت هفت هزار سال مى‌گفت: پاك است،خدايى كه بى‌نياز است و نيازمند نگردد،و در پردۀ منزلت شش هزار سال مى‌گفت:پاك است پروردگار من كه با كرامت است،و در پردۀ هدايت پنج هزار سال مى‌گفت:پاك است پروردگار عرش و در پردۀ نبوت چهار هزار سال مى‌گفت:پاك است پروردگار عزت،از آنچه به نادانى وى را وصف كنند.و در پردۀ رفعت سه هزار سال مى‌گفت:پاك است خداوند ملك و ملكوت.و در پردۀ هيبت دو هزار سال مى‌گفت: پاك است خدا و به ستايش وى همدم هستم و در پردۀ شفاعت هزار سال مى‌گفت:پاك است پروردگار من كه بزرگ است و به ستايش وى مشغول هستم. بعدا خدا وى را چون نور درخشانى بر لوح پديدار كرد تا چهار هزار سال بعدا بر عرش آشكار ساخت تا هفت هزار سال تا آن را در كمر آدم نهاد و از آنجا به نوح نقل داد و از نهادى به نهادى گردانيد تا از پشت عبد اللّٰه بن عبد المطلب برآورد و شش كرامت خاص وى گردانيد:پيراهن رضا،رداء هيبت،تاج هدايت و زير جامۀ معرفت و بند آن را مهر قرار داد،نعلين خوف و عصاى منزلت بعدا خدا به وى گفت:اى محمد برو پيش مردمان و به ايشان بگوى: لا اله الا اللّٰه،محمد رسول اللّٰه. مايۀ اين جامه كه وى پوشيده بود از شش چيز فراهم شده:تنش از ياقوت و دو آستين آن از مرواريد، خشتك آن از بلور زرد و دو زير بغل آن از زبرجد و طوق آن از مرجان سرخ و يقۀ آن از نور پروردگار، به بركت اين جامۀ زيبا،توبۀ آدم را خدا پذيرفت و انگشترى سليمان را به وى بازگردانيد و يوسف را به يعقوب و يونس را از شكم ماهى رهانيد و پيامبران ديگر را از گرفتارى نجات بخشيد،اين جامه محمد بود

divider