شناسه حدیث :  ۳۱۶۰۲۲

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۸۱  

عنوان باب :   الجزء الأول باب الخمسة الصلاة على الميت خمس تكبيرات

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ جَمِيعاً عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ اَلسِّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ آدَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اِشْتَكَى فَاشْتَهَى فَاكِهَةً فَانْطَلَقَ هِبَةُ اَللَّهِ يَطْلُبُ لَهُ فَاكِهَةً فَاسْتَقْبَلَهُ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ لَهُ أَيْنَ تَذْهَبُ يَا هِبَةَ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ آدَمَ يَشْتَكِي وَ إِنَّهُ اِشْتَهَى فَاكِهَةً قَالَ لَهُ فَارْجِعْ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ قَبَضَ رُوحَهُ قَالَ فَرَجَعَ فَوَجَدَهُ قَدْ قَبَضَهُ اَللَّهُ فَغَسَّلَتْهُ اَلْمَلاَئِكَةُ ثُمَّ وُضِعَ وَ أُمِرَ هِبَةُ اَللَّهِ أَنْ يَتَقَدَّمَ وَ يُصَلِّيَ عَلَيْهِ فَتَقَدَّمَ وَ صَلَّى عَلَيْهِ وَ اَلْمَلاَئِكَةُ خَلْفَهُ وَ أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنْ يُكَبِّرَ عَلَيْهِ خَمْساً وَ أَنْ يَسُلَّهُ وَ أَنْ يُسَوِّيَ قَبْرَهُ ثُمَّ قَالَ هَكَذَا فَاصْنَعُوا بِمَوْتَاكُمْ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۲۵۴

سفيان بن سمط‍‌ گويد امام ششم فرمود آدم(عليه السّلام)بيمار شد و ميوه خواست هبة اللّٰه(شيث)رفت براى او ميوه بجويد،جبرئيل جلوش آمد به او گفت اى هبة اللّٰه كجا ميروى،گفت آدم بيمار است و ميوه خواسته،گفت برگرد خدا جان او را گرفت،گويد برگشت و ديد خدا جانش را گرفته فرشتگان او را غسل دادند و جنازه‌اش را پيش نهادند و بهبة اللّٰه دستور رسيد كه پيش بايستد و بر او نماز بخواند، پيش ايستاد و فرشتگان دنبالش بودند و بر او نماز خواند.خدا به او وحى كرد كه پنج تكبير بر او بگويد و تلقين بر او بخواند و او را در گور گذارد و گورش را با زمين برابر كند سپس فرمود با مردگان خود چنين بسازيد.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۱  ص ۴۰۹

27-سفيان بن سمط‍‌ از امام صادق(عليه السّلام)نقل مى‌كند كه فرمود:آدم بيمار شد و ميوه خواست،پسرش،هبة اللّٰه به جستجوى ميوه پرداخت،جبرئيل نزد او آمد و گفت:اى هبة اللّٰه كجا مى‌روى‌؟گفت:آدم مريض شده و ميوه مى‌خواهد،گفت:برگرد كه خداوند او را قبض روح كرد،مى‌گويد:او برگشت و ديد كه آدم از دنيا رفته است. پس فرشتگان به او غسل دادند و او را گذاشتند و به هبة اللّٰه دستور داده شد كه پيش بيفتد و بر او نماز بخواند،او پيش افتاد و بر او نماز خواند در حالى كه فرشتگان هم پشت سر او بودند و خداوند به او وحى كرد كه پنج تكبير بگويد و به آرامى دفن كند و قبر او را با زمين برابر سازد،سپس فرمود:با مردگانتان چنين كنيد.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۱  ص ۳۱۱

27-امام صادق عليه السّلام فرمود:آدم(عليه السّلام)بيمار شد و دلش ميوه‌اى خواست هبة اللّٰه(فرزندش)رفت تا ميوه‌اى بدست آورد جبرئيل‌اش پيش آمد و گفتش اى هبة اللّٰه كجا ميروى‌؟گفت:آدم از درد مينالد و ميل بميوه‌اى پيدا كرده است جبرئيل گفت:باز گرد كه خداى عز و جل جان آدم را گرفت فرمود:بازگشت و ديد خدا جانش را گرفته است فرشتگان‌اش شستند و جنازه‌اش بر زمين گذاشته شد و هبة اللّٰه مأمور شد كه جلو بايستد و نماز بر او بخواند پس هبة اللّٰه پيشاپيش فرشتگان و فرشتگان بدنبالش بر آدم نماز خواندند و خداى عز و جل بر او وحى كرد كه پنج تكبير بر جنازة بگويد و از طرف پائين با مدارا بميان قبرش بگذارند و قبر را با زمين مسطح و مساوى نمايد سپس فرمود شما نيز با مردگان خود اين چنين رفتار كنيد.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۱  ص ۲۲۷

سفيان پور سمط‍‌ گفته:امام صادق گفت:آدم بيمار شد و ميوه خواست،فرزندش شيث ملقب به هبة اللّٰه رفت براى وى ميوه بيابد،جبرئيل بدو گفت:كجا مى‌روى‌؟.گفت:براى پدر خود ميوه پيدا كنم.گفت:باز گرد كه خدا جان وى بستد.بازگشت ديد در گذشته،فرشتگان وى را شسته و جنازۀ وى را پيش نهادند و به هبة اللّٰه گفتند:پيش ايستاده بر وى نمازگزار،پيش ايستاد و فرشتگان در پى وى بايستادند و به وى نماز گزاردند،خدا به وى وحى كرد كه پنج تكبير بر وى بگويد و او را در گور نهد و گور وى را با زمين مساوى كند،آنگاه گفت:هميشه با مردگان خويش چنين كنيد.

divider