شناسه حدیث :  ۳۱۵۷۲۶

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۳۹  

عنوان باب :   الجزء الأول باب الثلاثة يحذر على الدين ثلاثة

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ اَلْهِلاَلِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: اِحْذَرُوا عَلَى دِينِكُمْ ثَلاَثَةً رَجُلاً قَرَأَ اَلْقُرْآنَ حَتَّى إِذَا رَأَيْتَ عَلَيْهِ بَهْجَتَهُ اِخْتَرَطَ سَيْفَهُ عَلَى جَارِهِ وَ رَمَاهُ بِالشِّرْكِ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَيُّهُمَا أَوْلَى بِالشِّرْكِ قَالَ اَلرَّامِي وَ رَجُلاً اِسْتَخَفَّتْهُ اَلْأَحَادِيثُ كُلَّمَا أُحْدِثَتْ أُحْدُوثَةُ كَذِبٍ مَدَّهَا بِأَطْوَلَ مِنْهَا وَ رَجُلاً آتَاهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سُلْطَاناً فَزَعَمَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اَللَّهِ وَ مَعْصِيَتَهُ مَعْصِيَةُ اَللَّهِ وَ كَذَبَ لِأَنَّهُ لاَ طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اَلْخَالِقِ لاَ يَنْبَغِي لِلْمَخْلُوقِ أَنْ يَكُونَ حُبُّهُ لِمَعْصِيَةِ اَللَّهِ فَلاَ طَاعَةَ فِي مَعْصِيَتِهِ وَ لاَ طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اَللَّهَ إِنَّمَا اَلطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلاَةِ اَلْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ اَلرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لاَ يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي اَلْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لاَ يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۴۹

سليم بن قيس هلالى گويد از امام اول شنيدم ميفرمود بترسيد بر دين از سه كس شخصى كه قرآن را ياد گرفته،چون نور قرآن را بروى جبين وى ديدى شمشير بروى همسايه‌اش كشد و او را بشرك متهم كند،عرضكردم يا امير المؤمنين كداميك بشرك سزاوارترند؟ فرمود آنكه تهمت زده و شخصى كه امور تازه در آمد او را برانگيزد و هر گاه بدعت دروغى رخ دهد آن را بدعتى قويتر كمك دهد و شخصى كه خداوند عز و جل سلطنتى باو بخشيده پس گمان كرده كه طاعت او اطاعت خداى عز و جل و مخالفت او مخالفت خداى عز و جل است و دروغ ميگويد زيرا در معصيت خدا هيچ مخلوقى حق اطاعت ندارد. مخلوق نبايد علاقه بنافرمانى خدا داشته باشد اطاعت در معصيت خدا نيست گنهكار حق اطاعت ندارد،همانا فرمان خدا و رسول و جانشينان پيغمبر را بايد برد.همانا خداوند دستور فرمان‌بردارى رسول را داده براى اينكه معصوم و پاك است و هرگز امر بمعصيت خدا نميكند و همانا دستور فرمان بردارى امامان را داده براى آنكه آنها هم معصوم و پاك‌اند و امر به معصيت نميكنند.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۱  ص ۲۱۳

158-سليمة بن قيس هلالى مى‌گويد:از امير المؤمنين(عليه السّلام)شنيدم كه مى‌فرمود: در بارۀ دينتان از سه كس بر حذر باشيد:مردى كه قرآن مى‌خواند تا در او شادمانى از قرائت را ديدى،شمشير خود را بر همسايه‌اش مى‌كشد و او را متهم به شرك مى‌كند. گفتم:يا امير المؤمنين!كدام يك از اين دو اولى به شرك هستند؟فرمود:آن كس كه متهم مى‌كند،و مردى كه بدعت‌هاى نو درآمد او را خوار كرده به گونه‌اى كه هر گاه بدعت جديد دروغين حادث شود آن را بيشتر از آنچه هست كش مى‌دهد.مردى كه خداوند به او قدرت داده و گمان كرده كه اطاعت از او همان اطاعت از خداست و نافرمانى او نافرمانى خداست،ولى او دروغ مى‌گويد،زيرا كه در معصيت خدا اطاعت از هيچ مخلوقى روا نيست،هيچ مخلوقى نبايد معصيت خدا را دوست داشته باشد،پس اطاعت در معصيت خداوند جايز نيست و كسى كه خدا را نافرمانى مى‌كند نبايد از او اطاعت كرد،همانا اطاعت مخصوص خداوند و پيامبرانش و اولى الامر است،اينكه خداوند به اطاعت از پيامبر فرمان داده،براى آن است كه او معصوم و پاك است،هرگز به معصيت خدا فرمان نمى‌دهد و اينكه به اطاعت از اولى الامر فرمان داده براى آن است كه آنها نيز معصوم و پاك هستند و هرگز به معصيت خدا فرمان نمى‌دهند.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۱  ص ۱۵۷

158-سليم بن قيس هلالى گويد:شنيدم امير المؤمنين على عليه السّلام ميفرمود:از سه كس بر دين خودتان بترسيد!مرديكه قرآن را فرا گرفته(و بعلوم قرآن آشنا شده است)همين كه نشاط‍‌ و خرمى بر چهره‌اش نشست(و موقعيت اجتماعى بدست آورد)شمشيرش را بروى همسايۀ خود كشيده و او را هدف تير تهمت شرك قرار دهد گفتم:يا امير المؤمنين كداميك بشرك سزاوارترند؟فرمود:آنكه تير تهمت زده است،و مرديكه بازيچۀ جريانات روز گردد و هر افسانۀ دروغين كه ساخته شود او دنباله‌اش را درازتر بكشد و مرديكه خدايش عز و جل قدرتى بدست او داده باشد و او گمان كند كه فرمان بردارى او فرمان برى از خدا است و سرپيچى از فرمانش سرپيچى از فرمان خدا در صورتى كه چنين نيست زيرا در راه معصيت خدا از هيچ مخلوقى نبايد اطاعت كرد و مخلوق را نزيبد كه دلبند گناه گردد پس نه در راه معصيت الهى بايد از كسى فرمان برد و نه بفرمان شخص گنهكار بايستى در آمد و فقط‍‌ مى‌بايست از خداوند و پيغمبرش و جانشينان او فرمان برد و اينكه خداوند دستور فرموده است:فقط‍‌ از دستورات پيغمبر اطاعت شود براى اين است كه پيغمبر معصوم است و پاك و بنافرمانى خداوند دستور نميدهد و اينكه فقط‍‌ به اطاعت جانشينان پيغمبر امر فرموده است براى اين است كه آنان نيز معصومند و پاك و امر بگناه نميكنند.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۱  ص ۱۱۱

-سليم پور قيس هلالى گفته:از امام على ابن ابى طالب شنيدم كه مى‌گفت:بر دين از سه كس بترسيد:آنكه قرآن را فرا گرفته.چون نور قرآن كريم را بر روى او بينى شمشير بر روى همسايه‌اش كشد و او را به بهانه مشرك بودن به قتل رساند.گفتم يا امير المؤمنين كدام از اين دو به شرك سزاوارتراند؟.گفت:آنكه تهمت زده و آنكه كارهاى تازه او را تهييج كند و اگر بدعتى پديد آمد آن را به بدعتى نيرومندتر يارى كند و آنكه خدا به او پادشاهى داده پس او فرمانبردارى خود را فرمان بردارى خدا و مخالفت خود را مخالفت با خدا گمان كند اين چنين كس دروغ زن باشد چون هيچ آفريده‌يى حق فرمان بردارى از او ندارد. مردمان نبايد گرايش به سركشى از فرمان خدا نشان دهند،مردم بايد فرمان بردارى از خدا و پيامبر وى و خلفاى او داشته باشند و خدا اجازۀ فرمان بردارى پيامبر خود را داده چون كه او از سوى خدا برانگيخته شده است.و هرگز به معصيت خدا فرمان ندهد و دستور فرمان بردارى پيشوايان را داده چون ايشان پاك‌اند و دستور به نافرمانى از خدا نمى‌دهند.

divider