شناسه حدیث :  ۳۱۵۶۸۲

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۲۲  

عنوان باب :   الجزء الأول باب الثلاثة خلق الله عز و جل العبد في ثلاثة أحوال من أمره

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ قَالَ حَدَّثَنِي حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : كَانَ فِيمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ اِبْنَهُ أَنْ قَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ لِيَعْتَبِرْ مَنْ قَصُرَ يَقِينُهُ وَ ضَعُفَتْ نِيَّتُهُ فِي طَلَبِ اَلرِّزْقِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَهُ فِي ثَلاَثَةِ أَحْوَالٍ مِنْ أَمْرِهِ وَ آتَاهُ رِزْقَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي وَاحِدَةٍ مِنْهَا كَسْبٌ وَ لاَ حِيلَةٌ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَيَرْزُقُهُ فِي اَلْحَالِ اَلرَّابِعَةِ أَمَّا أَوَّلُ ذَلِكَ فَإِنَّهُ كَانَ فِي رَحِمِ أُمِّهِ يَرْزُقُهُ هُنَاكَ فِي قَرٰارٍ مَكِينٍ حَيْثُ لاَ يُؤْذِيهِ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ يَكْفِيهِ بِهِ وَ يُرَبِّيهِ وَ يَنْعَشُهُ مِنْ غَيْرِ حَوْلٍ بِهِ وَ لاَ قُوَّةٍ ثُمَّ فُطِمَ مِنْ ذَلِكَ فَأَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ كَسْبِ أَبَوَيْهِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ لَهُ مِنْ قُلُوبِهِمَا لاَ يَمْلِكَانِ غَيْرَ ذَلِكَ حَتَّى إِنَّهُمَا يُؤْثِرَانِهِ عَلَى أَنْفُسِهِمَا فِي أَحْوَالٍ كَثِيرَةٍ حَتَّى إِذَا كَبِرَ وَ عَقَلَ وَ اِكْتَسَبَ لِنَفْسِهِ ضَاقَ بِهِ أَمْرُهُ وَ ظَنَّ اَلظُّنُونَ بِرَبِّهِ وَ جَحَدَ اَلْحُقُوقَ فِي مَالِهِ وَ قَتَّرَ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ مَخَافَةَ إِقْتَارِ رِزْقٍ وَ سُوءِ يَقِينٍ بِالْخَلَفِ مِنَ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي اَلْعَاجِلِ وَ اَلْآجِلِ فَبِئْسَ اَلْعَبْدُ هَذَا يَا بُنَيَّ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۱۳۷

امام اول فرمود در ضمن پندهائى كه لقمان بپسرش ميداد اين بود كه باو گفت اى پسر جانم كسى كه عقيده‌اش در موضوع روزى ناقص و ايمانش سست است از اينجا عبرت گيرد كه خداى تبارك و تعالى در سه حالت بجاى او كارش را انجام داده و روزى او را رسانيده با اينكه در هيچ كدام از اين حالات قدرت كسب و چاره اى نداشته و بداند كه خداى تبارك و تعالى در حالت چهارم نيز محققا او را روزى ميدهد اول اين حالات در رحم مادر است كه او را در جاى محكمى محفوظ‍‌ از سرما و گرما روزى داده سپس او را از آن جا بيرون آورده و از شير مادر روزى او را روان كرده همان شير مادر كفايت او را ميكند و او را ميپروراند و نيرومند ميكند بى‌آنكه تاب و توانى داشته باشد،سپس از شير بريده شود و از كسب پدر و مادرش روزى او را حواله كرده و باندازه‌اى دل آنها را بر او مهربان و پر محبت نموده كه در مقام او بى‌اختيارند و در بسيارى از احوال او را بر خود مقدم ميدارند و چون بزرگ و خردمند گرديد و براى خود دست بكسب زد كارش بر او دشوار آيد و بخداوند بدگمان شود و حقوق الهى را در مال خود انكار كند و بر خود و عيال خود تنگ گيرد از ترس كم آمدن روزى و از بدگمانى بخدا و سستى عقيده و ايمان باينكه خدا در دنيا و آخرت باو عوض ميدهد اى پسر جان اين گونه بنده بنده ايست.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۱  ص ۱۸۹

114-حمّاد بن عيسى از امام صادق(عليه السّلام)نقل مى‌كند كه امير المؤمنين(عليه السّلام)فرمود:در موعظه‌هاى لقمان به پسرش آمده است كه گفت:فرزندم!بايد كسى كه يقين او اندك و نيّت او در طلب روزى ضعيف است،عبرت بگيرد،همانا خداوند او را در سه حالت از سوى خود سامان داده و روزيش را عطا فرموده،در حالى كه در هيچ يك از آن حالت‌ها او نه كسبى و نه چاره‌اى داشت و خداوند او را در حالت چهارم نيز روزى مى‌دهد،اما اولين حالت هنگامى بود كه او در شكم مادر بود و خداوند او را در اين قرارگاه آرام كه گرما و سرما اذيتش نمى‌كرد روزى مى‌داد،سپس او را از آنجا بيرون آورد و از شير مادر براى او روزى قرار داد كه او را كفايت مى‌كرد و پرورش مى‌داد و در امان بود بدون آنكه تاب و توانى داشته باشد،آنگاه او را از شير باز كرد و براى او از كسب و كار پدر و مادرش روزى قرار داد و دل‌هاى آنان به او با محبت و مهربان بود به گونه‌اى كه نمى‌توانستند جز اين را انجام دهند،تا جايى كه آنها در بسيارى از موارد او را از خودشان مقدم مى‌داشتند،تا اينكه وقتى بزرگ و خردمند شد و براى خود كسبى فراهم كرد،كارش بر او تنگ شد و در بارۀ پروردگارش گمان‌ها كرد و حقوق الهى را در مال خودش انكار نمود و بر خود و خانواده‌اش تنگ گرفت و اين از ترس تنگ شدن روزى و به سبب نداشتن يقين كافى به اينكه خداوند در دنيا و آخرت به او عوض خواهد داد،صورت گرفت،پس چه بد بنده‌اى است اين بنده،فرزندم.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۱  ص ۱۳۸

114-امير المؤمنين(عليه السّلام)فرمود:از جمله پندهائى كه لقمان بر فرزندش ميداد اين بود:كه گفتش جان فرزند آنكه در بارۀ روزى پايۀ يقينش كوتاه و ايمانش ضعيف است بايد قياس كند كه خداى تبارك و تعالى او را در سه حال مختلف آفريد و در همه روزيش را داد در صورتى كه بهيچ يك از آن حالات نه كسبى داشت و نه راه چاره‌اى و مسلما خداوند در حالت چهارم نيز روزيش خواهد بخشيد اولين حال شكم،مادر بود كه خدايش در آن جايگاه محكم و محفوظ‍‌ از گرما و سرما روزى رساند سپس از آن جايگاه بيرونش آورد و روزى او را از رهگذر شير مادر كه غذاى كافى و پرورش ده و نيرو بخش بود تأمين نمود بى‌آنكه بنده تاب و توانى به چنين كار داشته باشد سپس از شير بازش گرفت و روزيش را از كسب پدر و مادرش تأمين فرمود و آن چنان دل پدر و مادر را نسبت باو مهربان و كانون محبت كرد كه در اين زمينه بى‌اختيار بودند تا آن حد كه غالبا فرزند را بر خودشان مقدم ميداشتند همين كه بزرگ شد و عاقل شد و مشغول كسب گرديد عرصۀ كار بر او تنگ شد و بخدا گمانهاى بد برد و حقوق الهى را كه در مالش بود انكار نمود و بر خود و عيال خود تنگ گرفت كه مبادا روزيش كم شود و يا خداوند از وعده‌هائى كه در دنيا و آخرت باو داده است مخالفت ورزد پسر جانم چه بد بنده‌اى است اين چنين بنده.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۱  ص ۹۷

-جناب على(عليه السّلام) گفته:«ميان پندهايى كه لقمان به فرزند خود مى‌گفته اين است كه به او مى‌گفته:«اى فرزند آنكه باورش در بارۀ روزى ناقص و كوشش سست باشد از اين جا پند گيرد كه خداى بزرگ در سه حال به جاى او كارش را ساخته و روزى وى را رسانده در حالى كه در هيچ يك از احوال توانايى جستجوى و چاره‌يى نداشته البته خدا در حالت چهارم نيز او را فراموش نمى‌كند و روزى او را مى‌دهد. نخستين اين احوال در زهدان مادر بود كه وى را در جايگاهى استوار نگاهدارى از سردى و گرمى كرد و رزق داد بعدا او را از آنجا بيرون آورد و از شير مادر روزى داد تا آنكه توانا و برومند گرديد. بعدا از شير گرفته شد و از دست رنج پدر و مادر او را روزى داده و دل ايشان را بر وى مهربان گردانيد چنان كه در كارها و خوراك و پوشاك او را بر خويشتن برتر دارند.و چون باليده و خردمند گرديد براى زندگى و ارتزاق پى كار رود و چون در تلاش كوتاهى كند به خداى خويش در روزى رسانيدن بد گمان گردد و از بيم تنگى روزى و در آمد بر خود و همسر خويش تنك گيرد چنين بنده‌يى بد بنده‌يى باشد».

divider