شناسه حدیث :  ۳۱۵۵۰۵

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۱  ,  صفحه۵۳  

عنوان باب :   الجزء الأول باب الاثنين الإيمان قول و عمل

معصوم :   امام رضا (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَعْقِلٍ اَلْقِرْمِيسِينِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ طَاهِرٍ قَالَ: كُنْتُ وَاقِفاً عَلَى أَبِي وَ عِنْدَهُ أَبُو اَلصَّلْتِ اَلْهَرَوِيُّ وَ إِسْحَاقُ بْنُ رَاهَوَيْهِ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْبَلٍ فَقَالَ أَبِي لِيُحَدِّثْنِي كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِحَدِيثٍ فَقَالَ أَبُو اَلصَّلْتِ اَلْهَرَوِيُّ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى اَلرِّضَا وَ كَانَ وَ اَللَّهِ رِضًى كَمَا سُمِّيَ عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْإِيمَانُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ فَلَمَّا خَرَجْنَا قَالَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْبَلٍ مَا هَذَا اَلْإِسْنَادُ فَقَالَ لَهُ أَبِي هَذَا سَعُوطُ اَلْمَجَانِينِ إِذَا سُعِطَ بِهِ اَلْمَجْنُونُ أَفَاقَ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۹۲

محمد بن عبد اللّٰه بن طاهر گويد حضور پدرم ايستاده بودم ابو صلت هروى.اسحق بن راهويه و احمد بن حنبل هم حضور او بودند،پدرم بآنها گفت هر كدام حديثى براى من نقل كنيد،ابو صلت هروى گفت على بن موسى الرضا كه چنانچه نام او هست مورد رضايت خدا بود مرا حديث كرد از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على«عليهم السّلام»گفت رسول خدا فرمود ايمان گفتار است و كردار.و چون بيرون شديم احمد بن محمد بن حنبل گفت اين چه سلسله سندى هست‌؟پدرم در جوابش گفت اين داروى ديوانه‌ها است وقتى در دماغ ديوانگان داخل كنند بهوش مى‌آيند.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۱  ص ۸۷

68-محمد بن عبد اللّٰه بن طاهر مى‌گويد:نزد پدرم بودم و ابو صلت هروى و اسحاق بن راهويه و حمد بن محمد بن حنبل پيش او بودند،پدرم گفت:هر يك از شما حديثى را نقل كند.ابو صلت هروى گفت:على بن موسى الرضا(عليه السّلام) -كه به خدا سوگند همان گونه كه ناميده شده اهل رضا بود-به من نقل كرد،از پدرش موسى بن جعفر و او از پدرش جعفر بن محمد و او از پدرش محمد بن على و او از پدرش على بن الحسين و او از پدرش حسين بن على و او از پدرش على(عليه السّلام)كه گفت: پيامبر خدا(صلّى الله عليه و آله)فرمود:ايمان قول است و عمل.چون از آنجا بيرون آمديم،احمد بن حنبل گفت:اين چه سلسله سندى است‌؟پدرم به او گفت:اين داروى ديوانگان است، چون ديوانه با آن درمان شود،خوب مى‌شود.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۱  ص ۶۱

68-محمد بن عبد اللّٰه بن طاهر گويد:نزد پدرم ايستاده بودم و ابو الصلت هروى و اسحق بن راهويه و احمد بن محمد بن حنبل نيز حضور داشتند پدرم گفت:هر يك از شما حديثى براى من نقل كند، ابو الصلت هروى گفت:على بن موسى الرضا كه بخدا قسم رضا و پسنديده بود و درست نامگذارى شده بود حديث كرد مرا از پدرش موسى بن جعفر(عليهما السّلام)و او از پدرش جعفر بن محمد و او از پدرش محمد بن على(عليه السّلام)و او از پدرش حسين بن على(عليهما السّلام)و او از پدرش على(عليه السّلام)كه على گفت:رسول خدا(صلّى الله عليه و آله) فرمود:ايمان گفتار است با كردار،چون از نزد پدرم بيرون شديم احمد بن محمد بن حنبل گفت: اين سلسلۀ سند چه بود؟پدرم در جوابش گفت:اين سند،داروى ديوانگان است كه اگر ديوانه از آن استفاده كند دردش بدرمان خواهد رسيد.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۱  ص ۴۱

-محمد پور عبد اللّٰه پور طاهر گفته:پيش پدرم بودم در آن مجلس ابو صلت هروى و اسحاق بن راهويه و احمد بن حنبل حاضر بودند،پدرم به ايشان گفت: هر يك از شما براى من حديثى نقل كنيد،ابو صلت هروى گفت:از امام على بن موسى الرضا(به خدا سوگند رضا بود چنان كه نامش)،مرا روايت كرد از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على از پدرش على كه گفت:«از رسول اكرم شنيدم كه گفت:«ايمان گفتار و كردار است»،چون بيرون رفتيم،احمد بن حنبل پرسيد اين چه سلسله سندى بود؟پدرم در پاسخش گفت:«اين داروى ديوانگان است،هنگامى كه در بينى ايشان ريزند از ديوانگى به هوش آيند».

divider