شناسه حدیث :  ۳۱۵۴۳۸

  |  

نشانی :  الخصال  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۳  

عنوان باب :   الجزء الأول باب الاثنين معرفة التوحيد بخصلتين

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ اَلْفَامِيُّ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُمَا قَالاَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ بُطَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّ رَجُلاً قَامَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِمَا عَرَفْتَ رَبَّكَ قَالَ بِفَسْخِ اَلْعَزْمِ وَ نَقْضِ اَلْهَمِّ لَمَّا أَنْ هَمَمْتُ فَحَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَ هَمِّي وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ اَلْقَضَاءُ عَزْمِي فَعَلِمْتُ أَنَّ اَلْمُدَبِّرَ غَيْرِي قَالَ فَبِمَا ذَا شَكَرْتَ نَعْمَاهُ قَالَ نَظَرْتُ إِلَى بَلاَءٍ قَدْ صَرَفَهُ عَنِّي وَ أَبْلَى بِهِ غَيْرِي فَعَلِمْتُ أَنَّهُ قَدْ أَنْعَمَ عَلَيَّ فَشَكَرْتُهُ قَالَ فَبِمَا ذَا أَحْبَبْتَ لِقَاءَهُ قَالَ لَمَّا رَأَيْتُهُ قَدِ اِخْتَارَ لِي دِينَ مَلاَئِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ أَنْبِيَائِهِ عَلِمْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَكْرَمَنِي بِهَذَا لَيْسَ يَنْسَانِي فَأَحْبَبْتُ لِقَاءَهُ .
زبان ترجمه:

الخصال / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۷۹

از امام ششم روايت شده كه فرمود شنيدم از پدرم كه از پدرش نقل ميكرد مردى حضور امير المؤمنين ايستاد و عرضكرد يا امير المؤمنين بچه دليل خداى خود را شناختى فرمود بفسخ عزيمت و شكست همت،چون كه گاهى همت گماشتم بر امرى و ميان من و مقصودم حاصل شد و تصميم گرفتم و قضاء با تصميم مخالفت كرد،از اينجا دانستم تدبير بدست ديگرى است،عرضكرد چگونه نعمت او را شكر كردى،فرمود نگاه كردم ببلاى او كه از من دور كرد،و دچار ديگرى نمود از اين جا دانستم كه بمن نعمت بخشوده و او را شكر ميكنم،عرضكرد از چه رو ملاقات وى را دوست دارى فرمود چون ديدم فرشتگان و پيغمبران و انبياء خود را بمن ارزانى داشته دانستم كسى كه باين دين مقدس مرا گرامى داشته هرگز فراموشم نكند پس ملاقات او را دوست داشتم.

divider

الخصال / ترجمه جعفری ;  ج ۱  ص ۵۷

1-هشام بن سالم گفت:امام صادق(عليه السّلام)فرمود:از پدرم شنيدم و او از پدرش شنيد كه مردى نزد امير المؤمنين(عليه السّلام)از جاى برخاست و به او گفت:يا امير المؤمنين! پروردگارت را با چه چيزى شناختى‌؟ فرمود:با به هم خوردن عزم و اراده و شكسته شدن همّت،هر گاه كه چيزى را قصد كردم،خدا ميان من و قصدم حايل شد و من چيزى را اراده كردم ولى قضاى الهى با آن مخالفت نمود،پس دانستم كه سامان دهندۀ كارها كسى غير از من است.آن شخص گفت:چگونه سپاس نعمت‌هاى خدا را به جاى آوردى‌؟فرمود:به بلايى توجه كردم كه از من دور كرده و ديگرى را به آن مبتلا ساخته است،پس دانستم كه به من نعمت داده و سپاسگزارى كردم.آن شخص گفت:براى چه ملاقات او را دوست دارى‌؟ فرمود:وقتى ديدم كه او دين فرشتگان و پيامبران و انبياى خود را براى من برگزيده،دانستم كه كسى كه مرا اين گونه گرامى داشته،مرا فراموش نمى‌كند،پس ملاقات او را دوست داشتم.

divider

الخصال / ترجمه فهری ;  ج ۱  ص ۳۷

1-امام صادق عليه السّلام فرمود:از پدرم شنيدم كه از پدرش بازگو ميكرد:كه در محضر امير- المؤمنين عليه السّلام مردى برخاست و گفت:يا امير المؤمنين پروردگارت را بچه وسيله شناختى‌؟فرمود: بوسيلۀ بهم خوردن تصميم و شكستن همت كه چون بكارى همت گماشتم ميان من و كار مورد علاقه‌ام فاصله ايجاد شد و چون تصميم گرفتم قضاى الهى بر خلاف تصميم من جارى گرديد دانستم كه تدبير ديگرى در كار است عرض كرد:بچه جهت نعمت‌هاى خداوند را شكرگزارى‌؟فرمود:در بلاهائى كه از من باز داشته و ديگرى را بآن مبتلا ساخته خوب دقت كردم دانستم كه خداوند بر من انعام فرموده سپاسگزارش گشتم، عرض كرد:از چه رو خدا را دوست دارى‌؟فرمود:از اين رو كه آئين فرشتگان و فرستادگان و پيغمبران خود را براى من برگزيد دانستم كسى كه مرا اين چنين گرامى ميدارد فراموشم نخواهد كرد و بهمين جهت دوستدار ديدارش گشتم.

divider

الخصال / ترجمه مدرس گیلانی ;  ج ۱  ص ۲۵

-از امام صادق(عليه السّلام)روايت شده كه گفت:شنيدم كه از پدر خود نقل كرد كه مردى از امير المؤمنين على پرسيد خداى را به چه شناختى‌؟ گفت:به تغيير عزيمت و تبديل همت.زيرا گاهى قصد امرى كردم او ميان من و كار من جدايى افكند. در كارها مصمم شدم اما قضا با تصميم من مخالفت كرد،از اين جهت دانستم كارها به دست ديگريست. انورى اين را به شعر گفته: اگر محول حال جهانيان نه قضاست#چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست‌؟. بلى،قضاست به هر نيك و بد عنان كش خلق#بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطاست. آنگاه پرسيد چگونه نعمت ويرا سپاس گويى‌؟در پاسخ گفت:ديدم مرا از گرفتارى دور كرد و ديگرى را گرفتار كرد.از اين روى دانستم كه به من لطف داشته و نعمت ارزانى كرد از اين سبب ويرا سپاس گفتم.دوباره پرسيد چرا ديدار وى را دوست دارى‌؟در جواب گفت:چون ديدم فرشتگان و پيامبران خود را براى راهنمايى من آماده داشته كسى كه اين همه لطف به من دارد هرگز مرا فراموش نخواهد كرد از اين رو ديدار ويرا خواهانم.

divider