شناسه حدیث :  ۳۱۴۶۵۳

  |  

نشانی :  الخرائج و الجرائح  ,  جلد۲  ,  صفحه۷۰۹  

عنوان باب :   الجزء الثاني الباب الخامس عشر في الدلالات و البراهين على صحة إمامة الاثني عشر [إماما] عليهم السّلام

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

وَ مِنْهَا: مَا رُوِيَ : أَنَّ رَجُلاً دَخَلَ عَلَى اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ شَكَا إِلَيْهِ فَاقَتَهُ. فَقَالَ لَهُ طِبْ نَفْساً فَإِنَّ اَللَّهَ يُسَهِّلُ اَلْأَمْرَ فَخَرَجَ اَلرَّجُلُ فَرَأَى فِي طَرِيقِهِ هِمْيَاناً فِيهِ سَبْعُمِائَةِ دِينَارٍ فَأَخَذَهَا وَ اِنْصَرَفَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ حَدَّثَهُ بِمَا وَجَدَ. فَقَالَ لَهُ اُخْرُجْ وَ نَادِ عَلَيْهِ سَنَةً لَعَلَّكَ تَظْفَرُ بِصَاحِبِهِ فَخَرَجَ اَلرَّجُلُ وَ قَالَ لاَ أُنَادِي فِي اَلْأَسْوَاقِ وَ فِي مَجْمَعِ اَلنَّاسِ وَ خَرَجَ إِلَى سِكَّةٍ فِي آخِرِ اَلْبَلَدِ وَ قَالَ مَنْ ضَاعَ لَهُ شَيْءٌ فَإِذَا رَجُلٌ كَأَنَّهُ مَيِّتٌ فِي جَانِبٍ قَالَ لَهُ ذَهَبَ مِنِّي سَبْعُمِائَةِ دِينَارٍ فِي شَيْءِ كَذَا وَ كَذَا قَالَ مَعِي ذَلِكَ فَلَمَّا رَآهُ وَ كَانَ مَعَهُ مِيزَانٌ فَقَالَ لاَ تَخْرُجُ فَوَزَنَهَا فَكَانَ كَمَا كَانَ لَمْ تَنْقُصْ فَأَخَذَ مِنْهَا سَبْعِينَ دِينَاراً وَ أَعْطَاهَا اَلرَّجُلَ. فَأَخَذَهَا وَ خَرَجَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمَّا رَآهُ تَبَسَّمَ وَ قَالَ يَا هَذِهِ هَاتِي اَلصُّرَّةَ فَأَتَتْ بِهَا فَقَالَ هَذِهِ ثَلاَثُونَ وَ قَدْ أَخَذْتَ سَبْعِينَ مِنَ اَلرَّجُلِ وَ سَبْعُونَ حَلاَلاً خَيْرٌ مِنْ سَبْعِمِائَةِ حَرَامٍ .
زبان ترجمه:

جلوههای اعجاز معصومین علیهم السلام ;  ج ۱  ص ۵۰۹

2-باز روايت شده مردى خدمت امام صادق-عليه السّلام-رسيد و از تنگدستى شكايت كرد، حضرت فرمود: خوشحال باش كه خداوند مشكل تو را حل مى‌كند. آن مرد بيرون آمد و در راه هميانى را ديد كه در آن هفتصد دينار بود. آن را برداشت و به خانۀ امام برگشت و جريان پيدا كردن هميان را به امام عرض نمود. امام-عليه السّلام-فرمود: آن را بيرون ببر و يك سال اعلام كن، شايد صاحبش را بيابى. آن مرد رفت و گفت: در بازار و محل تجمع مردم اعلام نمى‌كنم و به كوچه‌اى در آخر شهر رفت و گفت: چه كسى پولى گم كرده‌؟ مردى كه مانند مرده بود از يك طرف بلند شد و به او گفت: من هفتصد دينار در كيسه‌اى اين چنين گم كرده‌ام. آن مرد گفت: آن پيش من است. وقتى كه آن را ديد ترازويى داشت و گفت: بيرون نياور. آن را وزن كرد اصلا كم نشده بود. هفتاد دينار برداشت و به مرد يابنده داد. آن مرد گرفت و نزد امام صادق-عليه السّلام-آمد. وقتى كه حضرت او را ديد لبخندى زد و فرمود: اى كنيز! كيسه را بياور. پس كنيز كيسه را آورد، آنگاه حضرت فرمود: اين سى دينار است و هفتاد دينار را هم از آن مرد گرفتى. و هفتاد دينار حلال، بهتر از هفتصد دينار حرام است .

divider