شناسه حدیث :  ۳۱۴۲۸۷

  |  

نشانی :  الخرائج و الجرائح  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۴۰  

عنوان باب :   الجزء الأول الباب التاسع في معجزات الإمام المظلوم المسموم علي بن موسى الرضا عليه السّلام

معصوم :   امام رضا (علیه السلام)

وَ مِنْهَا: مَا قَالَ أَبُو إِسْمَاعِيلَ اَلسِّنْدِيُّ : سَمِعْتُ بِالسِّنْدِ أَنَّ لِلَّهِ فِي اَلْعَرَبِ حُجَّةً فَخَرَجْتُ مِنْهَا فِي اَلطَّلَبِ فَدُلِلْتُ عَلَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَصَدْتُهُ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ أَنَا لاَ أُحْسِنُ مِنَ اَلْعَرَبِيَّةِ كَلِمَةً. فَسَلَّمْتُ بِالسِّنْدِيَّةِ فَرَدَّ عَلَيَّ بِلُغَتِي فَجَعَلْتُ أُكَلِّمُهُ بِالسِّنْدِيَّةِ وَ هُوَ يُجِيبُنِي بِالسِّنْدِيَّةِ فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي سَمِعْتُ بِالسِّنْدِ أَنَّ لِلَّهِ حُجَّةً فِي اَلْعَرَبِ فَخَرَجْتُ فِي اَلطَّلَبِ فَقَالَ بِلُغَتِي نَعَمْ أَنَا هُوَ ثُمَّ قَالَ فَسَلْ عَمَّا تُرِيدُ. فَسَأَلْتُهُ عَمَّا أَرَدْتُهُ فَلَمَّا أَرَدْتُ اَلْقِيَامَ مِنْ عِنْدِهِ قُلْتُ إِنِّي لاَ أُحْسِنُ مِنَ اَلْعَرَبِيَّةِ شَيْئاً فَادْعُ اَللَّهَ أَنْ يُلْهِمَنِيهَا لِأَتَكَلَّمَ بِهَا مَعَ أَهْلِهَا. فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى شَفَتِي فَتَكَلَّمْتُ بِالْعَرَبِيَّةِ مِنْ وَقْتِي .
زبان ترجمه:

جلوههای اعجاز معصومین علیهم السلام ;  ج ۱  ص ۲۶۹

5-ابو اسماعيل سندى مى‌گويد: در سند بودم كه شنيدم براى خداوند در ميان عربها حجتى هست. از وطن خود خارج شدم و در طلب او، سختى سفر را بر خود هموار نمودم. تا اينكه امام رضا-عليه السّلام-را به من معرفى كردند. بر او وارد شدم در حالى كه حتى يك كلمه هم نمى‌توانستم عربى حرف بزنم. لذا به زبان خودم به حضرت سلام كردم. او نيز به زبان من، جواب سلامم را داد من با زبان سندى (هندى) حرف مى‌زدم و او نيز جوابم را با همان زبان مى‌داد. گفتم: در سند شنيدم كه براى خداوند در ميان عربها حجتى هست لذا براى پيدا كردن او آمده‌ام. فرمود: آرى، من همان هستم. هر سؤالى دارى بپرس و هر چه خواهى طلب كن. من نيز از او هر چه مى‌خواستم پرسيدم. وقتى كه برخاستم تا بروم، عرض كردم: من عربى نمى‌دانم دعا بفرما تا خداوند قدرت تكلّم به زبان عربى را به من الهام كند تا با عربها بتوانم صحبت كنم. پس آن حضرت دست شريفش را بر لبانم كشيد. از همان وقت، توانستم به خوبى عربى صحبت كنم .

divider