شناسه حدیث :  ۳۱۴۰۹۸

  |  

نشانی :  الخرائج و الجرائح  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۶۷  

عنوان باب :   الجزء الأول الباب الأول في معجزات نبينا محمد صلّى اللّه عليه و آله [فصل طائفة من الأخبار في فدك]

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

وَ مِنْهَا: أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمَّا بَعَثَ سَرِيَّةَ ذَاتِ اَلسَّلاَسِلِ عَقَدَ اَلرَّايَةَ وَ سَارَ بِهَا أَبُو بَكْرٍ حَتَّى إِذَا صَارَ بِهَا بِقُرْبِ اَلْمُشْرِكِينَ اِتَّصَلَ بِهِمْ خَبَرُهُمْ فَتَحَرَّزُوا وَ لَمْ يَصِلِ اَلْمُسْلِمُونَ إِلَيْهِمْ. فَأَخَذَهَا عُمَرُ وَ خَرَجَ مَعَ اَلسَّرِيَّةِ فَاتَّصَلَ بِهِمْ خَبَرُهُمْ فَتَحَرَّزُوا وَ لَمْ يَصِلِ اَلْمُسْلِمُونَ إِلَيْهِمْ. فَأَخَذَ اَلرَّايَةَ عَمْرُو بْنُ اَلْعَاصِ فَخَرَجَ مَعَ اَلسَّرِيَّةِ وَ اِنْهَزَمُوا أَيْضاً. فَعَقَدَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلرَّايَةَ لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ ضَمَّهُمْ إِلَيْهِ وَ مَنْ كَانَ فِي تِلْكَ اَلسَّرِيَّةِ. وَ كَانَ اَلْمُشْرِكُونَ قَدْ أَقَامُوا رُقَبَاءَ عَلَى جِبَالِهِمْ يَنْظُرُونَ إِلَى كُلِّ عَسْكَرٍ يَخْرُجُ إِلَيْهِمْ مِنَ اَلْمَدِينَةِ عَلَى اَلْجَادَّةِ فَيَأْخُذُونَ حِذْرَهُمْ وَ اِسْتِعْدَادَهُمْ. فَلَمَّا خَرَجَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ تَرَكَ اَلْجَادَّةَ وَ أَخَذَ بِالسَّرِيَّةِ فِي اَلْأَوْدِيَةِ بَيْنَ اَلْجِبَالِ. فَلَمَّا رَأَى عَمْرُو بْنُ اَلْعَاصِ قَدْ فَعَلَ عَلِيٌّ ذَلِكَ عَلِمَ أَنَّهُ سَيَظْفَرُ بِهِمْ فَحَسَدَهُ فَقَالَ لِأَبِي بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ وُجُوهِ اَلسَّرِيَّةِ إِنَّ عَلِيّاً رَجُلٌ غِرٌّ لاَ خِبْرَةَ لَهُ بِهَذِهِ اَلْمَسَالِكِ وَ نَحْنُ أَعْرَفُ بِهَا مِنْهُ وَ هَذَا اَلطَّرِيقُ اَلَّذِي تَوَجَّهَ فِيهِ كَثِيرُ اَلسِّبَاعِ وَ سَيَلْقَى اَلنَّاسُ مِنْ مَعَرَّتِهَا أَشَدَّ مَا يُحَاذِرُونَهُ مِنَ اَلْعَدُوِّ فَاسْأَلُوهُ أَنْ يَرْجِعَ عَنْهُ إِلَى اَلْجَادَّةِ فَعَرَّفُوا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ذَلِكَ قَالَ مَنْ كَانَ طَائِعاً لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ مِنْكُمْ فَلْيَتَّبِعْنِي وَ مَنْ أَرَادَ اَلْخِلاَفَ عَلَى اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَلْيَنْصَرِفْ عَنِّي. فَسَكَتُوا وَ سَارُوا مَعَهُ فَكَانَ يَسِيرُ بِهِمْ بَيْنَ اَلْجِبَالَ بِاللَّيْلِ وَ يَكْمُنُ فِي اَلْأَوْدِيَةِ بِالنَّهَارِ وَ صَارَتِ اَلسِّبَاعُ اَلَّتِي فِيهَا كَالسَّنَانِيرِ إِلَى أَنْ كَبَسَ اَلْمُشْرِكِينَ وَ هُمْ غَارُّونَ آمِنُونَ وَقْتَ اَلصُّبْحِ فَظَفَرَ بِالرِّجَالِ وَ اَلذَّرَارِيِّ وَ اَلْأَمْوَالِ فَحَازَ ذَلِكَ كُلَّهُ وَ شَدَّ اَلرِّجَالَ فِي اَلْحِبَالِ كَالسَّلاَسِلِ فَلِذَلِكَ سُمِّيَتْ غَزَاةَ ذَاتِ اَلسَّلاَسِلِ . فَلَمَّا كَانَتِ اَلصَّبِيحَةُ اَلَّتِي أَغَارَ فِيهَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى اَلْعَدُوِّ وَ مِنَ اَلْمَدِينَةِ إِلَى هُنَاكَ خَمْسُ مَرَاحِلَ خَرَجَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ صَلَّى بِالنَّاسِ اَلْفَجْرَ وَ قَرَأَ وَ اَلْعَادِيَاتِ فِي اَلرَّكْعَةِ اَلْأُولَى وَ قَالَ هَذِهِ سُورَةٌ أَنْزَلَهَا اَللَّهُ عَلَيَّ فِي هَذَا اَلْوَقْتِ يُخْبِرُنِي فِيهَا بِإِغَارَةِ عَلِيٍّ عَلَى اَلْعَدُوِّ. وَ جَعَلَ حَسَدَهُ لِعَلِيٍّ حَسَداً لَهُ فَقَالَ إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ وَ اَلْكَنُودُ اَلْحَسُودُ وَ هُوَ عَمْرُو بْنُ اَلْعَاصِ هَاهُنَا إِذْ هُوَ كَانَ يُحِبُّ اَلْخَيْرَ وَ هُوَ اَلْحَيَاةُ حِينَ أَظْهَرَ اَلْخَوْفَ مِنَ اَلسِّبَاعِ ثُمَّ هَدَّدَهُ اَللَّهُ تَعَالَى .
زبان ترجمه:

جلوههای اعجاز معصومین علیهم السلام ;  ج ۱  ص ۱۴۲

202-پيامبر اكرم-صلّى اللّٰه عليه و آله-در سريۀ ذات السّلاسل پرچم را بست و فرماندهى را به ابو بكر داد. وقتى به نزديكى مشركين رسيدند. آنها خبردار شدند و فرار كردند و مسلمانان نتوانستند به آنها دست يابند. بار دوّم، پرچم را به عمر داد، باز هم نتوانستند به آنها دست يابند؛ چون به محض شنيدن خبر حركت مسلمانان، فرار كرده بودند. بار سوّم، فرماندهى را به عمرو بن عاص داد. او نيز نتوانست به آنها دسترسى پيدا كند. بار چهارم، پرچم را به على-عليه السّلام-داد و همۀ فرماندهان قبلى را زير فرمان او در آورد و مشركين هم نگهبانانى در بالاى كوهها قرار داده و مواظب بودند لشكرى را كه از مدينه خارج مى‌شود، آنها را ببينند و آماده شوند. و مراقب جاده بودند. على-عليه السّلام-وقتى از مدينه خارج شد، جادّه را ترك كرد و لشكر را از ميان كوهها و صحراها عبور داد. عمرو بن عاص وقتى كه فهميد على-عليه السّلام- با اين تاكتيك كه بكار برده، قطعا پيروز خواهد شد، حسد كرد و به ابو بكر و عمر و بزرگان سپاه گفت: على-عليه السّلام-مرد جوانى است و اين راهها را خوب نمى‌شناسد من بهتر از او مى‌شناسم. در اينجا درنده زياد پيدا مى‌شود و خطر آنها از خطر دشمن زيادتر است. از او بخواهيد كه از اينجا به جاده برگردد. اين قضيّه را به امير مؤمنان اطلاع دادند. حضرت فرمود:«هر كس خدا و رسولش را اطاعت مى‌كند از من پيروى كند و هر كس مى‌خواهد با خدا و رسولش مخالفت ورزد، برگردد». مردم ساكت شدند و با او رفتند. حضرت على-عليه السّلام-هنگام شب آنها را از ميان كوهها عبور مى‌داد و روز را در صحراها كمين مى‌كرد. و درنده‌هاى آنجا نيز مثل گربه شده بودند و مشركين را غافلگير نمود و پيروز شد و مردها را كنار هم به طناب بست، به همين جهت گفتند: غزوۀ «ذات السّلاسل». همان صبحى كه على-عليه السّلام-دشمن را غافلگير كرده بود و از مدينه تا آنجا پنج منزل راه بود، رسول خدا-صلّى اللّٰه عليه و آله-نماز صبح را با مردم اقامه كرد و در ركعت اول «و العاديات» را خواند و فرمود:«خدا اين سوره را الآن نازل كرده و در آن از حملۀ مسلمانان به مشركين و غافلگير كردن آنها خبر داد». و خداوند متعال حسد عمرو بن عاص را نسبت به على-عليه السّلام-حسد نسبت به خدا قرار داده و فرمود:« إِنَّ‌ اَلْإِنْسٰانَ‌ لِرَبِّهِ‌ لَكَنُودٌ »كنود؛ يعنى حسود. و حسود عمرو بن عاص بود .

divider