شناسه حدیث :  ۳۱۳۹۸۶

  |  

نشانی :  الخرائج و الجرائح  ,  جلد۱  ,  صفحه۸۸  

عنوان باب :   الجزء الأول الباب الأول في معجزات نبينا محمد صلّى اللّه عليه و آله فصل من روايات الخاصة [في معجزاته]

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ مِنْهَا: أَنَّ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ يَسِيرُ فِي بَعْضِ مَسِيرِهِ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ يَطْلُعُ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْضِ هَذِهِ اَلْفِجَاجِ شَخْصٌ لَيْسَ لَهُ عَهْدٌ بِأَنِيسٍ مُنْذُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ فَمَا لَبِثُوا أَنْ أَقْبَلَ أَعْرَابِيٌّ قَدْ يَبِسَ جِلْدُهُ عَلَى عَظْمِهِ وَ غَارَتْ عَيْنَاهُ فِي رَأْسِهِ وَ اِخْضَرَّتْ شَفَتَاهُ مِنْ أَكْلِ اَلْبَقْلِ فَسَأَلَ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي أَوَّلِ اَلرِّفَاقِ حَتَّى لَقِيَهُ فَقَالَ لَهُ أَعْرِضْ عَلَيَّ اَلْإِسْلاَمَ فَقَالَ قُلْ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنِّي مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ أَقْرَرْتُ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تُصَلِّي اَلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسَ وَ تَصُومُ قَالَ أَقْرَرْتُ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَحُجُّ اَلْبَيْتَ اَلْحَرَامَ وَ تُؤَدِّي اَلزَّكَاةَ وَ تَغْتَسِلُ مِنَ اَلْجَنَابَةِ قَالَ أَقْرَرْتُ فَتَخَلَّفَ بَعِيرُ اَلْأَعْرَابِيِّ وَ وَقَفَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَسَأَلَ عَنْهُ فَرَجَعَ اَلنَّاسُ فِي طَلَبِهِ فَوَجَدُوهُ فِي آخِرِ اَلْعَسْكَرِ قَدْ سَقَطَ خُفُّ بَعِيرِهِ فِي حُفْرَةٍ مِنْ حُفَرِ اَلْجِرْذَانِ فَسَقَطَ فَانْدَقَّ عُنُقُ اَلْأَعْرَابِيِّ وَ عُنُقُ اَلْبَعِيرِ وَ هُمَا مَيِّتَانِ فَأَمَرَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَضُرِبَتْ خَيْمَةٌ فَغُسِّلَ فِيهِ ثُمَّ دَخَلَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَكَفَّنَهُ فَسَمِعُوا لِلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَرَكَةً فَخَرَجَ وَ جَبِينُهُ يَتَرَشَّحُ عَرَقاً وَ قَالَ إِنَّ هَذَا اَلْأَعْرَابِيَّ مَاتَ وَ هُوَ جَائِعٌ وَ هُوَ مِمَّنْ آمَنَ وَ لَمْ يَلْبِسْ إِيمَانَهُ بِظُلْمٍ فَابْتَدَرَتْهُ اَلْحُورُ اَلْعِينُ بِثِمَارِ اَلْجَنَّةِ يَحْشُونَ بِهَا شِدْقَهُ هَذِهِ تَقُولُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اِجْعَلْنِي فِي أَزْوَاجِهِ وَ هَذِهِ تَقُولُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ اِجْعَلْنِي فِي أَزْوَاجِهِ .
زبان ترجمه:

جلوههای اعجاز معصومین علیهم السلام ;  ج ۱  ص ۶۹

112-امام صادق-عليه السّلام-مى‌فرمايد: روزى پيامبر اكرم-صلّى اللّٰه عليه و آله-با اصحابش در راهى مى‌رفت به آنها فرمود:«از اين راه شخصى مى‌آيد كه سه روز است كسى را نديده است»، بعد از مدتى عربى بيابانى به طرف آنها آمد كه از لاغرى پوست به استخوانش چسبيده بود و آنقدر سبزى خورده بود كه لبهايش زرد شده بود. وقتى رسيد، سراغ پيامبر را گرفت، تا آن حضرت را ديد. مرد عرب به حضرت گفت: اسلام را به من عرضه كن. حضرت فرمود:«بگو« لاٰ إِلٰهَ‌ إِلاَّ اَللّٰهُ‌ »و رسالت مرا قبول كن». عرب گفت: اقرار كردم. حضرت فرمود:«هر روز در پنج نوبت نماز بخوان و ماه رمضان را روزه بگير». عرب گفت: قبول كردم. حضرت فرمود:«حج بجا بياور و زكات بده و وقتى جنب شدى، غسل جنابت كن». عرب گفت: قبول كردم. سپس شتر عرب گم شد. پيامبر از او سؤال كرد و مردم به جستجويش پرداختند او را در جايى ديدند كه پاهاى شتر در حفره‌اى افتاده و گردن عرب و شتر شكسته و هر دو مرده‌اند. حضرت دستور داد خيمه‌اى زدند و غسلش دادند و بعد حضرت داخل خيمه شد و كفنش كرد. ناگهان صدايى از چادر شنيدند. و پيامبر بيرون آمد در حالى كه از جبينش عرق مى‌ريخت، فرمود: اين شخص در حالى كه گرسنه بود مرد. و او كسى بود كه ايمان آورد و ايمانش به گناه آلوده نشد. حوريان بهشت با ميوه‌هاى بهشتى به استقبال او آمدند و هر يك از آنها مى‌گفتند: مرا همسر او گردان .

divider