شناسه حدیث :  ۳۱۳۸۶۰

  |  

نشانی :  الخرائج و الجرائح  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۷  

عنوان باب :   الجزء الأول الباب الأول في معجزات نبينا محمد صلّى اللّه عليه و آله فصل من روايات العامة

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ مِنْهَا: أَنَّ رَجُلاً جَاءَ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ إِنِّي قَدِمْتُ مِنْ سَفَرٍ لِي فَبَيْنَا بُنَيَّةٌ خُمَاسِيَّةٌ تَدْرُجُ حَوْلِي فِي صَبْغِهَا وَ حُلِيِّهَا أَخَذْتُ بِيَدِهَا فَانْطَلَقْتُ إِلَى وَادِي كَذَا وَ طَرَحْتُهَا فِيهِ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِنْطَلِقْ مَعِي فَأَرِنِي اَلْوَادِيَ فَانْطَلَقَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلَى اَلْوَادِي فَقَالَ لِأَبِيهَا مَا اِسْمُهَا قَالَ فُلاَنَةُ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَجِيبِي يَا فُلاَنَةُ بِإِذْنِ اَللَّهِ فَخَرَجَتِ اَلصَّبِيَّةُ تَقُولُ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ سَعْدَيْكَ قَالَ إِنَّ أَبَوَيْكِ قَدْ أَسْلَمَا فَإِنْ أَحْبَبْتِ أَرُدُّكِ عَلَيْهِمَا قَالَتْ لاَ حَاجَةَ لِي فِيهِمَا وَجَدْتُ اَللَّهَ خَيْراً لِي مِنْهُمَا .
زبان ترجمه:

جلوههای اعجاز معصومین علیهم السلام ;  ج ۱  ص ۲۷

39-مردى به حضور پيامبر-صلّى اللّٰه عليه و آله-آمد، گفت:«يا رسول اللّٰه! از سفرى برگشتم و دختر پنج ساله‌اى داشتم كه با من راه مى‌رفت و شيرينكارى مى‌كرد. دستش را گرفتم و به راهى رفتيم اما در آنجا از من دور شد و گم گشت». حضرت فرمود:«مرا به آنجا ببر» آن مرد با پيامبر به همان جا رفت. حضرت فرمود: «اسمش چيست‌؟» گفت فلان. آن حضرت فرمود:«اى فلان! به اذن خدا مرا جواب ده!» دخترك بيرون آمد، در حالى كه مى‌گفت:«لبيك يا رسول اللّٰه! سعديك...». حضرت فرمود:«پدر و مادرت اسلام آورده‌اند، اگر دوست دارى تو را پيش آنها برگردانم». دختر گفت: من به آنها احتياج ندارم خدا براى من بهتر است .

divider