شناسه حدیث :  ۳۱۳۸۳۰

  |  

نشانی :  الخرائج و الجرائح  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۷  

عنوان باب :   الجزء الأول الباب الأول في معجزات نبينا محمد صلّى اللّه عليه و آله فصل من روايات العامة

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ مِنْهَا: أَنَّ رَجُلاً كَانَ فِي غَنَمِهِ يَرْعَاهَا فَأَغْفَلَهَا سُوَيْعَةً مِنْ نَهَارِهِ فَأَخَذَ اَلذِّئْبُ مِنْهَا شَاةً فَجَعَلَ يَتَلَهَّفُ وَ يَتَعَجَّبُ فَطَرَحَ اَلذِّئْبُ اَلشَّاةَ وَ كَلَّمَهُ بِكَلاَمٍ فَصِيحٍ أَنْتُمْ أَعْجَبُ هَذَا مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدْعُو إِلَى اَلْحَقِّ بِبَطْنِ مَكَّةَ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ لاَهُونَ فَأَبْصَرَ اَلرَّجُلُ رُشْدَهُ وَ أَقْبَلَ حَتَّى أَسْلَمَ وَ حَدَّثَ اَلْقَوْمَ بِقِصَّتِهِ وَ كَانَ أَوْلاَدُهُ يَفْتَخِرُونَ عَلَى اَلْعَرَبِ بِذَلِكَ فَيَقُولُ أَحَدُهُمْ أَنَا اِبْنُ مُكَلَّمِ اَلذِّئْبِ .
زبان ترجمه:

جلوههای اعجاز معصومین علیهم السلام ;  ج ۱  ص ۱۷

12-روزى يكى از چوپانهاى مكّه، گوسفندان خود را در صحرا مى‌چراند. خوابش برد گرگى آمد و يكى از گوسفندان او را گرفت. وقتى بيدار شد. افسوس خورد كه چرا گرگ گوسفندش را برده است. ناگهان گرگ به سخن آمده و به آن مرد گفت: به اين افسوس بخوريد كه محمّد-صلّى اللّٰه عليه و آله-در مكّه شما را به دين حق، دعوت مى‌كند و شما نمى‌پذيريد. در اين موقع، چوپان به خود آمد و اسلام آورد. و قصّۀ خود را براى مردم بازگو كرد. بعدها اولاد وى افتخار مى‌كردند. و يكى از آنها مى‌گفت: من كسى هستم كه گرگ با پدرم سخن گفته است .

divider