شناسه حدیث :  ۳۱۰۸۴۴

  |  

نشانی :  توحید المفضل  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۶۲  

عنوان باب :   المجلس الثالث في النخل و خلقة الجذع و الخشب و فوائد ذلك

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

فَكِّرْ يَا مُفَضَّلُ فِي اَلنَّخْلِ فَإِنَّهُ لَمَّا صَارَ فِيهِ إِنَاثٌ تَحْتَاجُ إِلَى اَلتَّلْقِيحِ جُعِلَتْ فِيهِ ذُكُورَةٌ لِلِّقَاحِ مِنْ غَيْرِ غِرَاسٍ فَصَارَ اَلذَّكَرُ مِنَ اَلنَّخْلِ بِمَنْزِلَةِ اَلذَّكَرِ مِنَ اَلْحَيَوَانِ اَلَّذِي يُلْقِحُ اَلْإِنَاثَ لِتَحْمِلَ وَ هُوَ لاَ يَحْمِلُ تَأَمَّلْ خِلْقَةَ اَلْجِذْعِ كَيْفَ هُوَ فَإِنَّكَ تَرَاهُ كَالْمَنْسُوجِ نَسْجاً مِنْ خُيُوطٍ مَمْدُودَةٍ كَالسَّدَى وَ أُخْرَى مَعَهُ مُعْتَرِضَةٌ كَاللُّحْمَةِ كَنَحْوِ مَا يُنْسَجُ بِالْأَيْدِي وَ ذَلِكَ لِيَشْتَدَّ وَ يَصْلُبَ وَ لاَ يَتَقَصَّفَ مِنْ حَمْلِ اَلْقَنَوَاتِ اَلثَّقِيلَةِ وَ هَزِّ اَلرِّيَاحِ اَلْعَوَاصِفِ إِذَا صَارَ نَخْلَةً وَ لِيَتَهَيَّأَ لِلسُّقُوفِ وَ اَلْجُسُورِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ مِمَّا يُتَّخَذُ مِنْهُ إِذَا صَارَ جِذْعاً وَ كَذَلِكَ تَرَى اَلْخَشَبَ مِثْلَ اَلنَّسْجِ فَإِنَّكَ تَرَى بَعْضَهُ مُدَاخِلاً بَعْضُهُ بَعْضاً طُولاً وَ عَرْضاً كَتَدَاخُلِ أَجْزَاءِ اَللُّحَمِ وَ فِيهِ مَعَ ذَلِكَ مَتَانَةٌ لِيَصْلُحَ لِمَا يُتَّخَذُ مِنْهُ مِنَ اَلْآلاَتِ فَإِنَّهُ لَوْ كَانَ مُسْتَحْصَفاً كَالْحِجَارَةِ لَمْ يُمْكِنْ أَنْ يُسْتَعْمَلَ فِي اَلسُّقُوفِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ مِمَّا يُسْتَعْمَلُ فِيهِ اَلْخَشَبَةُ كَالْأَبْوَابِ وَ اَلْأَسِرَّةِ وَ اَلتَّوَابِيتِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ وَ مِنْ جَسِيمِ اَلْمَصَالِحِ فِي اَلْخَشَبِ أَنَّهُ يَطْفُو عَلَى اَلْمَاءِ فَكُلُّ اَلنَّاسِ يَعْرِفُ هَذَا مِنْهُ وَ لَيْسَ كُلُّهُمْ يَعْرِفُ جَلاَلَةَ اَلْأَمْرِ فِيهِ فَلَوْ لاَ هَذِهِ اَلْخُلَّةُ كَيْفَ كَانَتْ هَذِهِ اَلسُّفُنُ وَ اَلْأَظْرَافُ تَحْمِلُ أَمْثَالَ اَلْجِبَالِ مِنَ اَلْحَمُولَةِ وَ أَنَّى كَانَ يَنَالُ اَلنَّاسُ هَذَا اَلرِّفْقَ وَ خِفَّةَ اَلْمَئُونَةِ فِي حَمْلِ اَلتِّجَارَاتِ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ كَانَتْ تَعْظُمُ اَلْمَئُونَةُ عَلَيْهِمْ فِي حَمْلِهَا حَتَّى يُلْقَى كَثِيرٌ مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ فِي بَعْضِ اَلْبُلْدَانِ مَفْقُوداً أَصْلاً أَوْ عَسُرَ وُجُودُهُ
زبان ترجمه:

توحید مفضل / ترجمه میرزایی ;  ج ۱  ص ۱۴۸

اى مفضّل!در نخل فكر كن.از آنجا كه در ميان نخلها شمارى ماده و به تلقيح نيازمندند،برخى از نخلها نيز نر آفريده شدند تا بدون غرس،عمل لقاح انجام گيرد.نخل نر مانند حيوان نرى است كه با حيوان ماده لقاح مى‌كند تا او حامله گردد و خود حملى نداشته باشد. در چگونگى شاخۀ نخل انديشه كن و بنگر كه چگونه مانند چيزى كه با دست بافته شده داراى تار و پود است تا سختى و استحكام گيرد و در زمان بر دوش‌گيرى خوشه‌هاى سنگين نشكند و آسيب نبيند و از بادهاى تند و توفانى صدمه نگيرد و چنان محكم و سخت باشد كه در كار ساختن ساختمان و سقفها و پلها و ديگر جاها استفاده شود؟ چوب آن نيز گويى كه بافته شده و در هم فرو رفته و تار و پود دارد.اين سختى و استحكام براى آن است كه در كار ساختن ابزار محكم استفاده شود.دقت كن كه اگر سختى و استحكام آن چون سنگ بود نمى‌شد كه در سقفها،در و پنجره‌ها،كرسيها،جعبه‌ها و ديگر اشيا به كار آيد. از ويژگيهاى بزرگ و ممتاز چوب آن است كه بر روى آب مى‌ماند و فرو نمى‌رود.مردم همه به اين خاصيت چوب آگاهند ولى از اهميت و بزرگى حكمت كار بى‌خبرند.اگر اين خاصيت در چوب نبود چگونه كشتيهاى غول پيكر و ديگر مركبهاى آبى،مى‌توانستند بارهاى چون كوه را حمل كنند؟و مردم چگونه از حمل دشوار بار از سرزمينى به جاى ديگر راحت مى‌شدند؟اگر اين امر نبود مردم در سختى مى‌افتادند و برخى چيزها در سرزمينى ناياب و يا كمياب مى‌شد.

divider

توحید مفضل / ترجمه کاظمی ;  ج ۱  ص ۱۰۷

تفكر كن اى مفضل در درخت خرما چون ماده دارد محتاج است بتلقيح براى آن نر آفريده شد بمنزله ذكور حيوانات براى آبستن كردن ماده.
تامل كن در خود درخت و شاخه‌هاى آن چطور خلق شده مثل پارچۀ كه از تاروپود بافته شده تا اينكه سفت و محكم شود تا خوشه‌هاى سنگين را حمل كند و نشكند و در مقابل بادهاى تند استقامت داشته باشد و در بناها و عمارت و پل از آنها استفاده شود و همچنين ساير چوبها را كه ملاحظه ميكنى بافته شده و اجزايش در طول و عرض در ميان يكديگر داخل شده‌اند مانند تداخل تاروپود و مع‌ذلك استحكامى دارد با نرمى كه از آن آلات و ادوات و درها و پنجره‌ها بعمل توان آورد زيرا اگر مانند سنگ محكم و سنگين بود و در سقفها بكار نميتوان برد و درها و كرسى‌ها و صندوقها و امثال آن از آن نمى‌توانست ساخت و از مصالح عظيمه كه در چوب و تخته است آنست كه بر روى آب مى‌ايستد و از آن كشتى‌ها بعمل ميآيد كه مانند كوه از بادهاى گران در آنجا ميدهند و از شهرى بشهرى نقل ميكنند با نهايت خفت مؤنه و آسانى و اگر اين نميبود كار بر مردم دشوار ميشد در حمل و نقل بسيارى از امتعه كه بدون كشتى نقل آنها ميسر نيست يا بسيار دشوار است.

divider