شناسه حدیث :  ۳۱۰۸۳۱

  |  

نشانی :  توحید المفضل  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۴۹  

عنوان باب :   المجلس الثالث مصالح نزول المطر على الأرض و أثر التدبير فيه

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

تَأَمَّلْ نُزُولَهُ عَلَى اَلْأَرْضِ وَ اَلتَّدْبِيرَ فِي ذَلِكَ فَإِنَّهُ جُعِلَ يَنْحَدِرُ عَلَيْهَا مِنْ عُلْوٍ لِيَغْشَى مَا غَلُظَ وَ اِرْتَفَعَ مِنْهَا فَيُرْوِيَهُ وَ لَوْ كَانَ إِنَّمَا يَأْتِيهَا مِنْ بَعْضِ نَوَاحِيهَا لَمَا عَلاَ اَلْمَوَاضِعَ اَلْمُشْرِفَةَ مِنْهَا وَ يَقِلُّ مَا يُزْرَعُ فِي اَلْأَرْضِ أَ لاَ تَرَى أَنَّ اَلَّذِي يُزْرَعُ سَيْحاً أَقَلُّ مِنْ ذَلِكَ فَالْأَمْطَارُ هِيَ اَلَّتِي تُطَبِّقُ اَلْأَرْضَ وَ رُبَّمَا تُزْرَعُ هَذِهِ اَلْبَرَارِي اَلْوَاسِعَةُ وَ سُفُوحُ اَلْجِبَالِ وَ ذُرَاهَا فَتُغِلُّ اَلْغَلَّةَ اَلْكَثِيرَةَ وَ بِهَا يَسْقُطُ عَنِ اَلنَّاسِ فِي كَثِيرٍ مِنَ اَلْبُلْدَانِ مَئُونَةُ سِيَاقِ اَلْمَاءِ مِنْ مَوْضِعٍ إِلَى مَوْضِعٍ وَ مَا يَجْرِي فِي ذَلِكَ بَيْنَهُمْ مِنَ اَلتَّشَاجُرِ وَ اَلتَّظَالُمِ حَتَّى يَسْتَأْثِرَ بِالْمَاءِ ذُو اَلْعِزِّ وَ اَلْقُوَّةِ وَ يُحْرَمُهُ اَلضُّعَفَاءُ ثُمَّ إِنَّهُ حِينَ قُدِّرَ أَنْ يَنْحَدِرَ عَلَى اَلْأَرْضِ اِنْحِدَاراً جُعِلَ ذَلِكَ قَطْراً شَبِيهاً بِالرَّشِّ لِيَغُورَ فِي قَعْرِ اَلْأَرْضِ فَيُرْوِيَهَا وَ لَوْ كَانَ يَسْكُبُهُ اِنْسِكَاباً كَانَ يَنْزِلُ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ فَلاَ يَغُورُ فِيهَا ثُمَّ كَانَ يَحْطِمُ اَلزُّرُوعَ اَلْقَائِمَةَ إِذَا اِنْدَفَقَ عَلَيْهَا فَصَارَ يَنْزِلُ نُزُولاً رَقِيقاً فَيُنْبِتُ اَلْحَبَّ اَلْمَزْرُوعَ وَ يُحْيِي اَلْأَرْضَ وَ اَلزَّرْعَ اَلْقَائِمَ وَ فِي نُزُولِهِ أَيْضاً مَصَالِحُ أُخْرَى فَإِنَّهُ يُلَيِّنُ اَلْأَبْدَانَ وَ يَجْلُو كَدَرَ اَلْهَوَاءِ فَيَرْتَفِعُ اَلْوَبَاءُ اَلْحَادِثُ مِنْ ذَلِكَ وَ يَغْسِلُ مَا يَسْقُطُ عَلَى اَلشَّجَرِ وَ اَلزَّرْعِ مِنَ اَلدَّاءِ اَلْمُسَمَّى بِالْيَرَقَانِ إِلَى أَشْبَاهِ هَذَا مِنَ اَلْمَنَافِعِ فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ أَ وَ لَيْسَ قَدْ يَكُونُ مِنْهُ فِي بَعْضِ اَلسِّنِينَ اَلضَّرَرُ اَلْعَظِيمُ اَلْكَثِيرُ لِشِدَّةِ مَا يَقَعُ مِنْهُ أَوْ بَرَدٍ يَكُونُ فِيهِ تَحَطُّمُ اَلْغَلاَّتِ وَ بَخُورَةٍ يُحْدِثُهَا فِي اَلْهَوَاءِ فَيُوَلِّدُ كَثِيراً مِنَ اَلْأَمْرَاضِ فِي اَلْأَبْدَانِ وَ اَلْآفَاتِ فِي اَلْغَلاَّتِ قِيلَ بَلَى قَدْ يَكُونُ ذَلِكَ اَلْفَرْطُ لِمَا فِيهِ مِنْ صَلاَحِ اَلْإِنْسَانِ وَ كَفِّهِ عَنْ رُكُوبِ اَلْمَعَاصِي وَ اَلتَّمَادِي فِيهَا فَيَكُونُ اَلْمَنْفَعَةُ فِيمَا يَصْلُحُ لَهُ مِنْ دِينِهِ أَرْجَحَ مِمَّا عَسَى أَنْ يُرْزَأَ فِي مَالِهِ
زبان ترجمه:

توحید مفضل / ترجمه میرزایی ;  ج ۱  ص ۱۳۸

در حكمت نزول باران تأمل كن.تدبير چنان ديده شد كه باران از بلندى بر زمين بريزد تا نقاط‍‌ بلند و برافراشته را نيز سيراب نمايد.اگر از پايين مى‌جوشيد به برخى از زمينهاى بلند نمى‌رسيد،در نتيجه كشتزارهاى زمين كاهش مى‌يافت. نمى‌بينى كه زمينهاى آبى بيش از ديمى است‌؟ با نزول باران،زمين زنده مى‌شود،دشتهاى گسترده و دامنه كوهها كشتزار مى‌گردد و غلّه فراوان به بار مى‌نشيند.نيز بدين وسيله،دشوارى انتقال آب از جايى به جاى ديگر از دوش مردم برداشته مى‌شود و ديگر بر سر آب،ميان آنان درگيرى و مشاجره و ستم رخ نمى‌نمايد و چنين نمى‌شود كه عزيز و نيرومند،آن را در تحت يد خود گيرد و ناتوان از آن محروم گردد. همچنين وقتى كه تقدير بر آن قرار گرفت كه باران از بالا بر زمين سرازير شود،اندك اندك و دانه دانه فرو مى‌ريزد تا در زمين نيز فرود و آن را سيراب سازد.اگر ناگهان يكباره بر زمين مى‌ريخت در زمين نفوذ نمى‌كرد و كشتزارهاى روينده و ايستاده را نابود مى‌كرد.پس بتدريج و دانه دانه مى‌ريزد تا دانه‌هاى داخل زمين را بروياند و زمين و كشتزار تشنه را زندگى بخشد. نزول باران منافع ديگرى نيز دارد.باران،بدنها را نرم مى‌كند، هوا را صاف و پاكيزه مى‌گرداند و وبا را از ميان مى‌برد، آفات درختان و گياهان را كه«يرقان»مى‌نامند،نابود مى‌كند و ديگر فوايد[ى كه ذكر آنها به درازا مى‌كشد.] اگر كسى بگويد:آيا در برخى از سالها از شدت و كثرت باران زيانهاى فراوان به هم نمى‌رسد؟يا نزول تگرگ غلات را نابود نمى‌سازد؟و بخار حاصل از آن،در هوا باعث بيماريهاى فراوان و آفات بسيار نمى‌گردد؟ [در پاسخ]گفته مى‌شود:گاه در نزول باران زياده‌روى مى‌شود؛زيرا به سود انسان است و با اين كار از فرو رفتن در گناه و استمرار و اصرار بر آن پرهيز مى‌كند.در اين صورت مصلحت دينى و اخروى مهمتر و راجحتر از زيان احتمالى در مال اوست.

divider

توحید مفضل / ترجمه کاظمی ;  ج ۱  ص ۹۷

تامل كن در نزول باران بر زمين و تدبير حكيم عليم در اين به درستى كه مقدر فرموده كه از بلندى بريزد تا جميع پست و بلند زمين را بگيرد و همه را سيراب گرداند زيرا كه اگر از جهت علو نمى‌باريد و از جهت ديگر ميآمد هر آينه كوهها و تلها و مواضع رفيعه را احاطه نميكرد و زراعت‌هاى زمين كم ميشد نمى‌بينى كه زراعتى كه بآب روان بعمل ميآيد كمتر از زراعتى است كه بآب باران بعمل ميآيد و چون باران هر كوه و دشت و هامون را مى‌گيرد و زراعت ديم در دشتها و دامنه‌هاى كوه و سرتلها بعمل ميآيد و نمو عظيم ميكند و از مردم در بسيارى از بلاد مشقت جارى كردن آب از موضعى بموضعى ديگر برداشته شده و نزاعى كه ميان مردم در اجراى قنوات ميباشد در ميان ايشان نيست و تعدى كه ارباب قوت و عزت ميكنند كه آبها را متصرف ميشوند و ضعفا را محروم ميگردانند در آن بلاد نميباشد و چون مقرر فرموده كه باران از بالا بريزد مقدر ساخته كه قطره‌قطره بيايد تا بقعر زمين برسد و فرورود و باران ارض را سيراب گرداند اگر بيك دفعه ميريخت بر روى زمين جارى ميشد و باعماق ارض فرونميرفت ايضا زراعتها و درختان را ميشكست اكنون كه بتدريج و تانى و قطره‌قطره ميآيد زمين را سيراب ميگرداند و زراعات را ميروياند و زمين را آبادان ميگرداند و بزراعت ايستاده ضرر نميرساند و در نزول مطر مصالح ديگر بسيار است زيرا كه بدنها را نرم و ملايم ميكند و هوا را از كدورت جلا مى‌بخشد و وبا و طاعون و امراضى كه از فساد هوا بهم ميرسد زايل ميگرداند و آفتى كه در برگ درختان و زراعتها بهم ميرسد كه آن را يرقان مى‌نامند مى‌شويد و ميبرد و امثال اين منافع بسيار است كه ذكرش موجب تطويل كلامست و اگر كسى گويد كه در بعضى از سنوات از كثرت نزول امطار و برفها آفتها در زراعات بهم مى‌رسد و برودتى يا فسادى و عفونتى در هوا احداث مينمايد كه موجب حدوث امراض بر بدنها و آفتها در زراعتها مى‌شود سبب اين چيست جواب گوئيم كه چنين است اما گاه هست كه حقتعالى صلاح اديان ايشان را اهم ميشمارد از وفور اموال و استقامت ابدان ايشان و مردم را باينها مبتلا تا موجب انزجار ايشان گردد از معاصى چنانچه در كلام مجيد (وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ‌ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ‌ اَلْخَوْفِ‌ وَ اَلْجُوعِ‌ وَ نَقْصٍ‌ مِنَ‌ اَلْأَمْوٰالِ‌ وَ اَلْأَنْفُسِ‌ وَ اَلثَّمَرٰاتِ‌ وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِينَ‌)

divider