شناسه حدیث :  ۳۱۰۸۲۳

  |  

نشانی :  توحید المفضل  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۳۸  

عنوان باب :   المجلس الثالث الحر و البرد و فوائدهما

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

اِعْتَبِرْ بِهَذَا اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ كَيْفَ يَتَعَاوَرَانِ اَلْعَالَمَ وَ يَتَصَرَّفَانِ هَذَا اَلتَّصَرُّفَ فِي اَلزِّيَادَةِ وَ اَلنُّقْصَانِ وَ اَلاِعْتِدَالِ لِإِقَامَةِ هَذِهِ اَلْأَزْمِنَةِ اَلْأَرْبَعَةِ

مِنَ اَلسَّنَةِ وَ مَا فِيهِمَا مِنَ اَلْمَصَالِحِ ثُمَّ هُمَا بَعْدَ دِبَاغِ اَلْأَبْدَانِ اَلَّتِي عَلَيْهَا بَقَاؤُهُا وَ فِيهِمَا صَلاَحُهَا فَإِنَّهُ لَوْ لاَ اَلْحَرُّ وَ اَلْبَرْدُ وَ تَدَاوُلُهُمَا اَلْأَبْدَانَ لَفَسَدَتْ وَ أَخْوَتْ وَ اِنْتَكَثَتْ فَكِّرْ فِي دُخُولِ أَحَدِهِمَا عَلَى اَلْآخَرِ بِهَذَا اَلتَّدْرِيجِ وَ اَلتَّرَسُّلِ فَإِنَّكَ تَرَى أَحَدَهُمَا يَنْقُصُ شَيْئاً بَعْدَ شَيْءٍ وَ اَلْآخَرَ يَزِيدُ مِثْلَ ذَلِكَ حَتَّى يَنْتَهِيَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مُنْتَهَاهُ فِي اَلزِّيَادَةِ وَ اَلنُّقْصَانِ وَ لَوْ كَانَ دُخُولُ أَحَدِهِمَا عَلَى اَلْآخَرِ مُفَاجَأَةً لَأَضَرَّ ذَلِكَ بِالْأَبْدَانِ وَ أَسْقَمَهَا كَمَا أَنَّ أَحَدَكُمْ لَوْ خَرَجَ مِنْ حَمَّامٍ حَارٍّ إِلَى مَوْضِعِ اَلْبُرُودَةِ لَضَرَّهُ ذَلِكَ وَ أَسْقَمَ بَدَنَهُ فَلَمْ يَجْعَلِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا اَلتَّرَسُّلَ فِي اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ إِلاَّ لِلسَّلاَمَةِ مِنْ ضَرَرِ اَلْمُفَاجَأَةِ وَ لِمَ جَرَى اَلْأَمْرُ عَلَى مَا فِيهِ اَلسَّلاَمَةُ مِنْ ضَرَرِ اَلْمُفَاجَأَةِ لَوْ لاَ اَلتَّدْبِيرُ فِي ذَلِكَ فَإِنْ زَعَمَ زَاعِمٌ - أَنَّ هَذَا اَلتَّرَسُّلَ فِي دُخُولِ اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ إِنَّمَا يَكُونُ لِإِبْطَاءِ مَسِيرِ اَلشَّمْسِ فِي اِرْتِفَاعِهَا وَ اِنْحِطَاطِهَا سُئِلَ عَنِ اَلْعِلَّةِ فِي إِبْطَاءِ مَسِيرِ اَلشَّمْسِ فِي اِرْتِفَاعِهَا وَ اِنْحِطَاطِهَا فَإِنِ اِعْتَلَّ فِي اَلْإِبْطَاءِ بِبُعْدِ مَا بَيْنَ اَلْمَشْرِقَيْنِ سُئِلَ عَنِ اَلْعِلَّةِ فِي ذَلِكَ فَلاَ تَزَالُ هَذِهِ اَلْمَسْأَلَةُ تَرْقَى مَعَهُ إِلَى حَيْثُ رَقِيَ مِنَ هَذَا اَلْقَوْلِ حَتَّى اِسْتَقَرَّ عَلَى اَلْعَمْدِ وَ اَلتَّدْبِيرِ لَوْ لاَ اَلْحَرُّ لَمَا كَانَتِ اَلثِّمَارُ



اَلْجَاسِيَةُ اَلْمُرَّةُ تَنْضَجُ فَتَلِينُ وَ تَعْذُبُ حَتَّى يُتَفَكَّهَ بِهَا رَطْبَةً وَ يَابِسَةً وَ لَوْ لاَ اَلْبَرْدُ لَمَا كَانَ اَلزَّرْعُ يُفْرِخُ هَكَذَا وَ يَرِيعُ اَلرَّيْعَ اَلْكَثِيرَ اَلَّذِي يَتَّسِعُ لِلْقُوتِ وَ مَا يُرَدُّ فِي اَلْأَرْضِ لِلْبَذْرِ أَ فَلاَ تَرَى مَا فِي اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ مِنْ عَظِيمِ اَلْغِنَاءِ وَ اَلْمَنْفَعَةِ وَ كِلاَهُمَا مَعَ غِنَائِهِ وَ اَلْمَنْفَعَةِ فِيهِ يُؤْلِمُ اَلْأَبْدَانَ وَ يَمَضُّهَا وَ فِي ذَلِكَ عِبْرَةٌ لِمَنْ فَكَّرَ وَ دَلاَلَةٌ عَلَى أَنَّهُ مِنْ تَدْبِيرِ اَلْحَكِيمِ فِي مَصْلَحَةِ اَلْعَالَمِ وَ مَا فِيهِ
زبان ترجمه:

توحید مفضل / ترجمه میرزایی ;  ج ۱  ص ۱۲۸

به اين گرما و سرما بنگر كه چگونه جهان را نگاه داشته‌اند.اين دو دما با فزونى،كاستى و تعادل باعث شده‌اند كه اين فصول و تنوع هواى در سال پديد آيد؛زيرا مصلحت انسان و تمام هستى در آنهاست. نيز گويى كه سرما و گرما بدنها را دباغى مى‌كنند و باعث پايدارى و استحكام آنها مى‌گردند.اگر اين گرما و سرما نبود و بدنها را سرد و گرم نمى‌كردند هر آينه فاسد و نابود مى‌شدند. بنگر كه چگونه يكى از آن دو بتدريج و اندك اندك وارد ديگرى مى‌شودو آن ديگرى اندك اندك كم مى‌شود و ديگرى آرام آرام افزوده مى‌شود تا اينكه هر كدام در فزونى و كاستى به منتها درجۀ خود برسند.اگر يكى از آن دو ناگهان وارد ديگرى مى‌شد باعث بيمارى و زيان اجسام و ابدان مى‌گشت.اين امر مانند آن است كه يكى از شما ناگهان از حمام داغ و پر حرارت وارد منطقه‌اى سرد و يخزده گردد.بى‌ترديد اين امر باعث زيانى عظيم و بيمارى بر جسم او مى‌شود. پس اگر خداى جلّ‌ و علا چنين تدبير فرموده كه سرما و گرما بتدريج و اندك اندك وارد گردند به خاطر حفظ‍‌ صحت و سلامت موجودات است.اگر تدبير و حكمتى در كار نيست پس چرا ناگهانى وارد نمى‌شوند بلكه آرام آرام مى‌آيند و مى‌روند تا همه چيز سالم بماند؟ اگر كسى بگويد:اين تدريجى بودن ورود و خروج دما به خاطر تدريجى و آرام بودن سير خورشيد و بلندى و كوتاهى فاصله آن با زمين است،بايد از او پرسيد:چرا حركت خورشيد و زمين و فاصله اندك و زياد آنها اين گونه آفريده شده‌؟اگر دليل تدريجى بودن تابش نور خورشيد فاصله مغرب و مشرق دانسته شود بايد علّت اين امر را نيز پرسيد.هر چه پاسخ دهد همواره اين پرسش نيز مطرح است كه چرا چنين است‌؟تا به تدبير و هدفمندى جهان هستى برسيم. اگر حرارت نبود،ميوه‌هاى سخت و تلخ،نرم و رسيده نمى‌شد تا تر و خشك‌شده‌اش خورده شود...اگر سرما نبود كشتزار اين گونه جوانه نمى‌زد و حبوبات،غلات و روزى آدمى را بر نمى‌آورد و آنقدر به دست نمى‌آمد كه باز در زمين بپاشند و برويانند. نمى‌بينى كه سرما و گرما با آن همه سود و مصلحت باز بدن را به درد مى‌آورند؟در اين امر براى كسى كه بينديشد درس عبرت نهفته است و دليلى است بر آنكه امر و تدبير حكيم و جهانيان براى صلاح و مصلحت آنان است.

divider

توحید مفضل / ترجمه کاظمی ;  ج ۱  ص ۹۰

عبرت بگير از سرما و گرما كه پياپى بر اين عالم وارد ميشود بزياده و نقصان و اعتدال در اين جهان تصرف مينمايد براى آنكه چهار فصل در هر سال بهمرسد و مصالحى كه مذكور شد و غير آنها بعمل آيد و ايضا اين سرما و گرما دباغى ميكنند بدنها را و باصلاح ميآورند آنها را و اگر هر دو بر ابدان انسان و حيوان وارد نميشدند هر آينه بدنها فاسد و ضايع ميشدند.
فكر كن در اين مصلحت كه از سرما بتدريج داخل گرما ميشوند و بعكس زيرا كه سرما اندك‌اندك كم ميشود تا گرما بنهايت ميرسد و اگر بناگاه از سرما بگرما دفعه داخل ميشدند هر آينه ضرر ميرسانيد ببدنها و احداث امراض مزمنه ميكرد چنانچه اگر كسى چنانچه اگر كسى از حمام بسيار گرمى در هواى بسيار سردى داخل شود باو ضرر عظيم ميرساند و موجب بيمارى او ميشود غالبا پس حقتعالى اين تدريج را در سرما و گرما مقرر فرموده براى مصلحت بندگان حقير و اين يك دليل است براى وجود حكيم قدير اگر كسى گويد كه اين تدريج و تانى از جهت ابطاء حركت خاصۀ شمس است در پست شدن و بلند شدن ميپرسيم كه علت ابطاء حركت شمس چيست اگر گويند كه علت او بزرگى دايره است كه آفتاب آن را بحركت خاصه قطع ميكند باز از علت آن ميپرسيم تا آنكه منتهى شود بآنكه از حكمت صانع قادر عليمى است كه بقدرت كامله و حكمت شامل اين حركت را بر قانون مصلحت منطبق گردانيده زيرا كه ترجيح بلا مرجح محال است و تسلسل علل ممتنع و اشتمال صنعت بر حكمت دليل قاطع است بر علم و حكمت او و بدان كه اگر گرما نمى‌بود ميوه‌هاى تلخ و پخته و شيرين نميشدند كه مردم از تر و خشك آنها منتفع گردند و اگر سرما نميبود زراعت در زير زمين بسيار نمى‌ماند كه جوجه بسيار كند و آن‌قدر حاصل بعمل آيد كه وفا بقوت انسان و حيوان كند و تخم زياد آيد كه بار ديگر زراعت نمايند پس نمى‌بينى كه در هريك از گرما و سرما چه منفعتها هست و هريك با نفع عظيمى كه بدنها را ميگزند و آدمى از آن متاثر و آن نيز موجب صلاح دين و دنياى خلق است.

divider