شناسه حدیث :  ۳۱۰۷۵۶

  |  

نشانی :  توحید المفضل  ,  جلد۱  ,  صفحه۷۱  

عنوان باب :   المجلس الأول الشعر و الأظفار و فائدة قصهما

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

تَأَمَّلْ وَ اِعْتَبِرْ بِحُسْنِ اَلتَّدْبِيرِ فِي خَلْقِ اَلشَّعْرِ وَ اَلْأَظْفَارِ فَإِنَّهُمَا لَمَّا كَانَا مِمَّا يَطُولُ وَ يَكْثُرُ حَتَّى يُحْتَاجَ إِلَى تَخْفِيفِهِ أَوَّلاً فَأَوَّلاً جُعِلاَ عَدِيمَا اَلْحِسِّ لِئَلاَّ يُؤْلِمَ اَلْإِنْسَانَ اَلْأَخْذُ مِنْهُمَا وَ لَوْ كَانَ قَصُّ اَلشَّعْرِ وَ تَقْلِيمُ اَلْأَظْفَارِ مِمَّا يُوجَدُ لَهُ أَلَمٌ وَقَعَ مِنْ ذَلِكَ بَيْنَ مَكْرُوهَيْنِ إِمَّا أَنْ يَدَعَ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا حَتَّى يَطُولَ فَيَثْقُلَ عَلَيْهِ وَ إِمَّا أَنْ يُخَفِّفَهُ بِوَجَعٍ وَ أَلَمٍ يَتَأَلَّمُ مِنْهُ قَالَ اَلْمُفَضَّلُ فَقُلْتُ فَلِمَ لَمْ يَجْعَلْ ذَلِكَ خِلْقَةً لاَ تَزِيدُ فَيَحْتَاجُ اَلْإِنْسَانُ إِلَى اَلنُّقْصَانِ مِنْهُ فَقَالَ ع إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ اِسْمُهُ فِي ذَلِكَ عَلَى اَلْعَبْدِ نِعَماً لاَ يَعْرِفُهَا فَيَحْمَدَهُ عَلَيْهَا اِعْلَمْ أَنَّ آلاَمَ اَلْبَدَنِ وَ أَدْوَاءَهُ تَخْرُجُ بِخُرُوجِ اَلشَّعْرِ فِي مَسَامِّهِ وَ بِخُرُوجِ اَلْأَظْفَارِ مِنْ أَنَامِلِهَا وَ لِذَلِكَ أُمِرَ اَلْإِنْسَانُ بِالنُّورَةِ وَ حَلْقِ اَلرَّأْسِ وَ قَصِّ اَلْأَظْفَارِ فِي كُلِّ أُسْبُوعٍ لِيُسْرِعَ اَلشَّعْرُ وَ اَلْأَظْفَارُ فِي اَلنَّبَاتِ فَتَخْرُجَ اَلْآلاَمُ وَ اَلْأَدْوَاءُ بِخُرُوجِهِمَا وَ إِذَا طَالاَ تَحَيَّرَا [تَحَيَّزَا] وَ قَلَّ خُرُوجُهُمَا فَاحْتَبَسَتِ اَلْآلاَمُ وَ اَلْأَدْوَاءُ فِي اَلْبَدَنِ - فَأَحْدَثَتْ عِلَلاً وَ أَوْجَاعاً وَ مَنَعَ مَعَ ذَلِكَ اَلشَّعْرَ مِنَ اَلْمَوَاضِعِ اَلَّتِي تَضُرُّ بِالْإِنْسَانِ وَ تُحْدِثُ عَلَيْهِ اَلْفَسَادَ وَ اَلضُّرَّ لَوْ نَبَتَ اَلشَّعْرُ فِي اَلْعَيْنِ أَ لَمْ يَكُنْ سَيَعْمَى اَلْبَصَرُ وَ لَوْ نَبَتَ فِي اَلْفَمِ أَ لَمْ يَكُنْ سَيُنَغِّصُ عَلَى اَلْإِنْسَانِ طَعَامَهُ وَ شَرَابَهُ وَ لَوْ نَبَتَ فِي بَاطِنِ اَلْكَفِّ أَ لَمْ يَكُنْ سَيَعُوقُهُ عَنْ صِحَّةِ اَللَّمْسِ وَ بَعْضِ اَلْأَعْمَالِ وَ لَوْ نَبَتَ فِي فَرْجِ اَلْمَرْأَةِ وَ عَلَى ذَكَرِ اَلرَّجُلِ أَ لَمْ يَكُنْ سَيُفْسِدُ عَلَيْهِمَا لَذَّةَ اَلْجِمَاعِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَنَكَّبَ اَلشَّعْرُ عَنْ هَذِهِ اَلْمَوَاضِعِ لِمَا فِي ذَلِكَ مِنَ اَلْمَصْلَحَةِ ثُمَّ لَيْسَ هَذَا فِي اَلْإِنْسَانِ فَقَطْ بَلْ تَجِدُهُ فِي اَلْبَهَائِمِ وَ اَلسِّبَاعِ وَ سَائِرِ اَلْمُتَنَاسِلاتِ فَإِنَّكَ تَرَى أَجْسَامَهَا مُجَلَّلَةً بِالشَّعْرِ وَ تَرَى هَذِهِ اَلْمَوَاضِعَ خَالِيَةً مِنْهُ لِهَذَا اَلسَّبَبِ بِعَيْنِهِ فَتَأَمَّلِ اَلْخِلْقَةَ كَيْفَ تَتَحَرَّزُ وُجُوهَ اَلْخَطَإِ وَ اَلْمَضَرَّةِ وَ تَأْتِي بِالصَّوَابِ وَ اَلْمَنْفَعَةِ
زبان ترجمه:

توحید مفضل / ترجمه میرزایی ;  ج ۱  ص ۶۷

باز تأمل كن در اينكه خداوند با حسن تدبير و حكمت،مو و ناخن را آفريد. از آنجا كه اين دو رشد مى‌كنند و بلند مى‌شوند و بايد كوتاه گردند،حس ندارند تا انسان به هنگام گرفتن آنها احساس درد نكند.اگر انسان از گرفتن مو و ناخن درد مى‌كشيد ميان دو محذور قرار مى‌گرفت:يا اينكه هر دو را رها مى‌كرد تا دراز شوند و يا اينكه با دشوارى و تحمل درد،آنها را كوتاه مى‌كرد. مفضّل مى‌گويد:به امام-عليه السّلام-عرض كردم:چه مى‌شد اگر خداوند آنها را چنان مى‌آفريد كه افزوده نگردند تا آدمى به اصلاح و كوتاه كردن نيازمند نباشد.؟ امام-عليه السّلام-فرمود:خداوند متعال در اين كار،نعمتهايى نهاده كه آدمى از آنها آگاه نيست تا سپاس گويد.آگاه باش!دردهاى بدن با خروج مو از منافذ بدن و با خروج ناخن از سر انگشتان خارج مى‌گردد؛از اين رو به انسان فرمان داده شده كه هر هفته با نوره ماليدن و مو تراشيدن و كوتاه كردن ناخنها به اين كار اقدام كند.اين كار باعث مى‌شود كه موى و ناخن با شتاب بيشترى برويند و دردها و بيماريها را سريعتر خارج كنند.اگر شخص چنين نكند،رشد آنها كوتاه و اندك مى‌شود،در نتيجه،دردها در بدن مى‌ماند و بيماريهاى مختلف پديد مى‌آيد.نيز از رويش مو در چند جاى بدن كه وجود آن براى انسان مايۀ رنج و زيان است جلوگيرى شده.اگر مو در ديدگان مى‌روييد آيا آدمى نابينا نمى‌شد؟و اگر در دهانش مى‌روييد آيا خوردن و آشاميدن انسان دشوار و بى‌لذّت نمى‌گشت‌؟اگر در كف دست رشد مى‌كرد آيا انسان از لمس درست اشيا و انجام برخى از كارها باز نمى‌ماند؟يا اگر بر فرج زن و يا آلت مرد مى‌روييد آيا لذّت مجامعت از اينان نمى‌گرفت‌؟پس نيك بنگر كه چگونه در جايى كه سود و مصلحتى در كار نيست نروييده.اينها مخصوص انسان نيست،بلكه در چهارپايان و درندگان و ديگر حيوانات توليد مثل‌كننده نيز چنين است؛از اين رو با اينكه بدن آنها از مو پوشيده است و ليكن اين مناطق،دقيقا به خاطر آنچه كه ذكر شد،مويى بر آنها نيست.نيك انديشه كن كه چگونه آفرينش از هر خطا،زيان و ناهماهنگى به دور است و يكسره حكمت و تقدير است و مصلحت و سود.

divider

توحید مفضل / ترجمه کاظمی ;  ج ۱  ص ۳۲

تامل كن و عبرت بگير در آفريدن مو و ناخنها كه چون نمو مى‌كنند و دراز مى‌شوند و بسيار مى‌شوند و بايد تخفيف داد بتدريج پس باين سبب آنها را بى‌حس گردانيد كه از بريدن الم نيايد و متاثر نشود و اگر چنين نمى‌بود آدمى ميان دو امر بدو ناملايم مردد ميشد يا آنكه ميگذاشت كه دراز شوند و گران بودند بر او و اگر تخفيف مى‌داد درد و الم مييافت.
مفضل گفت چرا حقتعالى چنان نيافريد اينها را كه بر يك اندازه باشند و بلند نشوند.
حضرت فرمود كه خدا را در بلند شدن و بريدن آنها نعمت‌ها هست كه اكثر مردم قدر آنها را ندانند و شكر خداى را بر آنها نميكنند بدان كه دردها و المهاى بدن بيرون ميرود و به بيرون آمدن موها از مسامات آنها و بدراز شدن ناخن‌ها از سرانگشتان و باين سبب امر كرده‌اند آدمى را بنوره ماليدن و سر تراشيدن و ناخن گرفتن در دو هر هفته تا مو و ناخن زودتر بلند شوند و به بيرون آمدن آنها دردها از بدن بيرون رود و چون بلند شوند و نبرند ديرتر دراز ميشوند و دردها و مواد آنها در ديده محتبس ميشوند و باعث بيماريها و علتها ميگردند و ايضا مو را در جائى چند كه ضرر دارد نرويانيده اگر مو در بدن روئيده ميشد مورث كورى ميشد و اگر در ميان دهان مى‌روئيد آشاميدن و خوردن بر اين كفن ناگوار ميشد و اگر در ميان كف ميروئيد احساس اشياء را بلمس نمى‌توانست كرد و بعضى از اعمال بآسانى متمشى نميشد و اگر در ذكر ميروئيد لذت جماع از مرد و زن فوت ميشد پس نظر كن كه هرجا كه مصلحت در روئيدن نيست نروئيده و اين نه مخصوص بانسانست بلكه در بهايم و درندگان و ساير حيوانات كه نسل ميآورند مى‌بينى بدنهاى ايشان را كه همۀ اعضاء را مو گرفته بغير از اين مواضع كه ذكر شد بسبب اين وجوه كه مذكور شد از مو خالى است.
پس تامل كن در خلقت قديم حكيم كه راه خطا و غلط‍‌ اعتراض بهيچ وجه در آن نيست و همگى بر وفق ثواب و حكمت است و اصحاب مانى ملعون كه در خلقت قادر بيچون خواسته‌اند كه راه خطا پيدا كنند عيب كرده‌اند موئى را كه پشت زهار و زير بغل ميرويد و نمى‌دانند كه روئيدن اين موها بعلت رطوبتى است كه بر اين موضع ريخته ميشود و در آنها مو ميرويد مانند گياهى كه در جائى كه آب جمع ميشود از زمين ميرويد نمى‌بينى كه اين مواضع پنهان‌تر و مناسبترند براى قبول اين فضله از مواضع ديگر و باز در روئيدن اين موها منفعت دينى هست انسان را كه او را مكلف ساخته‌اند بازالۀ اينها كه مثاب گردد و اشتغال آن باين اشغال بدنى مانع گردد او را از طغيان و فسادى كه لازم فارغ بودن آدميست از اشتغال زيرا كه مانع ميشود او را از بسيارى از غرور و ارتكاب معاصى و شرور.

divider