شناسه حدیث :  ۳۱۰۷۲۸

  |  

نشانی :  توحید المفضل  ,  جلد۱  ,  صفحه۵۰  

عنوان باب :   المجلس الأول حال من لا ينبت في وجهه الشعر و علة ذلك

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

وَ لَوْ لَمْ يَخْرُجِ اَلشَّعْرُ فِي وَجْهِهِ فِي وَقْتِهِ أَ لَمْ يَكُنْ سَيَبْقَى فِي هَيْئَةِ اَلصِّبْيَانِ وَ اَلنِّسَاءِ فَلاَ تَرَى لَهُ جَلاَلَةً وَ لاَ وَقَاراً قَالَ اَلْمُفَضَّلُ فَقُلْتُ لَهُ يَا مَوْلاَيَ فَقَدْ رَأَيْتُ مَنْ يَبْقَى عَلَى حَالَتِهِ وَ لاَ يَنْبُتُ اَلشَّعْرُ فِي وَجْهِهِ وَ إِنْ بَلَغَ اَلْكِبَرَ فَقَالَ ع ذٰلِكَ بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اَللّٰهَ لَيْسَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ فَمَنْ هَذَا اَلَّذِي يَرْصُدُهُ حَتَّى يُوَافِيَهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مِنْ هَذِهِ اَلْمَآرِبِ إِلاَّ اَلَّذِي أَنْشَأَهُ خَلْقاً بَعْدَ أَنْ لَمْ يَكُنْ ثُمَّ تَوَكَّلَ لَهُ بِمَصْلَحَتِهِ بَعْدَ أَنْ كَانَ فَإِنْ كَانَ اَلْإِهْمَالُ يَأْتِي بِمِثْلِ هَذَا اَلتَّدْبِيرِ فَقَدْ يَجِبُ أَنْ يَكُونَ اَلْعَمْدُ وَ اَلتَّقْدِيرُ يَأْتِيَانِ بِالْخَطَإِ وَ اَلْمُحَالِ لِأَنَّهُمَا ضِدُّ اَلْإِهْمَالِ وَ هَذَا فَظِيعٌ مِنَ اَلْقَوْلِ وَ جَهْلٌ مِنْ قَائِلِهِ لِأَنَّ اَلْإِهْمَالَ لاَ يَأْتِي بِالصَّوَابِ وَ اَلتَّضَادَّ لاَ يَأْتِي بِالنِّظَامِ تَعَالَى اَللَّهُ عَمَّا يَقُولُ اَلْمُلْحِدُونَ عُلُوّاً كَبِيراً
زبان ترجمه:

توحید مفضل / ترجمه میرزایی ;  ج ۱  ص ۴۹

مى‌دانى اگر در صورتش موى نمى‌روييد،همواره به هيأت و صورت زنان و بچگان مى‌ماند،در نتيجه نه ابّهت داشت و نه وقار؟ مفضّل مى‌گويد:عرض كردم:آقاى من!من كسانى را ديده‌ام كه بزرگ و كهنسال بوده‌اند ولى مويى بر رويشان نروييده است. حضرت-عليه السّلام-فرمود: «اين به خاطر اعمالى است كه از پيش فرستاده‌اند و خداى جلّ‌ و علا هيچ گاه بر بندگانش ستم روا نمى‌دارد».(انفال،آيه 51) جز خدايى كه از نيستى‌اش رهانيد و هستى‌اش بخشيد،چه كسى همواره در انديشۀ برآورى اين همه نيازهاى اوست و تأمين آنها را خود بر عهده گرفته است‌؟اگر چنين تدبير و حكمتى زاييدۀ اهمال و رها بودن امور به حال خود بود، مى‌بايست از تقدير و هدفمندى نيز اختلال و ناهماهنگى برخيزد؛زيرا اين دو ضدّ اهمال‌اند.[و بايد نتيجۀ آنها نيز با نتايج اهمال نسازد]بى‌شك چنين سخنى ناشايست و ناصواب و نشانۀ ناآگاهى و كم‌مايگى گويندۀ آن است؛چه هيچ گاه در اثر اهمال و بى‌تدبيرى،درستى و صواب پديد نمى‌آيد و تضاد نيز نظم و هماهنگى را در پى ندارد.خداوند چه بسيار منزه و والاتر از گفتۀ ملحدان است.(اسراء،آيه 43)

divider

توحید مفضل / ترجمه کاظمی ;  ج ۱  ص ۱۶

مفضل گفت اى مولاى من ديده‌ام بعضى از مردان را كه بر آن حالت ميماند و ريش بر نميآورند تا پير ميشوند چه حكمت است در اين حضرت فرمود كه اينها بآنهاست كه دست‌هاى ايشان پيش فرستاده و خدا ظلم‌كننده نيست بندگان خود را.(از آثار عمل والدين است).
مترجم گويد:كه شايد مراد آن باشد كه كرده‌هاى پدران ايشان سبب آن ميشود كه در اولاد ايشان اين آثار ظاهر گردد و براى عبرت مردم حقتعالى اولاد را عوضى كرامت فرمايد با آنكه بر خداوند بعد از نعمت ايجاد حسن صورت لازم نيست و از عدم آن جورى لازم نمى‌آمد و محتمل است كه مراد آن باشد كه چون حقتعالى بعلم كامل خود ميدانست كه از ايشان احوال قبيحه صادر خواهد شد ايشان را بر اين حالت خلق كرد پس فرمود كه كيست آنكه مترصد احوال انسانست در هر حال بآنچه مناسب اوست ميرساند مگر آن خداوندى كه او را از سراى عدم بساحت وجود آورده و متكفل مصالح او گرديده اگر اشياء باهمال و بى‌مدبرى بر اين نظام و نسق تواند بود بايد كه تقدير و تدبير باعث اختلال امور گردد و اين سخن در غايت رسوائى و بطلانست دليل جهل گويندۀ آنست و هر ذى عقل ميداند كه از خلاف تدبير انتظام نمييابد و تدبير موجب اختلال امور نميشود خدا بلندتر است از آنچه ملحدان ميگويند به بلندى بسيار.
مترجم گويد:كه اين سخن را بدو وجه تقرير ميتوان كرد.
اول آنكه هرگاه اشياء باسبابشان منوط‍‌ و مربوط‍‌ نباشد و چنين نظامى بدون تدبير بعمل تواند آمد پس جايز است كه تدبير موجب دفع انتظام و مزيد اختلال گردد و اين مخالف مقتضاى عقول كافۀ خلق است كه بناى امور خود را بر تدابير ميگذارند و موجب انتظام احوال خويش ميدانند.
دوم آنكه عقل حاكم است بآنكه آثار امور متضاده و متناقضه مخالف يكديگر ميبايد باشد چنانچه آب و آتش چون در صفات ضد يكديگرند آثارشان مخالف يكديگر است پس هرگاه عدم تدبير موجب انتظام گردد تدبير كه نقيض آنست بايد موجب اختلال باشد پس امام(ع)فرمود كه

divider