شناسه حدیث :  ۳۱۰۲۱۷

  |  

نشانی :  التوحيد  ,  جلد۱  ,  صفحه۹۶  

عنوان باب :   5 باب معنى التوحيد و العدل

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

حَدَّثَنَا أَبُو اَلْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ عَزِيزٍ اَلسَّمَرْقَنْدِيُّ اَلْفَقِيهُ بِأَرْضِ بَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلزَّاهِدُ اَلسَّمَرْقَنْدِيُّ بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ إِلَى اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ إِنَّ أَسَاسَ اَلدِّينِ اَلتَّوْحِيدُ وَ اَلْعَدْلُ وَ عِلْمُهُ كَثِيرٌ وَ لاَ بُدَّ لِعَاقِلٍ مِنْهُ فَاذْكُرْ مَا يَسْهُلُ اَلْوُقُوفُ عَلَيْهِ وَ يَتَهَيَّأُ حِفْظُهُ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَمَّا اَلتَّوْحِيدُ فَأَنْ لاَ تُجَوِّزَ عَلَى رَبِّكَ مَا جَازَ عَلَيْكَ وَ أَمَّا اَلْعَدْلُ فَأَنْ لاَ تَنْسُبَ إِلَى خَالِقِكَ مَا لاَمَكَ عَلَيْهِ .
زبان ترجمه:

اسرار توحيد ;  ج ۱  ص ۸۵

باب پنجم در بيان معنى توحيد و عدل حديث كرد ما را أبو الحسن محمد بن سعيد بن عزيز سمرقندى فقيه در زمين بلخ گفت كه حديث كرد ما را ابو احمد محمد بن محمد زاهد سمرقندى باسناد خويش و آن را مرفوع ساخته بسوى حضرت صادق(عليه السّلام)كه مردى از او سؤال كرد و باو عرض نمود كه اساس و بنياد دين توحيد و عدل است و علمش بسيار يا بزرگ و عاقل را از آن چارۀ نيست پس ذكر كن آنچه را كه وقوف و اطلاع بر آن آسان و حفظش آماده و مهيا باشد حضرت(عليه السّلام)فرمود اما توحيد آنست كه روا ندارى بر پروردگارت آنچه را بر تو روا باشد و اما عدل آنست كه نسبت ندهى بسوى آفريدگارت آنچه ترا بر آن ملامت و سرزنش فرموده.

divider

توحید صدوق / ترجمه میرزایی ;  ج ۱  ص ۱۰۹

1-محمّد بن محمّد زاهد سمرقندى با سند خود تا امام صادق عليه السّلام نقل مى‌كند كه شخص از آن حضرت پرسيد:ريشه و اصل دين،يگانگى و عدالت خداوند است و دانش او هم زياد است و هر انسان عاقلى،ناچار به قبول آن مى‌باشد.پس چيزى بيان بفرماييد كه فهميدن آن براى ما آسان شود و آمادگى براى حفظ‍‌ آن فراهم آيد؟حضرت فرمودند:امّا دربارۀ يگانگى خداوند(بايد بگويم:) يعنى آن‌چه براى تو(به‌عنوان يك انسان)جايز است،براى خداى تو،جايز نمى‌باشد.(يعنى آن خصوصيّاتى كه يك انسان دارد،خداوند ندارد.مثل اينكه ما چون با گوش مى‌شنويم،پس اين‌كه خداوند شنواست يعنى با گوش مى‌شنود.)و امّا عدالت الهى يعنى اين‌كه آن‌چه تو را نسبت به آن سرزنش كرده است،به آفريدگار خود نسبت ندهى.(مثلا كسى چشم ندارد و نابيناست و نبايد بگويد خدا مرا نابينا آفريده است.زيرا نابينايى بر اثر مسائل ژنتيكى است كه پدر و مادر رعايت نكرده‌اند).

divider

توحید صدوق / ترجمه جعفری ;  ج ۱  ص ۱۰۳

1-ابو احمد سمرقندى به اسناد خود در حديث مرفوعه‌اى گويد:مردى از امام صادق عليه السّلام پرسيد كه اساس و بنياد دين،توحيد و عدل است و علم آن بسيار است و عاقل را از آن گزيرى نيست،پس آنچه را كه اطّلاع بر آن آسان و حفظش آماده و مهيا است بيان كن.
حضرت عليه السّلام فرمود:«توحيد آن است كه آنچه را به تو روا است بر پروردگارت روا ندارى و عدل آن است كه آنچه تو را بر آن سرزنش فرموده است به آفريدگارت نسبت ندهى.

divider